جان را چو ز رفتن تو آگاهی شد

دل در سر نالهٔ سحرگاهی شد

کو آن همه دولت تو ای گنج زمین

کی دانستی که اینچنین خواهی شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *