تکه ۲ : مرد باید که جگر سوخته چندان بودا

تکه ۳ : کار چون بسته شود بگشایدا

تکه ۴ : خداوندا بگردانی بلا را

تکه ۶ : نسیما جانب بستان گذر کن

تکه ۷ : چون مرا دیدی تو او را دیده‌ای

تکه ۸ : گر من این دوستی تو ببرم تا لب گور

تکه ۹ : گرفت خواهم زلفین عنبرین ترا

تکه ۱۰ : در شب تاریک برداری نقاب از روی خویش

تکه ۱۱ : هر کسی محراب کردست آفتاب و سنگ و چوب

تکه ۱۲ : با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین

تکه ۱۳ : آتش نمرود هرگز پور آذر را نسوخت

تکه ۱۴ : امروز بهر حالی بغداد بخاراست

تکه ۱۵ : ساقی تو بده باده و مطرب تو بزن رود

تکه ۱۶ : می هست و درم هست و بت لاله رخان هست

تکه ۱۷ : هر آن دلی که ترا، سیدی بدان نظرست

تکه ۱۸ : اگرچه خرد یکی شاخک گیاه بود

تکه ۱۹ : هر آن دلی که نهفتست زیر هفت زمین

تکه ۲۰ : صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی

تکه ۲۱ : ای ترک جان نکرده و جانانت آرزوست

تکه ۲۳ : از دوست پیام آمد کاراسته کن کار

تکه ۲۴ : ای روی تو چو روز دلیل موحدان

تکه ۲۵ : از دوست به هر چیز چرا بایدت آزرد

تکه ۲۶ : آری چنین کنند کریمان که شاه کرد

تکه ۲۸ : برون ز گوشه بهشت برین سقر باشد

تکه ۲۹ : عاشقی خواهی که تا پایان بری

تکه ۳۰ : با خلق هر کرم که کند هم خدا کند

تکه ۳۱ : مرا تو راحت جانی معاینه نه خبر

تکه ۳۲ : هیچ صورتگر بصد سال از بدایع وزنگار

تکه ۳۵ : بزیر قبهٔ تقدیس مست مستانند

تکه ۳۷ : خوش آید او را چون من بناخوشی باشم

تکه ۳۸ : هر باد که از سوی بخارا بمن آید

تکه ۳۹ : نی نی ز ختن باد چنان خوش نوزد هیچ

تکه ۴۰ : بده تو بار خدایا درین خجسته سفر

تکه ۴۱ : چیست ازین خوبتر در همه آفاق کار

تکه ۴۲ : خوبتر اندر جهان ازین چه بود کار

تکه ۴۴ : معدن شادیست این معدن جود و کرم

تکه ۴۵ : دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام

تکه ۴۶ : نظری فگن به حالم که ز دست رفت کارم

تکه ۴۷ : بوالعجب یاری ای یار خراسانی

تکه ۴۸ : همه جمال تو بینم چو دیده باز کنم

تکه ۴۹ : مدتی هست که ما از خم وحدت مستیم

تکه ۵۰ : بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان

تکه ۵۱ : تعویذ گشت خوی بدان روی خوب را

تکه ۵۲ : تو چنانی که ترا بخت چنانست و چنان

تکه ۵۳ : با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین

تکه ۵۶ : ما و همین دوغ وا و ترب و ترینه

تکه ۵۷ : حال عالم سر بسر پرسیدم از فرزانه‌ای

تکه ۵۹ : ای ساقی پیش آر ز سرمایهٔ شادی

تکه ۶۰ : ایا بر جان ما ماهر چو بر شطرنج اهوازی

تکه ۶۲ : صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی