المقالة الثانی و العشرون : پسر گفت ای پدر این کیمیا چیست
جواب پدر : پدر در پیش او کرد این حکایت
(۱) حکایت افلاطون و اسکندر : فلاطون آنکه استاد جهان بود
(۲) حکایت آن بزرگ با خواجه علی طوسی : بزرگی هم نکودل هم نکو عقل
(۳) حکایت آن دیوانه که ازو پرسیدند که درد چیست : یکی پرسید ازان دیوانه مردی
(۴) حکایت آن طفل که با مادر ببازار آمد و گم شد : زنی آورد طفلی را ببازار
(۵) حکایت یوسف علیه السلام و نظر کردن اودر آینه : مگر یوسف در آئینه نگاه کرد
(۶) حکایت احمد غزالی : به پیش پاک بازان دلفروز
(۷) حکایت ابوعلی فارمدی : چنین دادند ره بینان دمساز
(۸) سؤال کردن سائل از مجنون : بمجنون گفت آن یاری ز یاری
(۹) حکایت بایزید با مرد مسافر : برای بایزید آمد ز جائی
(۱۰) حکایت محمود با شیخ خرقانی : مگر محمود میآمد ز راهی
(۱۱) حکایت آهو که مشک از وی حاصل میشود : چنین گفتند استادان پیروز