به سر زلف دلربای منی

به لب لعل جان‌فزای منی

گر ببندد فلک به صد گرهم

تو به مویی گره‌گشای منی

به بلای جهانت دارم دوست

گرچه تو از جهان بلای منی

هر کست از گزاف می گوید

که تویی کز جهان سزای منی

این همه ترهات می‌دانم

من برای تو تو برای منی

گر نمانم من ای صنم روزی

تو که جان منی بجای منی

جاودان پادشا شود عطار

گر تو گویی که تو گدای منی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *