المقالة الاولی فی التوحید : به نام آنک جان را نور دین داد
المقاله الثانیه فی نعت رسول الله صلی الله علیه و سلم : ثنائی نیست با ارباب بینش
در صفت معراج رسول صلی الله علیه و سلم : درآمد یک شبی جبریل از دور
المقاله الثالثه فی فضیلت اصحابه : نخستین قدوهٔ دار الخلافه
فی فضیلت امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه : سپهر دین عمر خورشید خطاب
فی فضیلت امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه : امیر اهل دین استاد قرآن
فی فضیلت امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه : سوار دین پسر عم پیمبر
المقالة الرابعه : الا ای جان و دل را درد و دارو
المقاله الخامسه : دلا یک دم رها کن آب و گل را
الحکایه و التمثیل : ز کویی زی نظام آورد آن پیر
المقاله السادسه : تو دریا بین اگر چشم تو بیناست
الحکایه و التمثیل : چنین گفت آن عزیزی بادیانت
الحکایه و التمثیل : بشب حلاج را دیدند در خواب
الحکایه و التمثیل : بناموسی قوی میرفت آن شاه
الحکایه و التمثیل : بپرسید از علی مردی دل افروز
الحکایه و التمثیل : چنین گفت آن بزرگ برگزیده
الحکایه و التمثیل : سئوالی کرد زین شیوه یکی خام
الحکایه و التمثیل : یکی مفلوج بودست و یکی کور
الحکایه و التمثیل : چو مردآن پیر مرد پیر اصحاب
المقالة السابعه : حقیقت چیست پیش اندیش بودن
الحکایه و التمثیل : سرای خود بغارت داد شاهی
الحکایه و التمثیل : اسیری را بصد درد و ندامت
الحکایه و التمثیل : شنیدم من که شبلی با گروهی
الحکایه و التمثیل : یکی پشه شکایت کرد از باد
الحکایه و التمثیل : چنین گفت آن جوامرد پگه خیز
الحکایه و التمثیل : یکی کناس بیرون جست از کار
الحکایه و التمثیل : عزیزی بد که تا شد شصت ساله
الحکایه و التمثیل : بدان خر بنده گفت آن پیر دانا
الحکایه و التمثیل : کری بر ره بخفت از خرده دانی
الحکایه و التمثیل : شنودم حال بوالفش چغانی
المقاله الثمانیه : چرا بودی چو بودی کارت افتاد
الحکایه و التمثیل : سیاهی کرد در آبی نگاهی
الحکایه و التمثیل : یکی پرسید از آن دیوانه مجنون
المقاله التاسعه : بدان ای پاک دین گر پاک آبی
الحکایه و التمثیل : شنودم من که بودست اوستادی
الحکایه و التمثیل : بگورستان یکی دیوانه بگریست
الحکایه و التمثیل : بمسجد در بخفت آن عالم راه
الحکایه و التمثیل : مگر مردی ز مردان طلب کار
الحکایه و التمثیل : رسید آن پیر را سر الهی
المقاله العاشر : یکی دریای بی پایان نهادند
الحکایه و التمثیل : سبویی میستد رندی زخمار
الحکایه و التمثیل : یکی را دید آن دیوانهٔ دین
الحکایه و التمثیل : شنود آن روستایی این سخن راست
الحکایه و التمثیل : توکل کردهٔ کار اوفتاد
الحکایه و التمثیل : یکی برخم نشست و خویش خم ساخت
المقاله الحادی عشر : عزیزا گر شوی از خواب بیدار
الحکایه و التمثیل : حکیم هند سوی شهر چین شد
الحکایه و التمثیل : چنین گفتست آن خورشید اسلام
الحکایه و التمثیل : سخن بشنو ز سلطان طریقت
الحکایه و التمثیل : چنین گفت آن بزرگ کار دیده
الحکایه و التمثیل : شنودم من که طوطی را اول در
الحکایه و التمثیل : برون شد ابلهی با شمع از در
الحکایه و التمثیل : چنین گفتست شیخ مهنه یک روز
الحکایه و التمثیل : سفالی را بیارایند زیبا
الحکایه و التمثیل : یکی شاگرد احول داشت استاد
الحکایه و التمثیل : یکی از بایزید این شیوه درخواست
الحکایه و التمثیل : ز رب العزه اندر خواست داود
الحکایه و التمثیل : مگر باز سپید شاه برخاست
المقاله الثانی عشر : الاای سر بغفلت در نهاده
الحکایه و التمثیل : یکی دیوانهٔ استاد در کوی
