بسم الله الرحمن الرحیم : بلبلی از گلستان دور اوفتاد
غزل : ای سرو سردار خوبان جهان
بردن صبا نامۀ بلبل پیش گل وعاشق شدن او : پس صبا این بیتها بر لوح دل
غزل : من نمیدانم چه نیکو دلبرم
بردن صبا نامۀ گل به پیش بلبل و نیاز بلبل بحضرت گل : چون صبا بشنید آن گفتار او
آمدن قمری نزد بلبل و غمازی او از گل : پیش از آن دم کاید ازمحبوب ذوق
نومیدی بلبل از گل و رفتن او از باغ به بیوفائی گل : گفت بلبل من دگر نایم بباغ
غزل : ای چون من صد بنده و چاکر ترا
ندامت گل از استعفاء خود و بخشیدن بزاری بلبل : نرم شد در عشق بلبل خاطرش
غزل : ای پر آتش داشته پیوسته دل
ادامه : چون بخوانی این غزل با او بگوی
شکایت گل از بلبل به پیش باد صبا و عشق او بغیر : باز برگفتار بلبل شد نسیم
آوردن باد صبا مژدۀ بلبل از گل و بر سر پیمان آمدن او : گفت با بلبل که شادی کن کنون
پشیمان شدن بلبل از عمر ضایع و در غفلت گذراندن : گفت بلبل و ای ازین جان باختن
آمدن باغبان در بوستان و چیدن گلها و نومید شدن بلبل : هر گلی کان بود بر شاخی بچید
غزل : سالها بودم ز عشق گل بدرد
آوردن باد صبا بلبل را بنزد گل و وصال ایشان باهم : هر دو با هم آمدند تا گلستان
غزل : هی که را رنگی بود بی کر و فر
حکایت : آن شنیدی گفت پیری با پسر
نالیدن بلبل در فراق گل : بلبل از باد صبا در بوستان
در مناجات و ختم کتاب : یا الهی رحمت آور از کرم