شمارهٔ ۱ : خواهی که ز پرده محرم آیی بیرون،
شمارهٔ ۲ : تدبیر تو چیست بغض با حب کردن
شمارهٔ ۳ : تو خسته نهیی ز عشق، ور خستهئییی
شمارهٔ ۴ : تا کی هنر خویش پدیدار کنی
شمارهٔ ۵ : بد چند کنی کار نکو کن، بنشین
شمارهٔ ۶ : تا بر ره خلق مینشینی ای دل
شمارهٔ ۷ : ای دل هر دم غمی دگرگون میخور
شمارهٔ ۸ : چون درد ترا تا به ابد درمان نیست
شمارهٔ ۹ : ای دل همه چارهٔ تو بیچارگی است
شمارهٔ ۱۰ : زین شیوه که اکنون دل دیوانه گرفت
شمارهٔ ۱۱ : جانا دل من خویش به دریا انداخت
شمارهٔ ۱۲ : اوّل دل من بر سر غوغا بنشست
شمارهٔ ۱۳ : در راه تعب ترک طرب باید کرد
شمارهٔ ۱۴ : درعالم مرگ زندگانی دور است
شمارهٔ ۱۵ : مردی چه بود رند و مقامر بودن
شمارهٔ ۱۶ : از جزو به سوی کل سفر باید کرد
شمارهٔ ۱۷ : هر پرده که بند پرده در خواهد خاست
شمارهٔ ۱۸ : گر دریائی ز شور بنشانندت
شمارهٔ ۱۹ : تا کی باشی چو آسمان در تک و تاز
شمارهٔ ۲۰ : گر همچو فلک سالک پیوسته شوی
شمارهٔ ۲۱ : هر روز مرا غمی دگر پیش آید