بسم الله الرحمن الرحیم : ابتدا برنام حی لایزال
نعت سید عالم علیه السلام : مهترین هر دو عالم مصطفاست
در ذات و صفات : ذات چه بودجزو و کل با یکدگر
برآمدن بر منبر وحدت از راه دل : یک زمان ای روح روحانی قدس
حكایت استاد ترك و پرده بازی او : پرده بازی بود استادی بزرگ
در علو مرتبه انسان : ای نموده جسم و جان از کاینات
حكایت آدم علیه السلام : جزو و کل با یکدگر جمع آمدند
در صفت كتاب گوید : گوش کن ای هوشمند راز بین
آغاز كتاب اشترنامه : یک دمی ای ساربان عاشقان
جدا شدن آدم و حوا از یكدیگر : چون جدا شد آدم خاکی ز جفت
حكایت مرد كر و قافله : بود وقتی در ره حج قافله
حكایت شهباز و صیاد : شاه بازی بود پرها کرده باز
در تقریر راه و تفسیر آن : هیچکس زین راه تقریری نکرد
حكایت عیسی علیه السلام با جهودان : چون جهودان از قضا عیسی پاک
جواب عیسی علیه السلام سبیحون را : از یقینت این سخن را گوش دار
حكایت : بر لب دریا همی شد عارفی
حكایت : دید مردی را یکی در چشمهٔ
حكایت : رفت پیش شاه محمود از یقین
حكایت : بود بیچاره دلی مجنون شده
حكایت استاد نقاش : بود استادی عجایب ماه وسال
رسیدن سالك با پرده دوم : برگذشت و پرده دیگر بدید
رسیدن سالك با پرده اول : میبرید او راه خود در پرده باز
رسیدن سالك با پرده چهارم : چارمین پرده عجایب پرده بود
رسیدن سالك با پرده پنجم : راه میبرید تا جائی رسید
رسیدن سالك با پرده سیم : در گذشت از وی بساعت برق وار
حكایت ابراهیم علیه السلام : چونکه ابراهیم در آتش فتاد
رسیدن سالك وصول با پرده ششم : عاقبت آن سالک اندر پردهها
سؤال سالك وصول از پیر : راه بین گفتا که ای جان جهان
خاموش شدن سالك وصول از جواب : این بگفت و بعد از آن خاموش شد
رسیدن سالك با پردۀ هفتم : سالک ره کرده چون ره کرد و رفت