رباعی شمارهٔ ۴۱۰ : گر پاره کنی مرا ز سر تا به قدم
رباعی شمارهٔ ۴۱۱ : من دانگی و نیم داشتم حبهٔ کم
رباعی شمارهٔ ۴۱۲ : از گردش افلاک و نفاق انجم
رباعی شمارهٔ ۴۱۳ : هم در ره معرفت بسی تاختهام
رباعی شمارهٔ ۴۱۴ : حک کردنی است آنچه بنگاشتهام
رباعی شمارهٔ ۴۱۵ : بستم دم مار و دم عقرب بستم
رباعی شمارهٔ ۳۸۴ : بر عود دلم نواخت یک زمزمه عشق
رباعی شمارهٔ ۴۰۰ : ای چارده ساله مه که در حسن و جمال
رباعی شمارهٔ ۳۸۵ : ما را شدهاست دین و آیین همه عشق
رباعی شمارهٔ ۳۸۶ : خلقان همه بر درگهت ای خالق پاک