رباعی شمارهٔ ۳۷۴ : سودای توام در جنون می زد دوش
رباعی شمارهٔ ۳۷۵ : دارم گنهان ز قطره باران بیش
رباعی شمارهٔ ۳۷۶ : در خانه خود نشسته بودم دلریش
رباعی شمارهٔ ۳۶۱ : شاها ز دعای مرد آگاه بترس
رباعی شمارهٔ ۳۷۷ : شوخی که به دیده بود دایم جایش
رباعی شمارهٔ ۳۶۲ : اندر صف دوستان ما باش و مترس
رباعی شمارهٔ ۳۷۸ : آتش بدو دست خویش بر خرمن خویش
رباعی شمارهٔ ۳۶۳ : ای آینهٔ ذات تو ذات همه کس
رباعی شمارهٔ ۳۷۹ : پیوسته مرا ز خالق جسم و عرض
رباعی شمارهٔ ۳۶۴ : ای واقف اسرار ضیمر همه کس