پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

قصیدهٔ شمارهٔ ۱ – در مدح علاء الدین ابوعلی الحسن الشریف : سپهر رفعت و کوه وقار و بحر سخا

قصیدهٔ شمارهٔ ۲ – در مدح امیر اجل ابو علی علاء الدین حسن : سپهر رفعت و کوه وقار و بحر سخا

قصیدهٔ شمارهٔ ۳ – در مدح شاهزاده عمادالدین : ای داده به دست هجر ما را

قصیدهٔ شمارهٔ ۴ – در مدح وزیر : ای قاعدهٔ تازه ز دست تو کرم را

قصیدهٔ شمارهٔ ۵ – در مدح امیر سید مجدالدین ابوطالب : زان پس که قضا شکل دگر کرد جهان را

قصیدهٔ شمارهٔ ۶ – در مدح عمادالدین فیروز شاه : باز این چه جوانی و جمالست جهان را

قصیدهٔ شمارهٔ ۷ – در مدح خواجه ناصرالدین طاهر : نصر فزاینده باد ناصر دین را

قصیدهٔ شمارهٔ ۸ – در مدح ناصرالدین ابوالفتح : صبا به سبزه بیاراست دار دنیی را

قصیدهٔ شمارهٔ ۹ – در مدح صاحب مجدالدین ابوالحسن عمرانی : اینکه می بینم به بیداریست یارب یا به خواب

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ – در مدح ناصرالدین طاهر : چون وقت صبح چشم جهان سیر شد ز خواب

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ – در مدح صاحب ناصرالدین طاهر : گشت از دل من قرار غایب

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ : ای سخا را مسبب الاسباب

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ – در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : ای جهان عدل را انصاف تو مالک رقاب

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ – در مدح ابوالمعالی مجدالدین بن احمد : ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ – در مدح خاقان اعظم کمال‌الدین : ای از رخت فکنده سپر ماه و آفتاب

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ – در مدح خاقان اعظم عمادالدین پیروزشاه : ای زمان شهریاری روزگارت

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ – در مدح ضیاء الدین اکفی الکفاة مودودبن احمدالعصمی : آخر ای خاک خراسان داد یزدانت نجات

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ – در مدح ناصرالملة والدین ابوالفتح طاهر : اگر محول حال جهانیان نه قضاست

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ – در مرثیهٔ سیدالسادات مجدالدین ابی‌طالب‌بن نعمه : شهر پرفتنه و پر مشغله و پر غوغاست

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ – در مدح سلطان سنجر : ملک مصونست و حصن ملک حصین است

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ – در صفت خزان و مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر : روز می خوردن و شادی و نشاط و طرب است

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ – در مدح قاضی حمیدالدین بلخی : صدری که ازو دولت و دین جفت ثباتست

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ – در مدح خاقان اعظم پیروزشاه : شاها زمانه بندهٔ درگاه جاه تست

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ – در مدح مجدالدین محمدبن نصر احمد : گرچرخ را در این حرکت هیچ مقصدست

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ – در مدح ملکان غور شهاب‌الدین و ناصرالدین حسن محمود : عرصهٔ مملکت غور چه نامحدودست

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ – در مدح امام اجل عالم صفی‌الدین عمر گحجواری : زمانهٔ گذران بس حقیر و مختصرست

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ – در مدح صاحب ناصرالدین و تهنیت منصب : منصب از منصبت رفیع‌ترست

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ – در مدح صدر سعید خواجه سعدالدین اسعد و عرض اخلاص : منت از کردگار دادگرست

