پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

شمارهٔ ۱ : میپنداری که جان توانی دیدن

شمارهٔ ۲ : هرگه که تو طالب گهر خواهی بود

شمارهٔ ۳ : آن نقطه که کیمیای دولت آن است

شمارهٔ ۴ : قومی ز محال در جنون افتادند

شمارهٔ ۵ : جانهاست در آن جهان بر انبار زده

شمارهٔ ۶ : از ذرّه ز اندازهٔ ذرّات مپرس

شمارهٔ ۷ : در عقل اصول شرع از جان بپذیر

شمارهٔ ۸ : قسمی که ز چرخ پرده در داشتهای

شمارهٔ ۹ : تا عالِمِ جهل خود نگردی به نخست

شمارهٔ ۱۰ : نه در صفِ صاحبنظران خواهی مُرد

شمارهٔ ۱۱ : هر چند ز ننگِ خود خبردار نهایم

شمارهٔ ۱۲ : دردا که دلم واقف آن راز نشد

شمارهٔ ۱۳ : هم عقل درین واقعه مضطر افتاد

شمارهٔ ۱۴ : از معنی عشق اسم میبینم و بس

شمارهٔ ۱۵ : جان گرچه درین بادیه بسیار شتافت

شمارهٔ ۱۶ : دل در پی راز عشق، دلمرده بماند

شمارهٔ ۱۷ : دل بر سرِ این راه خطرناک بسوخت

شمارهٔ ۱۸ : دل خون شد و سررشتهٔ این راز نیافت

شمارهٔ ۱۹ : این دل که بسوخت روز و شب در تک و تاز

شمارهٔ ۲۰ : دل شیوهٔ عشق یک نفس باز نیافت

شمارهٔ ۲۱ : رازی که دل من است سرگشتهٔ آن

شمارهٔ ۲۲ : شد رنجِ دلم فَرِهْ چه تدبیر کنم

شمارهٔ ۲۳ : دل والِه و عقل مست و جان حیران است

شمارهٔ ۲۴ : دل او کاکح دیدار نداشت

شمارهٔ ۲۵ : آن قوم که جامه لاجوردی کردند

شمارهٔ ۲۶ : جان معنی لطف و قهر نتواند بود

شمارهٔ ۲۷ : هم قصّهٔ یار میبنتوان گفتن

شمارهٔ ۲۸ : نه هیچ کس از قالب دین مغز چشید

شمارهٔ ۲۹ : این درد جگرسوز که در سینه مراست

شمارهٔ ۳۰ : از دست بشد تن و توانم چه کنم

شمارهٔ ۳۱ : در حیرانی بنده وآزاد هنوز

شمارهٔ ۳۲ : تیری که ز شستِ حکمِ جانان گذرد

شمارهٔ ۳۳ : گاه از شادی چو شمع میافروزم

شمارهٔ ۳۴ : جانا! ز غم عشق تو فریاد مرا

شمارهٔ ۳۵ : زلفت که از او نفع و ضرر در غیب است

شمارهٔ ۳۶ : بیچاره دلم که راحت جان میجست

شمارهٔ ۳۷ : هم شیوهٔ سودای تو نتوان دانست

شمارهٔ ۳۸ : پای از تو فرو شد به گِلم میدانی

شمارهٔ ۳۹ : آنها که درین درد مرا میبینند

شمارهٔ ۴۰ : دل سِرّ تو در نو و کهن بازنیافت

شمارهٔ ۴۱ : جز درد تو درمان دل ریشم نیست

شمارهٔ ۴۲ : حالم ز من سوخته خرمن بمپرس

شمارهٔ ۴۳ : هجرِ تو هلاکِ من بگوید با تو

شمارهٔ ۴۴ : غم کشته و رنج دیده خواهم مردن

شمارهٔ ۴۵ : چون کار ز دست رفت گفتار چه سود

شمارهٔ ۴۶ : گر جان گویم عاشق آن دیدار است

شمارهٔ ۴۷ : دل رفت و نگفت دلستانم که چه بود

شمارهٔ ۴۸ : عمری دل این سوخته تن در خون داد

شمارهٔ ۴۹ : جز جان، صفت جان، که تواند گفتن

شمارهٔ ۵۰ : جانی که به رمز، قصّهٔ جانان گفت

شمارهٔ ۵۱ : در فقر، دل و روی سیه باید داشت

شمارهٔ ۵۲ : سرّی که دلِ دو کَوْن خون داند کرد

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.