تاکی نفسی از سر صد درد زدن

خونابهٔ اشک بر رخ زرد زدن

چون هست دل چو آهنت بر من سرد

بیهوده بود بر آهن سرد زدن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *