رباعی شمارهٔ ۳۱۰ : در کار تو هر روز گرفتارترم
رباعی شمارهٔ ۳۱۱ : بفروختمت سزد به جان باز خرم
رباعی شمارهٔ ۳۱۲ : من بنده که کمتر سگ کویت باشم
رباعی شمارهٔ ۳۱۳ : بینم دل خویش گر دهانت اندیشم
رباعی شمارهٔ ۲۸۲ : صف زد حشم بهار پیرامن گل
رباعی شمارهٔ ۲۹۸ : زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
رباعی شمارهٔ ۲۸۳ : تاب رخ یار من نداری ای گل
رباعی شمارهٔ ۲۹۹ : سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم
رباعی شمارهٔ ۲۸۴ : آنم که ندانم نه وجود و نه عدم
رباعی شمارهٔ ۳۰۰ : چون روی ندارم که به رویت نگرم