بسم الله الرحمن الرحیم : حمد بی حد آن خدای پاک را
در نعمت سید المرسلین : سید الکونین ختم المرسلین
در فضیلت ائمۀ دین : آن امامانی که کردند اجتهاد
در مناجات : پادشاها جرم ما را در گذار
در بیان مخالفت نفس اماره : عاقل آن باشد که او شاکر بود
در بیان فواید خاموشی : ای برادر گر تو هستی حق طلب
در بیان صفت اهل ایمان و در عمل خالص : هرکه باشد اهل ایمان ای عزیز
در بیان اصل ایمان : اصل ایمان هست شش چیز ای وحید
در سیرت ملوک : چار خصلت ای برادر در جهان
در صفت علامتهای بزرگی : چارچیز آمد بزرگی را دلیل
در بیان چارچیز که اندر خطر بود : چارچیزست ای برادر با خطر
در بیان نیک بختی : شد دلیل نیک بختی چار چیز
در بیان سبب عافیت : عافیت را گر بجویی ای عزیز
در تواضع و صحبت درویشان : گر ترا عقلست با دانش قرین
در صفت بدبختی : چارچیز آثار بدبختی بود
در صفت ریاضت نفس و ترک دنیا : گر همی خواهی که گردی سر بلند
در صفت مجاهد نفس : نفس نتوان گشت الا با سه چیز
در بیان تواضع و ترک تکلف : سر چه آرایی بدستار ای پسر
در صفت فقر و صبر : فقر خود را پیش کس پیدا مکن
در بیان علامتهای ابلهی : چارچیز آمد نشان ابلهی
در بیان عاقبت اندیشی : از بلا نارسته گردی ای عزیز
در بیان چارچیز که صاحب عقل و دانش را ازینها دور باید بود : هر کرا عقلست ودانش ای عزیز
در صنعت رستگاری : هست بی شک رستگاری در سه چیز
در صفت ذکر الله تعالی : باش دایم ای پسر با یاد حق
در بیان چار خصلت که مردم را نیکوست : بر همه کس نیک باشد چارچیز
در صفت اخلاق ذمیمه : چارچیز دیگر ای نیکو سرشت
در علامات مدبر : چار چیز آمد نشان مدبری
در بیان آنکه حقیر داشتن نباید : چارچیز آمد بزرگ و معتبر
در بیان چارچیز که چارچیز دیگر را میزاید : ای پسر هر کس که دارد چارچیز
در چارچیز که کم بقا دارد : چارچیز ای خواجه کم دارد بقا
در بیان چارچیز که از چار چیز دیگر تمام باشد : چارچیز از چار دیگر شد تمام
در بیان چار چیز که بازگردانیدن آنها محالست : چارچیز است آنکه بعد از رفتنش
در صفت چارچیز که از چارچیز دیگر میآید : حاصل آید چارچیز از چارچیز
در بیان حاصل شدن چارچیز از چارچیز : چارچیزت بردهد از چار چیز
در بیان چارچیز که آدمی را شکست آرد : آدمی را چارچیز آرد شکست
در بیان چارچیز که از خطاهاست : چارچیز است از خطاها ای پسر
در بیان چارچیز که از عطاهای خداست : چارچیز است از عطاهای کریم
در بیان چارچیز که عمر را زیاد کند : میفزاید عمر مرد از چارچیز
در بیان پنج چیز که عمر از او بکاهد : عمر مردم را بکاهد پنج چیز
در بیان پنج چیز که آبروی را بریزد : دور شو از پنج خصلت ای پسر
در بیان پنج چیز که آب روی از آن میافزاید : میفزاید آب روی از پنج چیز
در بیان آن که از دو کس احتراز میباید کرد : ازدو کس پرهیز کن ای هوشیار
نصایح : شد دو خصلت مرد ابله را نشان
در بیان آنکه خواری آورد : چند خصلت آورد خواری بروی
در بیان شش چیز که بکار آید : در جهان شش چیز میآید بکار
در صفت پنج کس که پنج چیز از ایشان نیاید : کس نیاید پنج چیز از پنج کس
در بیان اهل سعادت : هر کرا سه کار عادت باشدش
در بیان رستگاری : گر همی خواهی که باشی رستگار
در بیان چهار چیز که از کرامات حق است : چار چیزست از کرامتهای حق
در چار خصلت که ترک کردن میباید : درگذر از چار خصلت زینهار
در بیان بی وفای جهان : در جهان دانی که گردد معتبر
در بیان معرفت الله : معرفت حاصل کن ای جان پدر
در بیان ورع : در ورع ثابت قدم باش ای پسر
در بیان فواید خدمت : تا توانی ای پسر خدمت گزین
در بیان تعظیم مهمان : ای برادر دار مهمان را عزیز
در بیان علامتهای احمق : سه علامت دان که در احمق بود
در صفت علامتهای فاسق : هست فاسق را سه خصلت در نهاد
در بیان علامات شقی : هست ظاهر سه علامت در شقی
در بیان علامتهای بخیل : سه علامت ظاهر آمد در بخیل
در بیان حاجت خواستن : حاجت خود را مجوی از زشت روی
در بیان سخاوت : در سخا کوش ای برادر در سخا
در بیان قناعت : با قناعت ساز دایم ای پسر
در بیان چار خصلت که کارهای شیطان است : چار خصلت فعل شیطانی بود
در علامتهای سخت دل : سخت دل را سه علامت یافتم
در بیان علامتهای منافق : دور باش ای خواجه از اهل نفاق
در بیان علامتهای متقی : سه علامت باشد انرد متقی
در علامتهای اهل جنت : هر کرا باشد سه خصلت در سرشت
در بیان صدقه دادن : گر کنی خیری بدست خویش کن
در نصایح : خوف و اندوهست قوت بندگان
در بیان صبر : تا شوی در روزگار از صابران
در بیان تجرید و تفرید : گر صفا میبایدت تجرید شو
در فواید صحبت صالحان و اجتناب اهل ظلم : همنشین صالحان باش ای پسر
در بیان آن کس که دوستی را نشاید : دوست گر باشد زیانکار ای پسر
در بیان رعایت یتیم ونصایح دیگر : بر سر بالین بیماران گذر
در بیان صلۀ رحم و زیارت خویشاوندان : رو بپرسیدن بر خویشان خویش
در بیان فتوت : چیست مردی ای پسر نیکو بدان
در بیان فقر و صحبت درویشان : فقر میدانی چه باشد ای پسر
در بیان انتباه از غفلت : از خدای خویشتن غافل مباش
خاتمه الکتاب : هر که آرد این نصیحتها بجای