بسم الله الرحمن الرحیم : بنام کردگار فرد بی چون
در مناقب حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیه : امیر دین و دنیا مرتضی دان
در نعت حضرت سید المرسلین صلی الله علیه و آله : ز بعد خالق کون و مکان را
در معراج حضرت خاتم صلی الله علیه و آله : شبی جبریل پاک آمد سوی خاک
در مناقب حضرت امام حسن و امام حسین علیهما السلام : چه گویم مدح میر دین حسن را
در اسرار عشق الهی فرماید : دلا اکنون شدی از خواب بیدار
در اسرار عشق و نموداری هیلاج فرماید : کمال عشق داند یافت عاشق
در سؤال کردن از هیلاج و جواب دادن او را : بدو گفتم که ای جان چیست نامت؟
جواب دادن منصور شیخ جنید را از حالات : بدو منصور گفت ای ذات بیچون
در فنا و در یافتن بقای کل فرماید : فناگرداند زین ره شیخ جان بین
جواب منصور در خطاب حق سبحانه و تعالی : چویارم این پیامم دوش گفتست
در نموداری اعیان و خورشید جان فرماید : جنیدا آفتاب جان عیان بین
در نموداری جان در اعیان فرماید : بتو پیداست جان ای غافل اینجا
در اعیان جان و در اعیان آن فرماید : حقیقت شیخ واصل یار این است
در کشف اسرار حق عزو جل : هر آن نقشی که بنموده است جانان
در حقایق و توحید کل فرماید : بجز هو نیست چیزی در حقیقت
در ذات و صفات و عین الیقین فرماید : کجائی تو که دربود و جودی
در بیخودی و مستی و کشف ذات فرماید : چو ساقی ازل جامی مرا داد
هم در این معنی بنوع دیگر فرماید : چنان مستم کنون در روی ساقی
در سلوک و وصول فرماید : چنین میدان اگر صاحب یقینی
در نموداری عشق به هر انواع گوید : اگرچه سالک خوب ظریف است
در معنی وسقاهم ربهم شراباً طهورا فرماید : چو جام ما خوری اندر خرابات
در آنچه شریعت و حقیقت مراد یکی است : حقیقت این چنین دان در شریعت
در گوهر عقل و عشق گوید : دو جوهر دان تو عقل وعشق در خود
در کشف حجاب و وصول دوست : اگر خود پرده برگیردزرویش
در نموداری یقین میان جان ودل و فرق در میان اینها : بجان و دل قدم زن اندرین راز
قال النبی صلی الله علیه و آله موتواقبل ان تموتوا : ز موتوا قبل اگر آگاه کشتی
در خلوت و عزلت ودیدار الوهیت گوید : بکنج خلوت دل باش ساکن
در هدایت یافتن در شریعت فرماید : ره مردان طلب کن تا بدانی
حکایت : بزرگی گفته است این سر مرا باز
در صفت دل و اسرار توحید و حقایق فرماید : حقیقت ایدل اکنون چند گوئی
در حقیقت سرّ منصورو دریافتن اعیان گوید : چنین فرمود سلطان حقیقت
سؤال کردن شبلی از منصور : چو شد منصور بردار آن سرافراز
در اسرار دل و تفسیر قرآن مجید گوید : دلا قرآن نمودت جان جانان
جواب دادن منصور شبلی را : جوابی داد او را آن زمان دوست
سؤال دیگر شبلی از منصور : محمددان وصال حق در اینجا
جواب دادن منصور شبلی را : جوابش داد آنگه شاه عشاق
در کشف اسرار و توحید کل گوید : نمودستی وصال خویش امروز
سؤال کردن سلطان بایزید از منصور از جان و جانان : حقیقت با یزید آن پیر عشاق
جواب گفتن منصور سلطان بایزید را قدس سره : جوابش داد شاه آفرینش
در نموداری سر توحید به هر نوع : تعالی الله منم منصور حلّاج
در نموداری سر توحید حقیقت : حقیقت بایزید آن لحظه بگریست
جواب دادن منصور بایزید را : بدو منصور گفت ای راز دیده
در اسرار گفتن منصور بر سر دار : چو منصورم حقیقت عین نورم
راز گفتن شیخ کبیر پاسخ جنید از کار منصور : حقیقت از شب اندر کشتی این راز
جواب دادن منصور مدعی را : بخندید آن زمان منصور و این گفت
سخن گفتن شیخ جنید و شیخ کبیر در کار منصور : جنید راهبر سلطان عشاق
جواب دادن شیخ کبیر مر شیخ جنید (قس) را : جوابش داد شیخ جمله عشاق
نکوهش کردن جاهل منصور را : یکی ز آن جمع نادان بوددر حال
جواب دادن شیخ جنید شیخ کبیر را : جنید راهبر گفت ای جهان بین
در عین العیان توحید گوید : تو ای شیخ کبیر و قطب عالم
سؤال کردن شیخ جنید ازمنصور در حقیقت شرع : بدو آنگه جنید پاک دین گفت
جواب منصور شیخ جنید را (قس) : بدو منصور گفت ای راز دیده
تحسین کردن جنید منصور را در اسرار عشق : جنیدا راهبر چون راز بشنید
سخن گفتن منصور با شیخ کبیر قدس سره : ز دار آنگاه منصور حقیقت
اسرارگفتن منصور با شیخ کبیر در اعیان : بگو شیخ کبیر کار دیده
در سر صفات بعیان عین الیقین فرماید : لقای خالق الخلق قدیمم
جواب دادن جنید شیخ کبیر را درنموداری منصور : جُنیدش گفت ای خورشید آفاق
راز گفتن شیخ کبیر با شیخ جنید(قس) از هواداری منصور : چو شیخ این راز بشنید از خداباز
اسرار گفتن عبدالسلام با شیخ جنید از حقیقت منصور : ورا عبدالسلام آنگه چنین گفت
جواب دادن شیخ جنید عبدالسلام را : جوابم داد و گفتا عبدالله
پرسیدن عبدالسلام ازخضر از سرّ منصور : باو گفتم که او این دم کجایست
اسرارگفتن عبدالسلام درحضور منصور : سؤالی کرد از عبدالسلامم
پرسیدن عبدالسلام از حقیقت منصور : بدو گفتم که ای پیر سرافراز
سخن گفتن شیخ کبیر با منصور از نموداری قصاص : بدو گفتا که ای شیخ جهان بین
شیخ فریدالدین عطار قدس سره درنموداری خود و اسرار منصور فرماید : حقیقت رنج دل دیده است عطار
در نموداری شیخ کبیر با منصور : نظر کردم آنگهی در سوی منصور
حکایت منصور و ختم کتاب : ترا گفت آنگهی سلطان معنی