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ – در مدح ناصرالدین طاهر و توصیف عمارت وی : می بیاور که جشن دستورست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ – ایضا در وصف عمارت ممدوح : یارب این بارگاه دستورست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ – در مدح دستور معظم ناصرالدین طاهربن المظفر گوید : ای ملک بهین رکن ترا کلک وزیرست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ – در مدح خاقان اعدل ابوالمظفر عمادالدین پیروز شاه : نوش لب لعل تو قیمت شکر شکست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ – در شکایت فلک و مدح صدر سعدالدین : تیر ستم فلک خدنگست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ – در مدح کمال‌الدین محمود خال : اگر در حیز گیتی کمالست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ – در مدح خاتون معظم صفوةالدین مریم گوید : هرچه زاب و آتش و خاک و هوای عالمست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ – در مدح جلال‌الدین احمد : ای ترک می بیار که عیدست و بهمنست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ – در وصف ربیع و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : روز عیش و طرب و بستانست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ – در مدح مودود شاه زنگی : بازآمد آنکه دولت و دین در پناه اوست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ – در مدح امیر نصیرالدین تاج‌الملوک ابوالفوارس : ملک هم بر ملک قرار گرفت

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ – در مدح خاقان اعظم سلطان سنجر : ملک اکنون شرف و مرتبه و نام گرفت

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ – در مدح ملک عادل یوسف : ملک یوسف ای حاتم طی غلامت

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ – در مدح ملک‌الامرا طغرل تگین : طغرل تگین به تیغ جهان را نظام داد

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ – در مدح صاحب صدر طاهربن مظفر : باغ سرمایهٔ دگر دارد

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ – در مدح ملک بدرالدین سنقر : عید بر بدر دین مبارک باد

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ – در مدح ابوالفتح ناصرالدین طاهر : آفرین بر حضرت دستور و بر دستور باد

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ – در وصف عمارت ممدوح : این همایون مقصد دنیا و دین معمور باد

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷ – در مدح امیرالامرا عزالدین طغر لتگین : ایام زیر رایت رای امیر باد

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ – در تهنیت نوروز و مدح عمادالدین پیروزشاه : خسروا روزت همه نوروز باد

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ – در مدح علاء الدین : صاحبا عید بر تو خرم باد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۰ – در مدح سلطان‌الخواتین عصمةالدین مریم : هزار سال زیادت بقای خاتون باد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ – در مدح عمادالدین فیروز شاه امیر خراسان : خدایگانا سال نوت همایون باد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ – در مدح صاحب ناصرالدین طاهر : صاحبا جنبشت همایون باد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ – در مدح سلطان سلیمان شاه : ملکا مملکت به کام تو باد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ – در مدح سلطان سنجر : خسروا بخت همنشین تو باد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ – در تهنیت عید و مدح پیروزشاه : ای عید دین و دولت عیدت خجسته باد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ – در مدح ابوالحسن مجدالدین علی عمرانی : اکنون که ماه روزه به نقصان در اوفتاد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ – در مدح ملک معظم پیروزشاه : ای به شاهی ز همه شاهان فرد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ – در تعریف قصر و عمارتی که ناصرالدین در باغ ساخته بود : ای نمودار سپهر لاجورد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ – در مدح سلطان سنجر : تا ملک جهان را مدار باشد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ – ایضا در مدح سلطان سنجر : گر دل و دست بحر و کان باشد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ – تقاضای تشریف از مخدوم : ای خداوندی که هرکه از طاعتت سربرکشد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ – در مدح جلال‌الوزراء احمدبن مخلص : خیزید که هنگام صبوح دگر آمد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ – در مدح اکفی الکفات امیر ضیاء الدین احمد عصمی : خدای جل جلاله ز من چنین داند

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ – در مدح رکن‌الدین مفتی گفته در وقتی که حکیم با تاج عمزاد نزاع و دعوایی داشته و مایل بوده که آن مرافعه پیش او برند و تاج عمزاد به مفتی دیگر میل داشته است : در دین چو اعتصام به حبل متین کنند

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ – در مدح امیر عزالدین طوطی بک : خراب کرد به یکبار بخل کشور جود

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ – در مدح امیر علاء الدین محمد : هرکرا در دور گردون ذکر مقصد می‌رود

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ – در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : طبعم به عرضه کردن دریا و کان رسید

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ – در مدح نظام‌الملک صدرالدین محمد میراب مرو : شبی گذاشته‌ام دوش در غم دلبر

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ – در مدح یکی از فرزندان نظام‌الملک است : ای به رفعت ز آسمان برتر

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ – از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکن‌الدین قلج طمغاج خان پسرخواندهٔ سلطان سنجر : به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ – در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر : مست شبانه بودم افتاده بی‌خبر

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ – در مدح میرآب مرو صاحب سعید صدر الدین نظام‌الملک : نماز شام چو کردم بسیج راه سفر

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۳ – در صفت بغداد و مدح ملک الامرا قطب الدین مودود شاه : خوشا نواحی بغداد جای فضل و هنر

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۴ – در مدح صاحب ناصرالدین نصرة الاسلام ابو المناقب : چو از دوران این نیلی دوایر

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ – در مدح وزیر علاء الدین بوبویه : چو زیر مرکز چرخ مدور

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۶ : ای در ضمان عدل تو معمور بحر و بر

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۷ : زهی بقای تو دوران ملک را مفخر

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۸ – در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : دی چون بشکست شهنشاه فلک نوبت بار

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ – در مدح امیرکبیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی : دوش از درم درآمد سرمست و بی‌قرار

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ – در مدح صدرالزمان علاء الدین محمود خراسانی : باد شبگیری نسیم آورد باز از جویبار

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱ – در مدح صاحب سعید جلال‌الوزرا عمربن مخلص : هندویی کز مژگان کرد مرا لاله قطار

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ – در تهنیت عید و مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر : دی بامداد عید که بر صدر روزگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ – در تعریف عمارت و مدح صاحب ناصرالدین طاهر : ای به خوبی و خرمی چو بهار

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ – در مدح امیر ناصرالدین قتلغ شاه : شب و شمع و شکر و بوی گل و باد بهار

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ – در مدح سلطان اعظم سنجر : آب چشمم گشت پر خون زاتش هجران یار

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ – در مدح شمس‌الدین اغل بیک : دوش در هجر آن بت عیار

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷ – (گویا در ادامهٔ قصیدهٔ دی بامداد عید که بر صدر روزگار …) : کای کاینات رابه وجود تو افتخار

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ : ای روزگار دولت تو روز روزگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۹ – در مدح خاقان اعظم پیروزشاه عادل : حبل متین ملک دو تا کرد روزگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۰ – در مدح امیر اسفهسالار نصرةالدین تاج‌الملوک ابوالفوارس : ای در نبرد حیدر کرار روزگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱ – در مدح یکی دیگر از بزرگان : ای در هنر مقدم اعیان روزگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ – در مدح دستور ناصرالدین طاهر : زهی دست وزارت از تو معمور

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ – در مدح صدر اجل ضیاء الدین منصور : رییس مشرق و مغرب ضیاء الدین منصور

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴ – در مدح صاحب ناصرالملة والدین ابوالفتح طاهر : ای ز رای تو ملک و دین معمور

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۵ : بضیاء دولت و دین خواجهٔ جهان منصور

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ – در مدح سلطان فیروز شاه : ای بهمت برتر از چرخ اثیر

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ – در مدح امیر شمس‌الدین اغلبک : ای بهمت ورای چرخ اثیر

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ – در صفت جشن و مدح صاحب ناصرالدین طاهربن مظفر هنگام معاودت به نیشابور : ابشروا یا اهل نیشابور اذا جاء البشیر

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۹ – در مدح صدر معظم کمال‌الدین مسعود عارض : زهی ز بارگه ملک تو سفیر سفیر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۰ – در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر : ای به نسبت با تو هرچه اندر ضمیر آمد حقیر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ – در صفت معشوق و مدح امیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی : بر من آمد خورشید نیکوان شبگیر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ – در مدح امیر فخرالدین محمد میر آب مرو : به فال نیک درآمد به شهر موکب میر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ – در مدح و تهنیت خدام صاحب ناصرالدین طاهربن المظفر هنگام باز آمدن از زمین غور به جانب هراة : موکب عالی دستور جهان آمد باز

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ – در عذر کم‌خدمتی ومدح امیر مودود احمد عصمی : زندگانی ولی نعمت من باد دراز

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ – در مدح شمس‌الدین بهروز : ای بر اعدا و اولیا پیروز

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۶ – در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : چون مراد خویش را با ملک ری کردم قیاس

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۷ – در مدح ناصرالدین طاهربن مظفر : زهی دست تو بر سر آفرینش

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ – در مدح امام بزرگ شیخ قطب الدین ابوالمظفر العبادی : ای شادی جان آفرینش

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ – در مدح صفوةالدین مریم خاتون : ای نهان گشته در بزرگی خویش

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۰ – در مدح صاحب اوحدالدین اسحق : دوش سرمست آمدم به وثاق

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ – در مناجات باری تعالی : مقدری نه به آلت به قدرت مطلق

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ – در مدح امیر اسفهسالار فخرالدین اینانج بلکا خاصبک : ای سپاهت را ظفر لشکرکش و نصرت یزک

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ – در مدح جلال‌الدین محمد : ای گشته نوک کلک تو صورت‌نگار ملک

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ – در وصف کوشک صدر سعید ابوالحسن عمرانی : حبذا کارنامهٔ ارتنگ

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ – در مدح مخدرةالکبری عصمة الدین مریم خاتون : مرحبا موکب خاتون اجل

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ – مدح شیخ امام جمال‌الاسلام : ای کرده درد عشق تو اشکم به خون بدل

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ – در مدح ناصرالدین طاهر و وصف ربیع : جرم خورشید چو از حوت درآید به حمل

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ – در مدح دستور نظام‌الملک صدرالدین محمد : به نیک طالع و فرخنده روز و فرخ فال

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ – دشمنان از وی دروغی گفته بودند خلوص خود و عذر مخدوم را گوید : ای ترا کرده خداوند خدای متعال

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰ – در مدح کمال‌الدین ابی‌سعد مسعود بن احمدالمستوفی : خدای خواست که گیرد زمانه جاه و جلال

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۱ – در مدح صدرالامم کمال‌الدین محمود : ای به هستی داده گیتی را کمال

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۲ – در مدح ناصرالدین طاهر و تهنیت رمضان و تحویل حمل : سایه افکند مه روزه و روز تحویل

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۳ – در مدح متمن الحضرة سعدالدین اسعد بن اسماعیل : مؤتمن اسعد بن اسماعیل

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۴ – در مدح امیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی و تهنیت او به تشریف سلطان : مبارک باد و میمون باد و خرم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۵ – در ستایش اسب صاحب ناصر الدین و تخلص به مدح او : ای زرین نعل آهنین سم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۶ – در مدح سلطان غیاث الدین ابوشجاع سلیمان شاه‌بن محمد : ای خنجر مظفر تو پشت ملک عالم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۷ – در مدح عمادالدین پیروزشاه و خواجه جلال‌الوزرا : ای رایت رفیعت بنیاد نظم عالم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۸ – در مدح مفخرالسادة مجدالدین ابوطالب نعمه : ای کلک تو پشت ملک عالم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ – در مدح رضیةالدین مریم : ای فخر همه نژاد آدم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ – در صفت افلاک و بروج و مدح ناصرالدین طاهربن المظفر : جرم خورشید دوش چون گه شام

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۱ – در مدح ابوالمظفر ناصرالدین طاهربن مظفر : شرف گوهر اولاد نظام

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۲ – در مدح صاحب نظام‌الدین محمد : ای گرفته عالم از عدلت نظام

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۳ – در مدح ضیاء الدین مودودبن احمد عصمی : مملکت را به کلک داد نظام

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴ – در صفت افلاک و بروج و مدح صاحب ناصرالدین : دوش سلطان چرخ آینه فام

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۵ – در مدح صاحب جلال‌الدین احمدبن مخلص : ای به استحقاق شاه شرق را قایم مقام

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۶ – در تهنیت ماه رمضان و مدح مجد الدین ابوالحسن عمرانی : مرحبا نو شدن و آمدن عید صیام

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۷ – قال فی‌التفاخر و شکایة الزمان : تا آمد از عدم به وجود اصل پیکرم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸ – در شکر مجلس صاحب ناصرالدین : ای بارگاه صاحب عادل خود این منم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۹ – در صفت بارگاه ملک الوزرا مخلص‌الدین از زبان صفه : من که این صفهٔ همایونم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۰ – مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : آفرین باد بر چو تو مخدوم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۱ – مدح صدر تاج‌الدین ابراهیم : اختیار ملوک هفت اقلیم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۲ – در مدح ابوالفتح طاهربن مظفر وزیر : به حکم دعوی زیج و گواهی تقویم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ – در مدح سیداجل عمادالدین ابوالفضل طورانی : چو شاه زنگ برآورد لشکر از ممکن

