پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

شمارهٔ ۱ : ای صبح به یک نَفَس سبق چون بُردی

شمارهٔ ۲ : ای صبح چو امشب تو ز اهلِ حَرَمی

شمارهٔ ۳ : ای صبح به جز نام تو را صادق نیست

شمارهٔ ۴ : ای صبح قدم به جایگه بایدداشت

شمارهٔ ۵ : ای شب مزن از ستاره چندینی جوش

شمارهٔ ۶ : ای صبح اگر دم به هوس خواهی زد

شمارهٔ ۷ : بیهمدم اگر دمی زنی نقصان است

شمارهٔ ۸ : چون هم نفسِ همه کسی هر جاییست

شمارهٔ ۹ : ای صبح اگر از پرده عَلَم خواهی زد

شمارهٔ ۱۰ : وقت است که ساقی سرِ می بگشاید

شمارهٔ ۱۱ : آوازِ خروس صبح در سمع افتاد

شمارهٔ ۱۲ : ای صبح مرو دم پراکنده مزن

شمارهٔ ۱۳ : ای صبح چرا اسبِ ستیز انگیزی

شمارهٔ ۱۴ : ای صبح مرا به صد عذاب اندازی

شمارهٔ ۱۵ : دوش از برِ من یار گریزان میرفت

شمارهٔ ۱۶ : ای صبح اگر عزیمتِ خنده کنی

شمارهٔ ۱۷ : ای صبح هنوز ماهتاب است، مخند

شمارهٔ ۱۸ : ای شب تو طریقِ زلفِ جانان داری

شمارهٔ ۱۹ : ای صبح دمی به خنده بگشای لبی

شمارهٔ ۲۰ : تا کی ز شبِ دراز گریان گردم

شمارهٔ ۲۱ : ای صبح! مدم، مخند و مپسند آخر

شمارهٔ ۲۲ : ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی

شمارهٔ ۲۳ : امشب ز دمیدن تو ترسم ای صبح

شمارهٔ ۲۴ : امشب که دمی هم نفس جانانم

شمارهٔ ۲۵ : امشب اگر از تو بی قراری نرود

شمارهٔ ۲۶ : امشب چه شود که لب ببندی ای صبح

شمارهٔ ۲۷ : ای چرخ ز دریوزهٔ تو میگریم

شمارهٔ ۲۸ : صبحا! ندمی تو تا که بندی نکنی

شمارهٔ ۲۹ : امشب بر ماست آن صنمِ جان افروز

شمارهٔ ۳۰ : ای صبح!‌اگر تو یاریی خواهی کرد

شمارهٔ ۳۱ : ای صبح! امشب علاج دیگر نبرم

شمارهٔ ۳۲ : ای صبح! هزار پرده در پیش انداز

شمارهٔ ۳۳ : ای صبح! اگر بلندیت هست امشب

شمارهٔ ۳۴ : ای صبح! اگر طلوع خواهی کردن

شمارهٔ ۳۵ : ای صبح! مخند امشب و لب بر لب باش

شمارهٔ ۳۶ : امشب که مرا نه تاب و نه تب بودست

شمارهٔ ۳۷ : ای صبح! جهان فروز عالم تو نیی

شمارهٔ ۳۸ : جانم به مرادِ دل رسیدست امشب

شمارهٔ ۳۹ : گر صبح شبی واقعهٔ من دیدی

شمارهٔ ۴۰ : آن شب که بود وصال جان افروزم

شمارهٔ ۴۱ : دوش آن بت مستم به طلب آمده بود

شمارهٔ ۴۲ : دوش آمد و گفت: چند جانت سوزم

شمارهٔ ۴۳ : چندان که به ناله میگشایم لب را

شمارهٔ ۴۴ : گر زلفِ بتم نیی تو ای شب بسر آی

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.