هر که چشم رغبت از نظاره مرغوب بست

بر دل آسوده راه یک جهان آشوب بست

از زلیخای هوس بگریز کاین بی آبرو

تهمت آلودگی بر دامن محبوب بست

گفتم از دنیا فشانم دست در پایان عمر

حرص پیری از عصا دست مرا بر چوب بست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *