شمارهٔ ۱ : ای بلبلِ روح مبتلا ماندهای
شمارهٔ ۲ : ای روح! تویی به عقل موصوف آخر
شمارهٔ ۳ : ای مرغ عجب! ستارگان چینهٔ تست
شمارهٔ ۴ : گه در غم روزگار و گه در قهری
شمارهٔ ۵ : ای جان! چو تو از عالم بیچون آیی
شمارهٔ ۶ : ای روح! درین عالم غربت چونی
شمارهٔ ۷ : ای باز خرد! مباش گمراه آخر
شمارهٔ ۸ : ای جانِ شریف! ترک این دنیی گیر
شمارهٔ ۹ : ای بلبل روح چند باشی مگسی
شمارهٔ ۱۰ : بر جان و تنِ بیش بها میگریم
شمارهٔ ۱۱ : با ما بنشین که هر دو همدم بودیم
شمارهٔ ۱۲ : دل را که هزار باره در خون کشمش
شمارهٔ ۱۳ : ای آن که به قدر برتر از افلاکی
شمارهٔ ۱۴ : ای آن که در این ره صفتاندیش نهای
شمارهٔ ۱۵ : چیزی که توئی زین تن مسکین تو نهای
شمارهٔ ۱۶ : بندیش که بر زمین نهای آن که تویی
شمارهٔ ۱۷ : ای وهم و خیال و حسِّ تو رهزن تو
شمارهٔ ۱۸ : آن ذات که جسم و جوهرش اسم بود
شمارهٔ ۱۹ : گر مرغِ دلت کارِ روش ساز کند
شمارهٔ ۲۰ : ای بس که فلک در صف انجم گردد
شمارهٔ ۲۱ : جانی که به نورِ حق ندارد امّید
شمارهٔ ۲۲ : جانی که نهفت زنگ دنیی او را
شمارهٔ ۲۳ : هر دیده که راه بینشانی نشناخت
شمارهٔ ۲۴ : گر نفس تو بسملی شود تا دانی
شمارهٔ ۲۵ : سِرّی که به تو رسد ز خود پنهان دار
شمارهٔ ۲۶ : در هر دو جهان هر چه عجب داشتهای
شمارهٔ ۲۷ : پنهان گهریست در پسِ پردهٔ راز
شمارهٔ ۲۸ : از پردهٔ خود برون شدن عین خطاست
شمارهٔ ۲۹ : هر چند که کارهای تو بسیاریست
شمارهٔ ۳۰ : هر جان که ز حق حمایتی افتادهست
شمارهٔ ۳۱ : آنجا که فروغ عالم جان بینی
شمارهٔ ۳۲ : چون آینه پشت و رو شود یکسانت
شمارهٔ ۳۳ : هر راز که هم پردهٔ جان تو شود
شمارهٔ ۳۴ : تن از پی کارِ خویش سرگردان است
شمارهٔ ۳۵ : کردم ورقِ وجودِّ تو با تو بیان
شمارهٔ ۳۶ : هر سر که درین هر دو جهان داشتهاند
شمارهٔ ۳۷ : گاه از غم اودست ز جان میشویی
شمارهٔ ۳۸ : ای از تن منقلب گذر ناکرده
شمارهٔ ۳۹ : خوش باش که دل تمام میباز رهد
شمارهٔ ۴۰ : دانی تو که مرگ چیست از تن رستن
شمارهٔ ۴۱ : مرگ است خلاص عالم فانی را
شمارهٔ ۴۲ : یک یک نفست زمان تو خواهد بود
شمارهٔ ۴۳ : چون اصلِ اصول هست در نقطهٔ جان
شمارهٔ ۴۴ : تا مرغ دلم شیوهٔ دمساز شناخت