رباعی شمارهٔ ۱۵۸ : سیمابی شد هوا و زنگاری دشت
رباعی شمارهٔ ۱۴۳ : دردا که درین سوز و گدازم کس نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۹ : آنرا که قضا ز خیل عشاق نوشت
رباعی شمارهٔ ۱۴۴ : در سینه کسی که راز پنهانش نیست
رباعی شمارهٔ ۱۶۰ : هان تا تو نبندی به مراعاتش پشت
رباعی شمارهٔ ۱۴۵ : در کشور عشق جای آسایش نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۶ : افسوس که کس با خبر از دردم نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۷ : گفتار نکو دارم و کردارم نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۸ : هرگز المی چو فرقت جانان نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۹ : در هجرانم قرار میباید و نیست