بسم الله الرحمن الرحیم : پناه من بحیّی کو نمیرد
در نعت حضرت سید المرسلین(ص) : درود از حضرتش بر جان آن کس
آغاز سخن : تمامت طول و عرض آفرینش
در شرح دل فرماید : بجدّ و سعی خود آن را طلب کن
دربیان و شرح عقل فرماید : خرد شد کاشف سرّ الهی
در توحید فرماید : امانت کلمهٔ توحید میدان
در شرح عشق فرماید : عجب مرغیست مرغ عشق جانا
در بیان و شرف علم فرماید : شرف از علم حاصل کن تو جانا
در بیان مرد دین و شرح پیر فرماید : چو دولت همنشین مرد باشد
در شرح نفس فرماید : نباید بود ازو غافل زمانی
نباید بود ازو غافل زمانی : بدان ای دل اگر هستی تو عاقل
در بیان ایمان و اسلام : از ایمانست اصل جمله ای یار
در بیان نمایش و روش و کشش : کسی کو صاحب این درد باشد
در بیان خرقه ارادت فرماید : نخستین قسم را گویند ارادت
در بیان رعایت ادب فرماید : اساس راه دین را بر ادب دان
درونش از دو عالم فرد باشد : لباس زاهدان و رنگ پوشان
در بیان ریاضت فرماید : یکی دلقی و دو نان و سجاده
در بیان نصیحت و نگاهداشت صحبت : ز عهد خویش داد خویش بستان
در تحقیق صحبت فرماید : بپای عشق باید رفتن این راه
در تحقیق مقامات اهل سلوک : مراد رهروان در فعل و طاعات
در بیان اقسام اهل ایمان : نخستین عام وانگه خاص باشد
در بیان نیستی و «موتواقبل ان تموتوا» : چو در بند خودی افتاد بنده
در تحقیق و بیان ارواح خاص الخاص : در آن شب خواجهٔ ما شد بمعراج
در توحید و در بیان آنکه باب توبه نبندد که موجب ختم ولایت نباشد : خداوند جهان دانای اکبر
در بیان قوتهای معنی : کند تقریر اهل این معانی
در بیان مواظبت بریاضت و چهار اربعین و کیفیت آن : مربّی باید ای جان اندر این راه
در دستور اربعین اول فرماید : چو کردی اربعین اول آغاز
در بیان سماع و کیفیت آن : سماع اصلی بزرگست اندرین ره
در بیان اربعین ثانی : پس آنگه ساز و ترتیب سفر کن
در اربعین ثالث فرماید : سیم را چونکه خواهی کرد آغاز
در بیان دستور اربعین رابع : چو کردی اربعین دیگر آغاز
در بیان شاهد بازی و اینکه شاهد بازی که را مسلم باشد : ز سر بیرون کن انکار ای برادر
در شرح کشف اولیاء : سه کشف است اندرین ره تا بدانی
در بیان اولیائی که تحصیل علم کرده باشند و اولیائی که امی باشند : گروهی علم ظاهر را بخوانند
در مناجات و ختم کتاب فرماید : خداوندا چو توفیقم فزودی
تاریخ نظم کتاب : بسال پانصد و هفتاد و دو چار