شمارهٔ ۱ : شیر اجلت چو درکمین خواهد بود
شمارهٔ ۲ : گیرم که ترا لطف الاهی آمد
شمارهٔ ۳ : چون روی تو در هلاک خواهد بودن
شمارهٔ ۴ : از آتش دل چو دود بر خواهی خاست
شمارهٔ ۵ : زان پیش که در عینِ هلاکت فکنند
شمارهٔ ۶ : تا کی به نظارهٔ جهان خواهی زیست
شمارهٔ ۷ : گاهی به قبولِ خلق خواهی آویخت
شمارهٔ ۸ : گر در کوهی مقیم و گر در دشتی
شمارهٔ ۹ : چون رفتنِ بیقیاس داری در پی
شمارهٔ ۱۰ : ره بس دور است توشه بردار و برو
شمارهٔ ۱۱ : هر رنگ که ممکن است آمیخته گیر
شمارهٔ ۱۲ : گیرم که جهان به کام دیدی وشدی
شمارهٔ ۱۳ : ای آنکه ز نفسِ شوم در آکفتی
شمارهٔ ۱۴ : بس کس که ز کوچهٔ هوس برنامد
شمارهٔ ۱۵ : قومی که به خاک مرگ سر بازنهند
شمارهٔ ۱۶ : دو چشم ز اشک خیره میباید کرد
شمارهٔ ۱۷ : تا چند ز مرگِ خویش غمناک شوی
شمارهٔ ۱۸ : ماتم زدگان عالم خاک هنوز
شمارهٔ ۱۹ : دنیا مطلب مباش مغرور ازو
شمارهٔ ۲۰ : خلقند به خاک بیعدد آورده
شمارهٔ ۲۱ : چون رفت ز جسم جوهر روشن ما
شمارهٔ ۲۲ : بس داغ که چرخ بر دلِ ریش کشید
شمارهٔ ۲۳ : دل کز سرِ عمر سرنگون بر میخاست
شمارهٔ ۲۴ : زین بحر که در نهاد آمد تا سر
شمارهٔ ۲۵ : بس خون که دلم اول این کار بریخت
شمارهٔ ۲۶ : در حبسِ وجود از چه افتادم من
شمارهٔ ۲۷ : تن از دو جهان بس که حجابی برداشت
شمارهٔ ۲۸ : خلقی که درین جهان پدیدار شدند
شمارهٔ ۲۹ : بس عمر عزیز ای دل مسکین که گذشت
شمارهٔ ۳۰ : دردا که جفای چرخ پیوسته بماند
شمارهٔ ۳۱ : ای دل دانی که کار دنیا گذریست
شمارهٔ ۳۲ : هر ذره که در وادی و در کهساریست
شمارهٔ ۳۳ : اجزاء زمین تن خردمندان است
شمارهٔ ۳۴ : هر خاک که در جهان کسی فرسوده است
شمارهٔ ۳۵ : لاله ز رخی چو ماه میبینم من
شمارهٔ ۳۶ : پیش از من و تو پیر و جوانی بودست
شمارهٔ ۳۷ : دی خاک همی نمود با من تندی
شمارهٔ ۳۸ : هر کوزه که بیخود به دهان باز نهم
شمارهٔ ۳۹ : بر بستر خاک خفتگان میبینم
شمارهٔ ۴۰ : هر سبزه و گل که از زمین بیرون رُست
شمارهٔ ۴۱ : بر فرق تو هر حادثه تیغی دگرست
شمارهٔ ۴۲ : ای اهل قبور! خاک گشتید و غبار
شمارهٔ ۴۳ : از مرگ، چو آب روی دلخواهم شد