شمارهٔ ۱ : چون جان دلم ز سیر،چون برق شدند
شمارهٔ ۲ : در عشق مرا چه کار با پردهٔ راز
شمارهٔ ۳ : دریای دلم گرچه بسی میآشفت
شمارهٔ ۴ : خون دل من که هر دم افزون گردد
شمارهٔ ۵ : شب نیست که خون از دل غمناک نریخت
شمارهٔ ۶ : این شیوه مصیبت که مرا اکنون است
شمارهٔ ۷ : گر دل بشناختی که من کیستمی
شمارهٔ ۸ : گر جان گویم جای خرابش بنماند
شمارهٔ ۹ : هر شب چو غمی ز چشم من خون ریزد
شمارهٔ ۱۰ : چون دریائی کنار من از جا خاست
شمارهٔ ۱۱ : هر چند که پشت و روی دارم کاری
شمارهٔ ۱۲ : گفتم ای چشم خواب میباید برد
شمارهٔ ۱۳ : آن دل که نشان غمگساری میجست
شمارهٔ ۱۴ : ای دل هر دم دست به خون نتوان برد
شمارهٔ ۱۵ : ای دل ز هوای عشق کیفر میبر
شمارهٔ ۱۶ : هر سیل که از خون جگر خواهد خاست
شمارهٔ ۱۷ : خونی که مرا در دل و جان اکنون هست
شمارهٔ ۱۸ : یک همنفسی کو که برو گریم من
شمارهٔ ۱۹ : گفتم:دل من که خانهٔ جان اینست
شمارهٔ ۲۰ : از شرم رخت سرخی گل میبشود
شمارهٔ ۲۱ : ای عشق توأم در تک و تاب افکنده
شمارهٔ ۲۲ : تا کی ریزم ز چشمِ خون پالا اشک
شمارهٔ ۲۳ : چون دردِ دلم تو میپسندی بسیار
شمارهٔ ۲۴ : تا جان دارم حلقِ من و خنجر تو
شمارهٔ ۲۵ : ای از رخ چون گلت گلابِ دیده
شمارهٔ ۲۶ : چون چشم به یارِ سیم تن میافتد
شمارهٔ ۲۷ : تن خاک نشین چشم یار آمده گیر
شمارهٔ ۲۸ : جانا!غم تو با تن چون مویم داشت
شمارهٔ ۲۹ : چون شمع، ز بس سوز، خور و خوابم شد
شمارهٔ ۳۰ : تا کی ز تو روی بر زمین باید داشت
شمارهٔ ۳۱ : بس سیل که خاست هر نفس چشمم را
شمارهٔ ۳۲ : زان روی که در روی تو چشمم نگریست
شمارهٔ ۳۳ : آن ماه، مرا چو خاک در کوی افکند
شمارهٔ ۳۴ : چون ایندل غم کشم وطن در خون دید
شمارهٔ ۳۵ : روزی که دل شکسته پیش تو کشم
شمارهٔ ۳۶ : با دل گفتم بسی زیان میبینم
شمارهٔ ۳۷ : از گریهٔ خود بسی نکویی دارم
شمارهٔ ۳۸ : شبرنگ خطت که رام افسونم بود
شمارهٔ ۳۹ : از رشک تو، کاغذین کنم پیراهن
شمارهٔ ۴۰ : چون هر مویم نوحه گر آید بی تو
شمارهٔ ۴۱ : دل را که شد از یک نظر دیده خراب
شمارهٔ ۴۲ : اول دل من، عشق رخت در جان داشت
شمارهٔ ۴۳ : گر دل نه چنین عاشق شیدا بودی
شمارهٔ ۴۴ : خونی که من از دیده به در میریزم
شمارهٔ ۴۵ : آن دل که دمی بی تو سر جانش نبود
شمارهٔ ۴۶ : گرچه غمم از گریستن بیرونست
شمارهٔ ۴۷ : چون با غم تو دل مرا تاب نماند