آن را که ز دریای تو گوهر بایست

همچون گویش نه پا و نه سر بایست

من خود بودم چنانک بودم دلتنگ

دیوانگی عشق تو می در بایست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *