پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

غزل شمارهٔ ۱ : بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را

غزل شمارهٔ ۲ : جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا

غزل شمارهٔ ۳ : ای کرده خجل بتان چین را

غزل شمارهٔ ۴ : ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا

غزل شمارهٔ ۵ : تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا

غزل شمارهٔ ۶ : گر باز دگرباره ببینم مگر اورا

غزل شمارهٔ ۷ : از دور بدیدم آن پری را

غزل شمارهٔ ۸ : جانا به جان رسید ز عشق تو کار ما

غزل شمارهٔ ۹ : ای غارت عشق تو جهانها

غزل شمارهٔ ۱۰ : ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب

غزل شمارهٔ ۱۱ : خه‌خه به نام ایزد آن روی کیست یارب

غزل شمارهٔ ۱۲ : خه از کجات پرسم چونست روزگارت

غزل شمارهٔ ۱۳ : در همه عالم وفاداری کجاست

غزل شمارهٔ ۱۴ : غم عشق تو از غمها نجاتست

غزل شمارهٔ ۱۵ : تا دل مسکین من در کار تست

غزل شمارهٔ ۱۶ : جرم رهی دوستی روی تست

غزل شمارهٔ ۱۷ : دل در آن یار دلاویز آویخت

غزل شمارهٔ ۱۸ : ای به دیدهٔ دریغ خاک درت

غزل شمارهٔ ۱۹ : رخت مه را رخ و فرزین نهادست

غزل شمارهٔ ۲۰ : گلبن عشق تو بی‌خار آمدست

غزل شمارهٔ ۲۱ : پایم از عشق تو در سنگ آمدست

غزل شمارهٔ ۲۲ : کارم ز غمت به جان رسیدست

غزل شمارهٔ ۲۳ : حسن را از وفا چه آزارست

غزل شمارهٔ ۲۴ : معشوقه به رنگ روزگارست

غزل شمارهٔ ۲۵ : ز عشق تو نهانم آشکارست

غزل شمارهٔ ۲۶ : ای یار مرا غم تو یارست

غزل شمارهٔ ۲۷ : یارب چه بلا که عشق یارست

غزل شمارهٔ ۲۸ : هر شکن در زلف تو از مشک دالی دیگرست

غزل شمارهٔ ۲۹ : امید وصل تو کاری درازست

غزل شمارهٔ ۳۰ : مهرت به دل و به جان دریغست

غزل شمارهٔ ۳۱ : ای برادر عشق سودایی خوشست

غزل شمارهٔ ۳۲ : کار دل از آرزوی دوست به جانست

غزل شمارهٔ ۳۳ : عشق تو از ملک جهان خوشترست

غزل شمارهٔ ۳۴ : عشق تو قضای آسمانست

غزل شمارهٔ ۳۵ : هرکه چون من به کفرش ایمانست

غزل شمارهٔ ۳۶ : مرا دانی که بی‌تو حال چونست

غزل شمارهٔ ۳۷ : جمالت بر سر خوبی کلاهست

غزل شمارهٔ ۳۸ : عشق تو دل را نکو پیرایه‌ایست

غزل شمارهٔ ۳۹ : هرکس که غم ترا فسانه‌ست

غزل شمارهٔ ۴۰ : بازماندم در غم و تیمار او تدبیر چیست

غزل شمارهٔ ۴۱ : دل بی‌تو به صدهزار زاریست

غزل شمارهٔ ۴۲ : ماه چون چهرهٔ زیبای تو نیست

غزل شمارهٔ ۴۳ : از تو بریدن صنما روی نیست

غزل شمارهٔ ۴۴ : روی برگشتنم از روی تو نیست

غزل شمارهٔ ۴۵ : جانا دلم از خال سیاه تو به حالیست

غزل شمارهٔ ۴۶ : عشق تو بی‌روی تو درد دلیست

غزل شمارهٔ ۴۷ : در همه مملکت مرا جانیست

غزل شمارهٔ ۴۸ : مکن ای دل که عشق کار تو نیست

غزل شمارهٔ ۴۹ : بی‌مهر جمال تو دلی نیست

غزل شمارهٔ ۵۰ : یار با من چون سر یاری نداشت

غزل شمارهٔ ۵۱ : باز کی گیرم اندر آغوشت

غزل شمارهٔ ۵۲ : رایت حسن تو از مه برگذشت

غزل شمارهٔ ۵۳ : یار ما را به هیچ برنگرفت

غزل شمارهٔ ۵۴ : سخت خوشی چشم بدت دورباد

غزل شمارهٔ ۵۵ : از بس که کشیدم از تو بیداد

غزل شمارهٔ ۵۶ : مرا با دلبری کاری بیفتاد

غزل شمارهٔ ۵۷ : هرکس که ز حال من خبر یابد

غزل شمارهٔ ۵۸ : جان ز رازت خبر نمی‌یابد

غزل شمارهٔ ۵۹ : در دور تو کم کسی امان یابد

غزل شمارهٔ ۶۰ : حسنت اندر جهان نمی‌گنجد

غزل شمارهٔ ۶۱ : یار گرد وفا نمی‌گردد

غزل شمارهٔ ۶۲ : عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آرد

غزل شمارهٔ ۶۳ : یار دل در میان نمی‌آرد

غزل شمارهٔ ۶۴ : عشق هر محنتی به روی آرد

غزل شمارهٔ ۶۵ : زلف تو تکیه بر قمر دارد

غزل شمارهٔ ۶۶ : تا ماه‌رویم از من رخ در حجیب دارد

غزل شمارهٔ ۶۷ : مرا تا کی فلک رنجور دارد

غزل شمارهٔ ۶۸ : با قد تو قد سرو خم دارد

غزل شمارهٔ ۶۹ : جان نقش رخ تو بر نگین دارد

غزل شمارهٔ ۷۰ : یار با هرکسی سری دارد

غزل شمارهٔ ۷۱ : دلبر هنوز ما را از خود نمی‌شمارد

غزل شمارهٔ ۷۲ : تا کار مرا وصل تو تیمار ندارد

غزل شمارهٔ ۷۳ : به بیل عشق تو دل گل ندارد

غزل شمارهٔ ۷۴ : دلم را انده جان می‌ندارد

غزل شمارهٔ ۷۵ : آرزوی روی تو جانم ببرد

غزل شمارهٔ ۷۶ : بدیدم جهان را نوایی ندارد

غزل شمارهٔ ۷۷ : بتی دارم که یک ساعت مرا بی‌غم بنگذارد

غزل شمارهٔ ۷۸ : عشقم این بار جهان بخواهد برد

غزل شمارهٔ ۷۹ : حلقهٔ زلف تو بر گوش همی جان ببرد

غزل شمارهٔ ۸۰ : روی تو آرام دلها می‌برد

غزل شمارهٔ ۸۱ : صبر کن ای تن که آن بیداد هجران بگذرد

غزل شمارهٔ ۸۲ : عشق ترا خرد نباید شمرد

غزل شمارهٔ ۸۳ : ای مانده من از جمال تو فرد

غزل شمارهٔ ۸۴ : جمالش از جهان غوغا برآورد

غزل شمارهٔ ۸۵ : باز دستم به زیر سنگ آورد

غزل شمارهٔ ۸۶ : حسنش از رخ چو پرده برگیرد

غزل شمارهٔ ۸۷ : هر کرا با تو کار درگیرد

غزل شمارهٔ ۸۸ : مرا صوت نمی‌بندد که دل یاری دگر گیرد

غزل شمارهٔ ۸۹ : نه دل کم عشق یار می‌گیرد

غزل شمارهٔ ۹۰ : دل راه صلاح برنمی‌گیرد

غزل شمارهٔ ۹۱ : نه وعدهٔ وصلت انتظار ارزد

غزل شمارهٔ ۹۲ : جانا دهان تنگت صد تنگ شکر ارزد

غزل شمارهٔ ۹۳ : درد تو صدهزار جان ارزد

غزل شمارهٔ ۹۴ : از وصل تو آتش جگر خیزد

غزل شمارهٔ ۹۵ : چون کسی نیست که از عشق تو فریاد رسد

غزل شمارهٔ ۹۶ : دست در وصل یار می‌نرسد

غزل شمارهٔ ۹۷ : دردم فزود و دست به درمان نمی‌رسد

غزل شمارهٔ ۹۸ : هرچه با من کنی روا باشد

غزل شمارهٔ ۹۹ : نه چو شیرین لبت شکر باشد

غزل شمارهٔ ۱۰۰ : رنگ عاشق چو زعفران باشد

غزل شمارهٔ ۱۰۱ : ترا کز نیکوان یاری نباشد

غزل شمارهٔ ۱۰۲ : مرا گر چون تو دلداری نباشد

غزل شمارهٔ ۱۰۳ : بی‌عشق توام به سر نخواهد شد

غزل شمارهٔ ۱۰۴ : حسن تو بر ماه لشکر می‌کشد

غزل شمارهٔ ۱۰۵ : بدرود شب دوش که چون ماه برآمد

غزل شمارهٔ ۱۰۶ : زلفت چو به دلبری درآمد

غزل شمارهٔ ۱۰۷ : مرا تاثیر عشقت بر دل آمد

غزل شمارهٔ ۱۰۸ : با روی دلفروزت سامان بنمی‌ماند

غزل شمارهٔ ۱۰۹ : جانا دلم از غمت به جان آمد

غزل شمارهٔ ۱۱۰ : عجب عجب که ترا یاد دوستان آمد

غزل شمارهٔ ۱۱۱ : رخ خوبت خدای می‌داند

غزل شمارهٔ ۱۱۲ : نه در وصال تو بختم به کام دل برساند

غزل شمارهٔ ۱۱۳ : هرچه مرا روی تو به روی رساند

غزل شمارهٔ ۱۱۴ : مرا مرنجان کایزد ترا برنجاند

غزل شمارهٔ ۱۱۵ : حسن تو گر بر همین قرار بماند

غزل شمارهٔ ۱۱۶ : طاقت عشق تو زین بیشم نماند

غزل شمارهٔ ۱۱۷ : درد تو دلا نهان نماند

غزل شمارهٔ ۱۱۸ : در همه آفاق دلداری نماند

غزل شمارهٔ ۱۱۹ : عشق تو ز دل برید نتواند

غزل شمارهٔ ۱۲۰ : گل رخسار تو چون دسته بستند

غزل شمارهٔ ۱۲۱ : آن شوخ دیده دیده چو بر هم نمی‌زند

غزل شمارهٔ ۱۲۲ : هرکرا عشقت به هم برمی‌زند

غزل شمارهٔ ۱۲۳ : هرچ از وفا به جای من آن بی‌وفا کند

غزل شمارهٔ ۱۲۴ : نوبت حسن ترا لطف تو گر پنج کند

غزل شمارهٔ ۱۲۵ : گر وفا با جمال یار کند

غزل شمارهٔ ۱۲۶ : معشوق دل ببرد و همی قصد دین کند

غزل شمارهٔ ۱۲۷ : جان وصال تو تقاضا می‌کند

غزل شمارهٔ ۱۲۸ : دل به عشقش رخ به خون تر می‌کند

غزل شمارهٔ ۱۲۹ : حسن تو عشق من افزون می‌کند

غزل شمارهٔ ۱۳۰ : یار در خوبی قیامت می‌کند

غزل شمارهٔ ۱۳۱ : زلفش اندر جور تلقین می‌کند

غزل شمارهٔ ۱۳۲ : عالمی در ره تو حیرانند

غزل شمارهٔ ۱۳۳ : گرد ترا دل همی چنان خواهد

غزل شمارهٔ ۱۳۴ : یارم این بار، بار می‌ندهد

غزل شمارهٔ ۱۳۵ : هرکه دل بر چون تو دلداری نهد

غزل شمارهٔ ۱۳۶ : دوش آنکه همه جهان ما بود

غزل شمارهٔ ۱۳۷ : من آن نیم که مرا بی‌تو جان تواند بود

غزل شمارهٔ ۱۳۸ : آن روزگار کو که مرا یار یار بود

غزل شمارهٔ ۱۳۹ : دوش تا صبح یار در بر بود

غزل شمارهٔ ۱۴۰ : ای دلبر عیار ترا یار توان بود

غزل شمارهٔ ۱۴۱ : آنچه بر من در غم آن نامسلمان می‌رود

غزل شمارهٔ ۱۴۲ : آب جمال جمله به جوی تو می‌رود

غزل شمارهٔ ۱۴۳ : دست در روزگار می‌نشود

غزل شمارهٔ ۱۴۴ : وصلت به آب دیده میسر نمی‌شود

غزل شمارهٔ ۱۴۵ : چون نیستی آنچنان که می‌باید

غزل شمارهٔ ۱۴۶ : دوستی یک دلم همی باید

غزل شمارهٔ ۱۴۷ : دل در هوست ز جان برآید

غزل شمارهٔ ۱۴۸ : ز هجران تو جانم می‌برآید

غزل شمارهٔ ۱۴۹ : آنرا که غمت ز در درآید

غزل شمارهٔ ۱۵۰ : صبر با عشق بس نمی‌آید

غزل شمارهٔ ۱۵۱ : درد سر دل به سر نمی‌آید

غزل شمارهٔ ۱۵۲ : یا وصل ترا عنایتی باید

غزل شمارهٔ ۱۵۳ : ز عمرم بی‌تو درد دل فزاید

غزل شمارهٔ ۱۵۴ : از نازکی که رنگ رخ یار می‌نماید

غزل شمارهٔ ۱۵۵ : چو کاری ز یارم همی برنیاید

غزل شمارهٔ ۱۵۶ : به عمری در کفم یاری نیاید

غزل شمارهٔ ۱۵۷ : ز عهد تو بوی وفا می‌نیاید

غزل شمارهٔ ۱۵۸ : طاقتم در فراق تو برسید

غزل شمارهٔ ۱۵۹ : غارت عشقت به دل و جان رسید

غزل شمارهٔ ۱۶۰ : ساقیا بادهٔ صبوح بیار

غزل شمارهٔ ۱۶۱ : هیچ دانی که سر صحبت ما دارد یار

غزل شمارهٔ ۱۶۲ : سلام علیک ای جفا پیشه یار

غزل شمارهٔ ۱۶۳ : ای غم تو جسم را جانی دگر

غزل شمارهٔ ۱۶۴ : دلدار به طبع گشت رام آخر

غزل شمارهٔ ۱۶۵ : ای شده از رخ تو تاب قمر

غزل شمارهٔ ۱۶۶ : ای پسر بردهٔ قلندر گیر

غزل شمارهٔ ۱۶۷ : دلا در عاشقی جانی زیان‌گیر

غزل شمارهٔ ۱۶۸ : ای جهان را به حضرت تو نیاز

غزل شمارهٔ ۱۶۹ : تختهٔ عشق برنوشتم باز

غزل شمارهٔ ۱۷۰ : قیامت می‌کنی ای کافر امروز

غزل شمارهٔ ۱۷۱ : جمالت عشق می‌افزاید امروز

غزل شمارهٔ ۱۷۲ : چارهٔ عشق تو نداند کس

غزل شمارهٔ ۱۷۳ : جانا به غریبستان چندین بنماند کس

غزل شمارهٔ ۱۷۴ : نگارا بر سر عهد و وفا باش

غزل شمارهٔ ۱۷۵ : باز دوش آن صنم باده‌فروش

غزل شمارهٔ ۱۷۶ : دوش در ره نگارم آمد پیش

غزل شمارهٔ ۱۷۷ : به جان آمد مرا کار از دل خویش

غزل شمارهٔ ۱۷۸ : کرا در شهر برگویم غم دل

غزل شمارهٔ ۱۷۹ : ساقی اندر خواب شد خیز ای غلام

غزل شمارهٔ ۱۸۰ : مست از درم درآمد دوش آن مه تمام

غزل شمارهٔ ۱۸۱ : تا به مهر تو تولا کرده‌ام

غزل شمارهٔ ۱۸۲ : بدو چشم تو که تا زنده‌ام

غزل شمارهٔ ۱۸۳ : تا رنگ مهر از رخ روشن گرفته‌ام

غزل شمارهٔ ۱۸۴ : یعلم‌الله که دوست‌دار توام

غزل شمارهٔ ۱۸۵ : روی ندارم که روی از تو بتابم

غزل شمارهٔ ۱۸۶ : کس نداند کز غمت چون سوختم

غزل شمارهٔ ۱۸۷ : آخر در زهد و توبه دربستم

غزل شمارهٔ ۱۸۸ : دل از خوبان دیگر برگرفتم

غزل شمارهٔ ۱۸۹ : ای زلف تابدار ترا صدهزار خم

غزل شمارهٔ ۱۹۰ : دردا و دریغا که دل از دست بدادم

غزل شمارهٔ ۱۹۱ : برآنم کز تو هرگز برنگردم

غزل شمارهٔ ۱۹۲ : ای مسلمانان ز جان سیر آمدم

غزل شمارهٔ ۱۹۳ : در دست غم یار دلارام بماندم

غزل شمارهٔ ۱۹۴ : بدان عزمم که دیگر ره به میخانه کمر بندم

غزل شمارهٔ ۱۹۵ : دل باز به عاشقی درافکندم

غزل شمارهٔ ۱۹۶ : زیر بار غمی گرفتارم

غزل شمارهٔ ۱۹۷ : هرچند به جای تو وفا دارم

غزل شمارهٔ ۱۹۸ : بیا که با سر زلف تو کارها دارم

غزل شمارهٔ ۱۹۹ : تا به کوی تو رهگذر دارم

غزل شمارهٔ ۲۰۰ : درد دل هر زمان فزون دارم

غزل شمارهٔ ۲۰۱ : عشقت اندر میان جان دارم

غزل شمارهٔ ۲۰۲ : هرچند غم عشقت پوشیده همی دارم

غزل شمارهٔ ۲۰۳ : جز سر پیوند آن نگار ندارم

غزل شمارهٔ ۲۰۴ : داری خبر که در غمت از خود خبر ندارم

غزل شمارهٔ ۲۰۵ : یارم تویی به عالم یار دگر ندارم

غزل شمارهٔ ۲۰۶ : اگر نقش رخت بر جان ندارم

غزل شمارهٔ ۲۰۷ : نگارا جز تو دلداری ندارم

غزل شمارهٔ ۲۰۸ : گر عزیزم بر تو گر خوارم

غزل شمارهٔ ۲۰۹ : بیا تا ببینی که من بر چه کارم

غزل شمارهٔ ۲۱۰ : عمر بی‌تو به سر چگونه برم

غزل شمارهٔ ۲۱۱ : کارم به جان رسید و به جانان نمی‌رسم

غزل شمارهٔ ۲۱۲ : دل رفت و این بتر بر دلبر نمی‌رسم

غزل شمارهٔ ۲۱۳ : پای بر جای نیست همنفسم

غزل شمارهٔ ۲۱۴ : کار جهان نگر که جفای که می‌کشم

غزل شمارهٔ ۲۱۵ : نو به نو هر روز باری می‌کشم

غزل شمارهٔ ۲۱۶ : ای آرزوی جانم در آرزوی آنم

غزل شمارهٔ ۲۱۷ : ای دوست‌تر از جانم زین بیش مرنجانم

غزل شمارهٔ ۲۱۸ : جانا ز غم عشق تو امروز چنانم

غزل شمارهٔ ۲۱۹ : تو دانی که من جز تو کس را ندانم

غزل شمارهٔ ۲۲۰ : ره فراکار خود نمی‌دانم

غزل شمارهٔ ۲۲۱ : ترا من دوست می‌دارم ندانم چیست درمانم

غزل شمارهٔ ۲۲۲ : از عشقت ای شیرین صنم گرچه بر سر برمی‌زنم

غزل شمارهٔ ۲۲۳ : بیا ای راحت جانم که جان را بر تو افشانم

غزل شمارهٔ ۲۲۴ : من که باشم که تمنای وصال تو کنم

غزل شمارهٔ ۲۲۵ : باز چون در خورد همت می‌کنم

غزل شمارهٔ ۲۲۶ : تا نپنداری که دستان می‌کنم

غزل شمارهٔ ۲۲۷ : بی‌تو جانا زندگانی می‌کنم

غزل شمارهٔ ۲۲۸ : هر غم که ز عشق یار می‌بینم

غزل شمارهٔ ۲۲۹ : دل را به غمت نیاز می‌بینم

غزل شمارهٔ ۲۳۰ : سر آن دارم کامروز بر یار شوم

غزل شمارهٔ ۲۳۱ : روز دو از عشق پشیمان شوم

غزل شمارهٔ ۲۳۲ : چه گویی با تو درگیرد که از بندی برون آیم

غزل شمارهٔ ۲۳۳ : تا رخت دل اندر سر زلف تو نهادیم

غزل شمارهٔ ۲۳۴ : آخر به مراد دل رسیدیم

غزل شمارهٔ ۲۳۵ : ای روی خوب تو سبب زندگانیم

غزل شمارهٔ ۲۳۶ : دل بدادیم و جان نمی‌خواهیم

غزل شمارهٔ ۲۳۷ : درمان دل خود از که جویم

غزل شمارهٔ ۲۳۸ : ای بندهٔ روی تو خداوندان

غزل شمارهٔ ۲۳۹ : عشق بر من سر نخواهد آمدن

غزل شمارهٔ ۲۴۰ : عاشقی چیست مبتلا بودن

غزل شمارهٔ ۲۴۱ : هم مصلحت نبینی رویی به ما نمودن

غزل شمارهٔ ۲۴۲ : آتش ای دلبر مرا بر جان مزن

غزل شمارهٔ ۲۴۳ : به عمری آخرم روزی وفا کن

غزل شمارهٔ ۲۴۴ : ای بت یغما دلم یغما مکن

غزل شمارهٔ ۲۴۵ : ز من حجرهٔ خویش پنهان مکن

غزل شمارهٔ ۲۴۶ : روی خوب خویش را پنهان مکن

غزل شمارهٔ ۲۴۷ : شرم دار آخر جفا چندین مکن

غزل شمارهٔ ۲۴۸ : ز من برگشتی ای دلبر دریغا روزگار من

غزل شمارهٔ ۲۴۹ : ای باد صبحدم خبری ده ز یار من

غزل شمارهٔ ۲۵۰ : چو کرد خیمهٔ حسنت طناب خویش مکین

غزل شمارهٔ ۲۵۱ : ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو

غزل شمارهٔ ۲۵۲ : ای قبای حسن بر بالای تو

غزل شمارهٔ ۲۵۳ : ترک من ای من سگ هندوی تو

غزل شمارهٔ ۲۵۴ : ای جان من به جان تو کز آرزوی تو

غزل شمارهٔ ۲۵۵ : جرم رهی دوستی روی تو

غزل شمارهٔ ۲۵۶ : ای مردمان بگویید آرام جان من کو

غزل شمارهٔ ۲۵۷ : ای برده دل من و جفا کرده

غزل شمارهٔ ۲۵۸ : ای ایزد از لطافت محضت بیافریده

غزل شمارهٔ ۲۵۹ : ای رخت رشک آفتاب شده

غزل شمارهٔ ۲۶۰ : هرگز از دل خبر نداشته‌ای

غزل شمارهٔ ۲۶۱ : تا دل من برده‌ای قصد جفا کرده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۶۲ : سهل می‌گیرم چو با ما کرده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۶۳ : مسکین دلم به داغ جفا ریش کرده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۶۴ : بر مه از عنبر عذار آورده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۶۵ : تا که دستم زیر سنگ آورده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۶۶ : دامن اندر پای صبر آورده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۶۷ : زردرویم ز چرخ دندان‌خای

