رباعی شمارهٔ ۳۶۶ : چون ذات تو منفی بود ای صاحب هش
رباعی شمارهٔ ۳۶۷ : چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش
رباعی شمارهٔ ۳۶۸ : در میدان آ با سپر و ترکش باش
رباعی شمارهٔ ۳۶۹ : گر قرب خدا میطلبی دلجو باش
رباعی شمارهٔ ۳۷۰ : شاهیطلبی برو گدای همه باش
رباعی شمارهٔ ۳۷۱ : چون شب برسد ز صبح خیزان میباش
رباعی شمارهٔ ۳۵۶ : ای جملهٔ بی کسان عالم را کس
رباعی شمارهٔ ۳۴۱ : مجنون و پریشان توام دستم گیر
رباعی شمارهٔ ۳۵۷ : نوروز شد و جهان برآورد نفس
رباعی شمارهٔ ۳۴۲ : ای فضل تو دستگیر من، دستم گیر