بخش ۲۳ – خردنامه سقراط : زهی گنج حکمت که سقراط بود
بخش ۳ – در نعت خواجه ای که دیباچه کمال او «کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین » است و روزنامه حال خجسته مآل او «انا سید الأولین و الآخرین » : سر سروران تاج آزادگان
بخش ۴۷ – پوست پوشیدن مجنون و به میان گوسفندان لیلی درآمدن و به حوالی خیمه گاه وی رفتن : آن پوست و مغز قصه اش نغز
بخش ۴۲ – رسانیدن قاصد نامه لیلی را به مجنون و خواندن وی آن نامه را : نی باد و ز باد گرم روتر
بخش ۵۸ – در ختم کتاب و خاتمه خطاب : هر چند چو بحر تلخکامی
بخش ۴۳ – جواب نوشتن مجنون نامه لیلی را : مجنون چو به نامه در قلم زد
بخش ۵۱ – مراجعت کردن اعرابی بار دیگر به زیارت مجنون و بعد از جست و جوی بسیار وی را یافتن که غزالی را در آغوش گرفته و هر دو جان داده : طغراکش این فراقنامه
بخش ۴۹ – ملاقات کردن مجنون با لیلی در یکی از راهها و در انتظار مراجعت او در مقام حیرت ایستادن و شیان کردن مرغ بر سر وی : رامشگر این ترانه خوش
بخش ۴۶ – رفتن مجنون به حوالی دیار لیلی و ملاقات و مقالات وی با سگی که در کوی وی دیده بود : گوهر کش سلک این حکایت
بخش ۴۸ – رفتن مجنون به طفیل گدایان به خیمه گاه لیلی و شکستن لیلی کاسه وی را و رقص کردن مجنون از ذوق آن : شیرین سخن شکر فسانه