رباعی شمارهٔ ۱۲۱ : بر ما در وصل بسته میدارد دوست
رباعی شمارهٔ ۱۳۷ : اندر همه دشت خاوران گر خاریست
رباعی شمارهٔ ۱۲۲ : ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست
رباعی شمارهٔ ۱۳۸ : در بحر یقین که در تحقیق بسیست
رباعی شمارهٔ ۱۲۳ : ای دوست ای دوست ای دوست ای دوست
رباعی شمارهٔ ۱۳۹ : رنج مردم ز پیشی و از بیشیست
رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : ایزد که جهان به قبضهٔ قدرت اوست
رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : چشمی دارم همه پر از دیدن دوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : دنیا به جوی وفا ندارد ای دوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۱ : شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست