چون با غم تو دل مرا تاب نماند

در دیدهٔ خون فشان من خواب نماند

ای ساقی دُردِ دَرد برجانم ریز

تا خون گریم که در جگر آب نماند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *