شمارهٔ ۱ : ای صبح به یک نَفَس سبق چون بُردی
شمارهٔ ۲ : ای صبح چو امشب تو ز اهلِ حَرَمی
شمارهٔ ۳ : ای صبح به جز نام تو را صادق نیست
شمارهٔ ۴ : ای صبح قدم به جایگه بایدداشت
شمارهٔ ۵ : ای شب مزن از ستاره چندینی جوش
شمارهٔ ۶ : ای صبح اگر دم به هوس خواهی زد
شمارهٔ ۷ : بیهمدم اگر دمی زنی نقصان است
شمارهٔ ۸ : چون هم نفسِ همه کسی هر جاییست
شمارهٔ ۹ : ای صبح اگر از پرده عَلَم خواهی زد
شمارهٔ ۱۰ : وقت است که ساقی سرِ می بگشاید
شمارهٔ ۱۱ : آوازِ خروس صبح در سمع افتاد
شمارهٔ ۱۲ : ای صبح مرو دم پراکنده مزن
شمارهٔ ۱۳ : ای صبح چرا اسبِ ستیز انگیزی
شمارهٔ ۱۴ : ای صبح مرا به صد عذاب اندازی
شمارهٔ ۱۵ : دوش از برِ من یار گریزان میرفت
شمارهٔ ۱۶ : ای صبح اگر عزیمتِ خنده کنی
شمارهٔ ۱۷ : ای صبح هنوز ماهتاب است، مخند
شمارهٔ ۱۸ : ای شب تو طریقِ زلفِ جانان داری
شمارهٔ ۱۹ : ای صبح دمی به خنده بگشای لبی
شمارهٔ ۲۰ : تا کی ز شبِ دراز گریان گردم
شمارهٔ ۲۱ : ای صبح! مدم، مخند و مپسند آخر
شمارهٔ ۲۲ : ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی
شمارهٔ ۲۳ : امشب ز دمیدن تو ترسم ای صبح
شمارهٔ ۲۴ : امشب که دمی هم نفس جانانم
شمارهٔ ۲۵ : امشب اگر از تو بی قراری نرود
شمارهٔ ۲۶ : امشب چه شود که لب ببندی ای صبح
شمارهٔ ۲۷ : ای چرخ ز دریوزهٔ تو میگریم
شمارهٔ ۲۸ : صبحا! ندمی تو تا که بندی نکنی
شمارهٔ ۲۹ : امشب بر ماست آن صنمِ جان افروز
شمارهٔ ۳۰ : ای صبح!اگر تو یاریی خواهی کرد
شمارهٔ ۳۱ : ای صبح! امشب علاج دیگر نبرم
شمارهٔ ۳۲ : ای صبح! هزار پرده در پیش انداز
شمارهٔ ۳۳ : ای صبح! اگر بلندیت هست امشب
شمارهٔ ۳۴ : ای صبح! اگر طلوع خواهی کردن
شمارهٔ ۳۵ : ای صبح! مخند امشب و لب بر لب باش
شمارهٔ ۳۶ : امشب که مرا نه تاب و نه تب بودست
شمارهٔ ۳۷ : ای صبح! جهان فروز عالم تو نیی
شمارهٔ ۳۸ : جانم به مرادِ دل رسیدست امشب
شمارهٔ ۳۹ : گر صبح شبی واقعهٔ من دیدی
شمارهٔ ۴۰ : آن شب که بود وصال جان افروزم
شمارهٔ ۴۱ : دوش آن بت مستم به طلب آمده بود
شمارهٔ ۴۲ : دوش آمد و گفت: چند جانت سوزم
شمارهٔ ۴۳ : چندان که به ناله میگشایم لب را
شمارهٔ ۴۴ : گر زلفِ بتم نیی تو ای شب بسر آی