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۴ – در مدح امیر عادل ضیاء الدین مودود احمد عصمی : نماز شام چو خورشید گنبد گردان

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۵ – چون صدراعظم مجدالدین ابوالحسن عمرانی از سمرقند بازآمد و سلطان تشریفش فرمود اعدا بر او افتریها کردند در دفع آن افتریها انوری این قصیدهٔ بگفت : سه ماهه فراقت بر اهل خراسان

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶ – در مدح یکی از امیران : چون شمع روز روشن از ایوان آسمان

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ – مدح یکی از اقوام پادشاه کند : ای به نیک اختر شده هم سلف سلطان جهان

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ – در مدح یکی از بزرگان : ای ز کلک توراست کار جهان

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹ – در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : درآمد موکب عید همایون

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۰ – در مدح فیروزشاه گفته و التزام آنچه حضرت سلیمان داشته از مراتب جاه و نعمت نموده : کو آصف جم گو بیا ببین

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ – در مدح فخرالسادات مجدالدین ابوطالب نعمه : آیت مجد آیتی است مبین

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲ – در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : ای جهان را جمال و جاه تو زین

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳ – فخرالدین خالد قطعه‌ای به مطلع زیر به انوری نوشته و او را مدح گفته انوری در جواب فخرالدین قصیدهٔ ذیل را گفته و پسر او را که طفل بوده ستوده : و علیک السلام فخر الدین

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۴ – مدح ملک‌الاسخیا ابوالمفاخر امیر فخرالدین : افتخار زمان و فخر زمین

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ – در مدح جلال‌الوزرا مجدالدین علی : ای جهان خاتم جان‌بخش ترا زیر نگین

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ – در مدح ناصرالدین طاهربن مظفر : صاحب روزگار و صدر زمین

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ – در مدح ملک عضدالدین طغرل تکین : ای جهان را ایمنی از دولت طغرلتکین

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۸ – در مدح امیر طغرل تکین : از در شاهی در طغرل تکین

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹ – در مدح ملک معظم عمادالدین فیروزشاه : ای باد خاک مرکب گردون شتاب تو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰ – در مدح امیر اسفهسالار فخرالدین اینانج بلکا خاصبک : ای فخر کرده دین خدای از مکان تو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۱ – در مدح پیروزشاه عادل : ای شمس دین و شمس فلک آسمان تو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ – در مدح ضیاء الدین مودود احمد عصمی بعد از حبس : سپاس ایزد کاندر ضمان دولت و جاه

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ – در مدح ملک‌العادل ابوالفتح ملکشاه : آمد به سلامت بر من ترک من از راه

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۴ – مدح کمال‌الدین ابوالمحاسن نصر : کمال کل ممالک جمال حضرت شاه

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵ – در مدح صدر کمال‌الدین محمد : جلال صدر وزارت جمال حضرت شاه

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶ – در مدح فیروزشاه عادل و وصف الحال رفتن به ترمد و ستایش سلطان‌السادة سید ترمد : حبذا بخت مساعد که سوی حضرت شاه

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷ – در مدح صدراعظم زین‌الدین عبد الله و شکر صحت یافتن او از بیماری : از محاق قضا برون شد ماه

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸ – در مدح امیر علاء الدین اسحاق : خاص سلطان علاء دین اله

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ – در تهنیت عید و مدح صاحب ناصرالدین طاهر : ای سراپردهٔ سپید و سیاه

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۰ – مدح سلطان سنجر : ای ممالک را مبارک پادشاه

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱ – در مدح سیدةالخواتین عصمة الدنیا والدین ترکان خاتون : ای به گوهر تا به آدم پادشاه

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۲ – مدح خاقان‌المعظم طفقاج خان : شاها صبوح فتح و ظفر کن شراب خواه

