رباعی شمارهٔ ۴۴۱ : دیشب که بکوی یار میگردیدم
رباعی شمارهٔ ۴۵۷ : زان دم که قرین محنت وافغانم
رباعی شمارهٔ ۴۴۲ : گر در سفرم تویی رفیق سفرم
رباعی شمارهٔ ۴۵۸ : بیمهری آن بهانهجو میدانم
رباعی شمارهٔ ۴۴۳ : از هجر تو ای نگار اندر نارم
رباعی شمارهٔ ۴۵۹ : رویت بینم چو چشم را باز کنم
رباعی شمارهٔ ۴۲۸ : آنان که به نام نیک میخوانندم
رباعی شمارهٔ ۴۲۹ : چونان شدهام که دید نتوانندم
رباعی شمارهٔ ۴۳۰ : گر خلق چنانکه من منم دانندم
رباعی شمارهٔ ۴۳۱ : آن دم که حدیث عاشقی بشنودم