شمارهٔ ۱ : جانی دارم عاشق و شوریده و مست
شمارهٔ ۲ : جز تشنگی تو هوسم مینکند
شمارهٔ ۳ : نه دل دارم نه چشم ره بین چکنم
شمارهٔ ۴ : امروز منم وصل به هجران داده
شمارهٔ ۵ : جسمی است هزار چشمه خون زاده درو
شمارهٔ ۶ : چون کس بنداند آنچه من دانم ازو
شمارهٔ ۷ : من این دل بسته را کجا خواهم برد
شمارهٔ ۸ : چون مرغ دلم به دام هستی در شد
شمارهٔ ۹ : نه بستهٔ پیوند توانم بودن
شمارهٔ ۱۰ : ما هر ساعت ذخیرهٔ جان بنهیم
شمارهٔ ۱۱ : جان تشنگی همه جهان میآرد
شمارهٔ ۱۲ : جانا! جانی عاشق روی تو مراست
شمارهٔ ۱۳ : در هر دو جهان گر آرزویی جویم
شمارهٔ ۱۴ : در پرده درونِ دل ریشت بینم
شمارهٔ ۱۵ : از چشم خوشت بسی شکایت دارم
شمارهٔ ۱۶ : جانا! مددی به عمر کوتاهم ده
شمارهٔ ۱۷ : تن زیر امانت تو خاکِ در شد
شمارهٔ ۱۸ : بی چهرهٔ تو در نظری نتوان دید
شمارهٔ ۱۹ : هم بادیهٔ عشق تو بی پایان است
شمارهٔ ۲۰ : در عشق تو دل زیر و زبر باید برد
شمارهٔ ۲۱ : جان پیش تو بر میان کمر خواهم داشت
شمارهٔ ۲۲ : گر دیده به تو راه توانستی کرد
شمارهٔ ۲۳ : کو پای که از دست تو بگریختمی
شمارهٔ ۲۴ : چون درد ترا من به دعا میطلبم
شمارهٔ ۲۵ : یا در پیشم چو شمع بنشان و بکش
شمارهٔ ۲۶ : از خود خبرم ده که ز خود بیخبرم
شمارهٔ ۲۷ : خورشید رخ تو در نظر خواهم داشت
شمارهٔ ۲۸ : چون من به تو در همه جهانم زنده
شمارهٔ ۲۹ : جان رسته ازین قالب صد لون به است
شمارهٔ ۳۰ : چون دل غم تو به جان توانست کشید
شمارهٔ ۳۱ : در عشق تو از بس که جنون آرم من
شمارهٔ ۳۲ : گه پیش در تو در سجود آمدهام
شمارهٔ ۳۳ : کو کوی تو تا به فرق بشتافتمی
شمارهٔ ۳۴ : جانا چو نه پنهان و نه پیدا باشی
شمارهٔ ۳۵ : نه غیر تو را با تو اثر میبینم
شمارهٔ ۳۶ : در بند نیم ز هیچ کس میدانی
شمارهٔ ۳۷ : چون راه تو را هیچ سر و پایان نیست
شمارهٔ ۳۸ : گر دل خواهی بیا و بپذیر و بگیر
شمارهٔ ۳۹ : تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت
شمارهٔ ۴۰ : ما نقطهٔ جان وقف بلای تو کنیم
شمارهٔ ۴۱ : قومی که به هم میبنشینند ترا
شمارهٔ ۴۲ : چون نعره زنان قصد به کوی تو کنیم
شمارهٔ ۴۳ : عاشق که همه جهان به روی تو بداد
شمارهٔ ۴۴ : با عشق تو ملک جاودان میچکنم
شمارهٔ ۴۵ : شوقی که مرا در طلب روی تو خاست
شمارهٔ ۴۶ : از عشق تو روی بر زمینم بنشین
شمارهٔ ۴۷ : نادیده ترا دیدهٔ من دل برخاست
شمارهٔ ۴۸ : ای تیرگی زلف توام دین افروز
شمارهٔ ۴۹ : گفتم به بر سوختهٔ خویش آیی
شمارهٔ ۵۰ : ای لعل توام به حکم ایمان داده
شمارهٔ ۵۱ : آن غم که ز تو بر دل پرخون منست
شمارهٔ ۵۲ : در عشق تو نیم ذرّه سرگردانی
شمارهٔ ۵۳ : در عشق تو عقل با جنون خواهم کرد
شمارهٔ ۵۴ : تا بتوانم ازان جمال اندیشم
شمارهٔ ۵۵ : بی روی تو یک لحظه نمیشاید زیست
شمارهٔ ۵۶ : ای بس که به هر تکی دویدم بی تو
شمارهٔ ۵۷ : جانا ز ره دراز میآیم من
شمارهٔ ۵۸ : در عشق تو کارم به هوس برناید
شمارهٔ ۵۹ : با عشق تو دست در کمر خواهم کرد
شمارهٔ ۶۰ : گه نعره زن قلندرت خواهم بود
شمارهٔ ۶۱ : چون عاشق روی تو شدم اینم بس
شمارهٔ ۶۲ : عمری دل من غرقهٔ خون بی تو بزیست
شمارهٔ ۶۳ : چون هست همه به روی تو آرزویم
شمارهٔ ۶۴ : از عشقِ تو در جهان عَلَم خواهم شد
شمارهٔ ۶۵ : در کوی تو چون میگذرم، اینت عجب!
شمارهٔ ۶۶ : چندان که ترا حجاب میخواهد بود
شمارهٔ ۶۷ : تا یک نفسی دسترسم میماند
شمارهٔ ۶۸ : با روی تو ماه را منوّر ننهم
شمارهٔ ۶۹ : دیرست که در کوی تو دارم گذری
شمارهٔ ۷۰ : ما درد تو را به جای درمان داریم