غزل شمارهٔ ۲۶۸ : جانا به کمال صورتی‌ای

غزل شمارهٔ ۲۶۹ : گر مرا روزگار یارستی

غزل شمارهٔ ۲۷۰ : همچون سر زلف خود شکستی

غزل شمارهٔ ۲۷۱ : یا بدان رخ نظری بایستی

غزل شمارهٔ ۲۷۲ : ای دیر به دست آمده بس زود برفتی

غزل شمارهٔ ۲۷۳ : چه نازست آنکه اندر سرگرفتی

غزل شمارهٔ ۲۷۴ : ای دل تو مرا به باد دادی

غزل شمارهٔ ۲۷۵ : دیدی که پای از خط فرمان برون نهادی

غزل شمارهٔ ۲۷۶ : ای دوست به کام دشمنم کردی

غزل شمارهٔ ۲۷۷ : گر ترا روزی ز ما یاد آمدی

غزل شمارهٔ ۲۷۸ : بس دل‌افروز و دلارام آمدی

غزل شمارهٔ ۲۷۹ : گر ترا طبع داوری بودی

غزل شمارهٔ ۲۸۰ : یاد می‌دار کانچه بنمودی

غزل شمارهٔ ۲۸۱ : بی‌دلم ای یار همچنان که تو دیدی

غزل شمارهٔ ۲۸۲ : دلم بردی نگارا وارمیدی

غزل شمارهٔ ۲۸۳ : بدخوی‌تری مگر خبر داری

غزل شمارهٔ ۲۸۴ : روی چون ماه آسمان داری

غزل شمارهٔ ۲۸۵ : ما را تو به هر صفت که داری

غزل شمارهٔ ۲۸۶ : تو گر دوست داری مرا ور نداری

غزل شمارهٔ ۲۸۷ : گرفتم کز غم من غم نداری

غزل شمارهٔ ۲۸۸ : یک دم به مراعات دلم گرم نداری

غزل شمارهٔ ۲۸۹ : ندارم جز غم تو غمگساری

غزل شمارهٔ ۲۹۰ : ای کار غم تو غمگساری

غزل شمارهٔ ۲۹۱ : با من اندر گرفته‌ای کاری

غزل شمارهٔ ۲۹۲ : نگفتی کزین پس کنم سازگاری

غزل شمارهٔ ۲۹۳ : ای عاشقان گیتی یاری دهید یاری

غزل شمارهٔ ۲۹۴ : الحق نه دروغ محتشم یاری

غزل شمارهٔ ۲۹۵ : گرفتم سر به پیمان درنیاری

غزل شمارهٔ ۲۹۶ : جانا اگر به جانت بیابم گران نباشی

غزل شمارهٔ ۲۹۷ : مرا وقتی خوشست امروز و حالی

غزل شمارهٔ ۲۹۸ : گر جان و دل به دست غم تو ندادمی

غزل شمارهٔ ۲۹۹ : گر من اندر عشق جز درد یاری دارمی

غزل شمارهٔ ۳۰۰ : یک زمان از غم نیاسایم همی

غزل شمارهٔ ۳۰۱ : بختی نه بس مساعد یاری چنان که دانی

غزل شمارهٔ ۳۰۲ : آگه نه‌ای ز حالم ای جان و زندگانی

غزل شمارهٔ ۳۰۳ : بنامیزد به چشم من چنانی

غزل شمارهٔ ۳۰۴ : ای غایت عیش این جهانی

غزل شمارهٔ ۳۰۵ : گرد ماه از مشک خرمن می‌زنی

غزل شمارهٔ ۳۰۶ : دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بی‌معنی

غزل شمارهٔ ۳۰۷ : نام وصل اندر زبانی افکنی

غزل شمارهٔ ۳۰۸ : سر آن داری کامروز مرا شاد کنی

غزل شمارهٔ ۳۰۹ : بی‌گناه از من تبرا می‌کنی

غزل شمارهٔ ۳۱۰ : آخر ای جان جهان با من جفا تا کی کنی

غزل شمارهٔ ۳۱۱ : از من ای جان روی پنهان می‌کنی

غزل شمارهٔ ۳۱۲ : ناز از اندازه بیرون می‌کنی

غزل شمارهٔ ۳۱۳ : باز آهنگ بلایی می‌کنی

غزل شمارهٔ ۳۱۴ : دوستا گر دوستی گر دشمنی

غزل شمارهٔ ۳۱۵ : در حسن قرین نوبهار آیی

غزل شمارهٔ ۳۱۶ : این همه چابکی و زیبایی

غزل شمارهٔ ۳۱۷ : ای همه دلبری و زیبایی

غزل شمارهٔ ۳۱۸ : خه مرحبا و اهلا آخر تو خود کجایی

غزل شمارهٔ ۳۱۹ : ای روی تو آیت نکویی

غزل شمارهٔ ۳۲۰ : ای خوبتر ز خوبی نیکوتر از نکویی

غزل شمارهٔ ۳۲۱ : قرطه بگشای و زمانی بنشین بیش مگوی

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.