شمارهٔ ۱ : تا کی ز جهان رنج و ستم باید دید
شمارهٔ ۲ : دریاست جهان که تخت اینجا بنهد
شمارهٔ ۳ : هر کز پی دنیای دنی خواهد بود
شمارهٔ ۴ : دنیای دنی چیست سرای ستمی
شمارهٔ ۵ : چون هست جهان جایگه رسوایی
شمارهٔ ۶ : دود است همه جهان، جهان دود انگار
شمارهٔ ۷ : این دنیای غدار چه خواهی کردن
شمارهٔ ۸ : از شعبدهٔ جهان چه برخواهد خاست
شمارهٔ ۹ : دنیا که جوی وفا ندارد در پوست
شمارهٔ ۱۰ : دنیا چه کنی چو بیوفا خواهد بود
شمارهٔ ۱۱ : ای دل تَبَعِ دُنیی غدّار مشو
شمارهٔ ۱۲ : گر هر دو جهان فی المثل انگشتری است
شمارهٔ ۱۳ : ای دل ای دل غم جهان چند خوری
شمارهٔ ۱۴ : چون نیست درین چاه بلا دسترسیت
شمارهٔ ۱۵ : یک حاجت بیدلی روا مینکنند
شمارهٔ ۱۶ : جان رفت و به ذوق زندگانی نرسید
شمارهٔ ۱۷ : هر دم که زنم چو جانم آید به لبم
شمارهٔ ۱۸ : بویی که به جان ممتحن میآید
شمارهٔ ۱۹ : گه خستهٔ لن ترانیم موسی وار
شمارهٔ ۲۰ : هر روز درین دایره سرگشتهترم
شمارهٔ ۲۱ : تا کی باشم عاجز و مضطر مانده
شمارهٔ ۲۲ : روزی نه که دل قصهٔ دمساز نخواند
شمارهٔ ۲۳ : امروز منم به جان و تن درمانده
شمارهٔ ۲۴ : در عشق چو من کسی نه بیچاره شود
شمارهٔ ۲۵ : تا کی خود را ز هجر دلبند کشم
شمارهٔ ۲۶ : هر دم دل من زچرخ بندی دارد
شمارهٔ ۲۷ : بر دل ز غم زمانه باری دارم
شمارهٔ ۲۸ : جز بیخبری هیچ خبر نیست مرا
شمارهٔ ۲۹ : با نااهلی که نان خورم خون شمرم
شمارهٔ ۳۰ : بگرفت ز نااهل جهانی غم ازین