شمارهٔ ۱ : دل خون شد و کس محرم این راز نیافت
شمارهٔ ۲ : دل را همه عمر محرمی دست نداد
شمارهٔ ۳ : سرمایهٔ عالم درمی بیش نبود
شمارهٔ ۴ : دردا که درین سوز و گدازم کس نیست
شمارهٔ ۵ : کو مستمعی تا سخنش برگویم
شمارهٔ ۶ : این سوز که خاست با که بتوانم گفت
شمارهٔ ۷ : چشم من دلخسته به هر انجمنی
شمارهٔ ۸ : چندانکه به درد عشق میپویم من
شمارهٔ ۹ : آنکس که غمِ کهنه و نو میداند
شمارهٔ ۱۰ : کی باشد و کی که من مانم و او
شمارهٔ ۱۱ : آنکس که نه غم خوارگیم خواهد کرد
شمارهٔ ۱۲ : در پای بلا فتادهام، چتوان کرد
شمارهٔ ۱۳ : دردا که ز درد ناکسی میمیرم
شمارهٔ ۱۴ : پیوسته زبون روزگار آمدهام
شمارهٔ ۱۵ : یک دم دل محنت کشم آسوده نشد
شمارهٔ ۱۶ : ای آن که بکلّی دل و جان داده نهای
شمارهٔ ۱۷ : هر دل که نه در زمانه روز افزون شد
شمارهٔ ۱۸ : هر انجمنی، در انجمن ماندهاند
شمارهٔ ۱۹ : قومی که زمین به یک زمان بگرفتند
شمارهٔ ۲۰ : با قوّت پیل، مور میباید بود
شمارهٔ ۲۱ : با اهل، توان قصد معانی کردن
شمارهٔ ۲۲ : من، توبهٔ عامی، به گناهی نخرم
شمارهٔ ۲۳ : هرکو سخنی شنود، یکبار، از من