پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

شمارهٔ ۱ : بنگر ز صبا دامنِ گل چاک شده

شمارهٔ ۲ : گل بین که به غنج و ناز خواهد خندید

شمارهٔ ۳ : ابری که رخ باغ کنون خواهد شست

شمارهٔ ۴ : از دست گلابگر گل عشوه پرست

شمارهٔ ۵ : با گل گفتم چو یوسفِ کنعانی

شمارهٔ ۶ : بلبل که به عشق یک هم آواز نیافت

شمارهٔ ۷ : بلبل همه شب شرحِ وصالت میخواند

شمارهٔ ۸ : گل بین که بر اطراف چمن مینازد

شمارهٔ ۹ : نی حال من و تو ماهوش میگوید

شمارهٔ ۱۰ : گل بی سر و پای خویشتن میانداخت

شمارهٔ ۱۱ : چون برگِ گلت بدید گلبرگِ طری

شمارهٔ ۱۲ : در پیش رخ تو آفتاب افسانهست

شمارهٔ ۱۳ : گل بین که گلابِ ابر میدارد دوست

شمارهٔ ۱۴ : گل گفت که رفتنم یقین افتادست

شمارهٔ ۱۵ : گل گفت: اگرچه ابر صدگاهم شُست

شمارهٔ ۱۶ : گل گفت که دست زرفشان آوردم

شمارهٔ ۱۷ : گل گفت که تا روی گشادند مرا

شمارهٔ ۱۸ : گل گفت که تا چشم گشادند مرا

شمارهٔ ۱۹ : گل گفت: کسم عمر به دریوزه نداد

شمارهٔ ۲۰ : گل گفت: ز رخ نقاب باید انداخت

شمارهٔ ۲۱ : گل گفت: که گه زخم زند صد خارم

شمارهٔ ۲۲ : گل گفت: مرا خون جگر خواهد ریخت

شمارهٔ ۲۳ : گل گفت که چند اوفتم در پستی

شمارهٔ ۲۴ : گل گفت: نقاب برگشادیم و شدیم

شمارهٔ ۲۵ : گل گفت: چنین که من کنون میآیم

شمارهٔ ۲۶ : گل گفت: کسم هیچ فسون مینکند

شمارهٔ ۲۷ : گل گفت: گلابگر چو تابم ببرد

شمارهٔ ۲۸ : گل گفت: که با گلابگر هر سحری

شمارهٔ ۲۹ : گل گفت: منم فتاده صد کار امروز

شمارهٔ ۳۰ : گل گفت: چو نیست هفتهای روی نشست

شمارهٔ ۳۱ : گل گفت ز تفِّ دل عرق خواهم کرد

شمارهٔ ۳۲ : گل بر سر پای غرقهٔ خون زانست

شمارهٔ ۳۳ : یارب صفت رایحهٔ نسرین چیست

شمارهٔ ۳۴ : افکند گلابگر ز بیدادگری

شمارهٔ ۳۵ : بلبل به سحرگه غزلی تر میخواند

شمارهٔ ۳۶ : زین شیوه که اکنون گل تر میخیزد

شمارهٔ ۳۷ : تاگل ز گریبان چمن سر بر کرد

شمارهٔ ۳۸ : ای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کن

شمارهٔ ۳۹ : گرچه گل تر درآمدن سر تیز است

شمارهٔ ۴۰ : میریخت گل و ز خاک مفرش میکرد

شمارهٔ ۴۱ : بشکفت به صد هزار خوبی گل مست

شمارهٔ ۴۲ : غنچه که چو پسته لب شود خندانش

شمارهٔ ۴۳ : با گل گفتم که داد بستان و برو

شمارهٔ ۴۴ : بلبل سخنی گفت به گل آهسته

شمارهٔ ۴۵ : گل گفت که در خاک چرا ننشینم

شمارهٔ ۴۶ : بلبل به سحر نعره زنان میآشفت

شمارهٔ ۴۷ : در غنچه نگاه کن که چون میجوشد

شمارهٔ ۴۸ : چون شور ز گل در دل بلبل افتاد

شمارهٔ ۴۹ : گل قصّهٔ بی خویشتنی خواهد گفت

شمارهٔ ۵۰ : با گل گفتم: چو چشم آن میدارم

شمارهٔ ۵۱ : بشکفت گل و رونق شمشاد ببرد

شمارهٔ ۵۲ : گل از پی عمری به طلب میآید

شمارهٔ ۵۳ : گل عمر بسی کرد طلب پس چه کند

شمارهٔ ۵۴ : با گل گفتم که با چنین عمر که هست

شمارهٔ ۵۵ : گل بین که به صد غنج و به صدناز رسید

شمارهٔ ۵۶ : تا پرده ز روی گلِ تر باز افتاد

شمارهٔ ۵۷ : آن نقد نگر که در میان دارد گل

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.