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ – از دوستی قدری ارزن برای فاخته خواسته : ای همای همتت سر بر سپهر افراخته

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴ – مدح سلطان سنجر انارالله برهانه : ای جهان را عدل تو آراسته

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵ – در مدح سلطان سنجر : ای نهال مملکت از عدل تو بر یافته

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۶ – مدح سلطان سعید سنجربن ملکشاه : ای ز یزدان تا ابد ملک سلیمان یافته

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ : زهی کارت از چرخ بالا گرفته

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸ – در مدح عمادالدین فیروز شاه عادل : ای تیغ تو ملک عجم گرفته

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ – در مدح ملک معظم فیروشاه عادل : زهی ز عدل تو خلق خدای آسوده

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ – در مدح صاحب جلال الدین احمد مخلص : ای رایت دولت ز تو بر چرخ رسیده

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱ – در مدح امیر اجل فخرالدین ابوالمفاخر معروف به آبی : دو عیدست ما را ز روی دو معنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ – در مدح سیدالسادات جعفر علوی : ای به درگاه تو بر قصه‌رسان صاحب ری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳ : زهی ز روی بزرگی خلاصهٔ دنیی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴ – در صفت قصر و باغ منصوریه و مدح ناصرالدین طاهر : ویحک ای صورت منصوریه باغی و سرای

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵ – در مدح فخرالسادة مجدالدین ابوطالب نعمه : آخر ای قوم نه از بهر من از بهر خدای

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ – در تهنیت عید و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : جشن عید اندرین همایون جای

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۷ – مدح ابوالمفاخر امیر فخرالدین میرآب مرو معروف به آبی : ای قبلهٔ کوی خاکی و آبی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸ – در مذمت شعر و شاعری و فضیلت علم و حکمت : ای برادر بشنوی رمزی ز شعر و شاعری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۹ – در مدح دستور جلال‌الدین عمر : ای چو عقل اول از آلایش نقصان بری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۰ – در مدح صدر معظم فخرالدین محمدبن ابراهیم سری : حکم یزدان اقتضا آن کرده بودست از سری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۱ – در صفت بزم و مدح ملک اعظم عماد الدین فیروزشاه و دستور بزرگ : حبذا بزمی کزو هردم دگرگون زیوری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ – مدح خاقان اعظم رکن‌الدین قلج طفغاج خان : ای ترا گشته مسخر حشم دیو و پری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۳ – سوگندنامه‌ای که انوری در نفی هجو قبة اسلام بلخ گفته و اکابر بلخ را مدح کرده : ای مسلمانان فغان از دور چرخ چنبری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۴ – در مدح صدر اجل خواجه مجیرالدین محمد : زهی کلک تو اندر چشم دولت کحل بیداری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵ – در مدح سلطان اعظم سنجربن ملکشاه : ای ز تیغ تو در سرافرازی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶ – در مدح ناصرالدین طوطی‌بک : ای رفته به فرخی و فیروزی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۷ : ای کرده ز تیغت فلک تحاشی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸ – مدح ناصرالدین طوطی‌بیک و عضدالدین کندکز : یافت احوال جهان رونق جاویدانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹ – در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : دلم ای دوست تو داری دانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ – در مدح مجدالدین ابوالحسن‌العمرانی اذا شرفه السطان بالتشریف : اختیار سکندر ثانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ – در مدح صدر کمال‌الدین عارض : ای عاقلهٔ چرخ به نام تو مباهی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۲ – در عذر نارفتن عیادت و مدح صدر معظم مجدالدین ابوالحسن عمرانی : ای بر سر کتاب ترا منصب شاهی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ – در مدح عمادالدین پیروزشاه عادل : زهی بگرفته از مه تا به ماهی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۴ – در مدح عمادالدین پیروزشاه عادل : ای برده ز شاهان سبق شاهی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۵ – در مدح سید سادات : با خاک در تو آشنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۶ – در مدح عزیزالدین طغرائی : خرد را دوش می‌گفتم که ای اکسیر دانایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۷ – در مدح سلیمان شاه : ای ملک ترا عرصهٔ عالم سرکویی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۸ : ای خداوندی که مقصود بنی‌آدم تویی

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.