رباعی شمارهٔ ۱۶۶ : آسان آسان ز خود امان نتوان یافت
رباعی شمارهٔ ۱۶۷ : آن دل که تو دیدهای زغم خون شد و رفت
رباعی شمارهٔ ۱۶۸ : از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت
رباعی شمارهٔ ۱۶۹ : دل عادت و خوی جنگجوی تو گرفت
رباعی شمارهٔ ۱۷۰ : آنی که ز جانم آرزوی تو نرفت
رباعی شمارهٔ ۱۷۱ : یار آمد و گفت خسته میدار دلت
رباعی شمارهٔ ۱۵۶ : دایم نه لوای عشرت افراشتنیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۱ : گاهی چو ملایکم سر بندگیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۷ : ای دیده نظر کن اگرت بیناییست
رباعی شمارهٔ ۱۴۲ : چون حاصل عمر تو فریبی و دمیست