الحکایه و التمثیل : بر محمود شد دیوانهٔ خوار
الحکایه و التمثیل : غلامی با طبق میرفت خاموش
الحکایه و التمثیل : حکیمی را یکی زر در بدل زد
الحکایه و التمثیل : مگر میکرد درویشی نگاهی
الحکایه و التمثیل : شنودم من که غولی روستایی
الحکایه و التمثیل : چنین گفتست آن پیرپر اسرار
الحکایه و التمثیل : بمنبر بر امامی نغز گفتار
الحکایه و التمثیل : شبی آن پیر زاری کرد بسیار
الحکایه و التمثیل : چنین گفتست آن دریای پر نور
الحکایه والتمثیل : بر آن پیر زن شد مرد مهجور
الحکایه و التمثیل : عزیزی گفت از عرش دلفروز
المقاله الثالث عشر : من مسکین بسی بیدار بودم
الحکایه و التمثیل : خراسی دید روزی پیر خسته
المقاله الرابع عشر : خوش است این کهنه دیر پرفسانه
الحکایه و التمثیل : یکی پرسید از آن مجنون پرغم
الحکایه و التمثیل : شنودم کز سلف درویش حالی
الحکایه و التمثیل : شنودم من که جایی بی دلی بود
الحکایه و التمثیل : بدان دیوانه گفت آن مرد مؤمن
الحکایه و التمثیل : عزیزی گفت من عمری درین کار
المقاله الخامس عشر : نکو باریست در دنیا و برگی
الحکایه و التمثیل : مگر بیمار شد آن تنگ دستی
الحکایه و التمثیل : مگر دیوانهٔ میشد براهی
الحکایه و التمثیل : مگر آن روستایی بود دلتنگ
الحکایه و التمثیل : عزیزی بر لب دریا باستاد
المقاله السادسه عشر : گرت ملک جهان زیر نگین است
الحکایه و التمثیل : مگر میرفت استاد مهینه
الحکایه و التمثیل : یکی پرسید از آن دیوانه در ده
الحکایه و التمثیل : یکی دیوانهٔ را دید شاهی
الحکایه و التمثیل : وصیت کرد مردی مال بسیار
المقاله السابعه عشر : الا یا غافل افتاده از راه
الحکایه و التمثیل : یکی چندانک در ره ژنده دیدی
الحکایه و التمثیل : شنودم من که پیری را مقرب
الحکایه و التمثیل : یکی پرسید از آن مجنون معنی
الحکایه و التمثیل : شنودم از یکی صاحب کرامات
المقاله الثامنه عشر : دریغا دیدهٔ ره بین نداری
الحکایه و التمثیل : بدید از دور پیری را جوانی
المقاله التاسعه عشر : ترا در ره بسی ریگست ای دوست
الحکایه و التمثیل : درآمد آن فقیر از خانقاهی
الحکایه و التمثیل : بسگ گفتند زر داری سگ از ننگ
الحکایه و التمثیل : سؤالی کرد آن دیوانه شه را
الحکایه و التمثیل : یکی پرسید از آن شوریده ایام
الحکایه و التمثیل : بر دیوانهٔ بی دل شد آن شاه
الحکایه و التمثیل : شبی خفت آن گدایی در تنوری
الحکایه و التمثیل : بگوش خود شنودستم ز هر کس
الحکایه و التمثیل : شنودم من که موشی تیز دیده
الحکایه و التمثیل : براهی بود چاهی بس خجسته
الحکایه و التمثیل : مگر آن گربه در بریانی آویخت
الحکایه و التمثیل : حکایت کرد ما را نیک خواهی
الحکایه و التمثیل : زنی بد پارسا، شویش سفر کرد
الحکایه و التمثیل : من این نکته ز درویشی شنودم
الحکایه و التمثیل : بشهر ما بخیلی گشت بیمار
المقاله العشرون : چو خواهد شد دورخ در خاک ریزان
الحکایه و التمثیل : شنودم من که پیری بود کامل
الحکایه و التمثیل : شنودم من که وقتی پادشاهی
الحکایه و التمثیل : شنودم من که موشی در بیابان
المقاله الحادیه و العشرون : مشو مغرور ملک و گنج و دینار
الحکایه و التمثیل : بچین شد پیش پیری مرد هوشیار
المقاله الثانیه و العشرون : زهی عطار از بحر معانی
الحکایه و التمثیل : مگر میرفت آن دیوانه دل شاد
الحکایه و التمثیل : شنودم من که فردوسی طوسی
الحکایه و التمثیل : بپرسیدم ز پیری سال فرسود
الحکایه و التمثیل : بوقت نزع پیری زار بگریست
الحکایه و التمثیل : نکو گفتست آن درویش حالی
الحکایه و التمثیل : شنودم من از آن داننده استاد
الحکایه و التمثیل : بپرسیدم در آن دم از پدر من