رباعی شمارهٔ ۱۰۳ : عشق تو بلای دل درویش منست
رباعی شمارهٔ ۱۱۹ : زان میخوردم که روح پیمانهٔ اوست
رباعی شمارهٔ ۱۰۴ : از گل طبقی نهاده کین روی منست
رباعی شمارهٔ ۱۲۰ : آن مه که وفا و حسن سرمایهٔ اوست
رباعی شمارهٔ ۱۰۵ : آنرا که فنا شیوه و فقر آیینست
رباعی شمارهٔ ۱۰۶ : دنیا به مثل چو کوزهٔ زرین است
رباعی شمارهٔ ۱۰۷ : دردیکه ز من جان بستاند اینست
رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : ایزد که جهان به قبضهٔ قدرت اوست
رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : چشمی دارم همه پر از دیدن دوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : دنیا به جوی وفا ندارد ای دوست