ای عشقِ تو کیمیای سرگردانی

وی کوی تو در بادیهٔ حیرانی

چون میدانم که حالِ من میدانی

تا چند به خونِ جگرم گردانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *