شمارهٔ ۱ : ای دوست بدان کاین فلک پیروزه
شمارهٔ ۲ : جبریل به پرِّ جان ما پرّیدست
شمارهٔ ۳ : بحر کرم و گنج وفا در دل ماست
شمارهٔ ۴ : بگذشت ز فرق دو جهان گوهر ما
شمارهٔ ۵ : شد در همه آفاق عَلَم شیوهٔ ما
شمارهٔ ۶ : یک قطره ز فقرِ دل سوی صحرا شد
شمارهٔ ۷ : رفتیم و ز ما زمانه آشفته بماند
شمارهٔ ۸ : ای بس که به خار مژه خارا سفتیم
شمارهٔ ۹ : اینک جانم به پیشِ جانان شدهام
شمارهٔ ۱۰ : صد دُر به اشارتی بسفتیم و شدیم
شمارهٔ ۱۱ : گلهای حقیقت بنرُفتیم یکی
شمارهٔ ۱۲ : چون چنگ، همه خروش میباید بود
شمارهٔ ۱۳ : از نادره، نادر جهانیم امروز
شمارهٔ ۱۴ : در فقر دلم عزم سیاهی دارد
شمارهٔ ۱۵ : درویشی را به هر چه خواهی ندهم
شمارهٔ ۱۶ : که کرد چو بازی مگسی را هرگز
شمارهٔ ۱۷ : عیسی چو شرابِ لطف در کامم ریخت
شمارهٔ ۱۸ : گه یک نفسم هر دوجهان میگیرد
شمارهٔ ۱۹ : از دفترِ عشقم ورقی بنهادم
شمارهٔ ۲۰ : آمد دلم و کام روا کرد و برفت
شمارهٔ ۲۱ : جمشید یقین شدم ز پیدایی خویش
شمارهٔ ۲۲ : رفتم که زبان را سر انشا بنماند
شمارهٔ ۲۳ : دل نیست که نور حق بر او تافته نیست
شمارهٔ ۲۴ : ای دل به سخن مثل محال است تُرا
شمارهٔ ۲۵ : موج سخنم ز اوج پروین بگذشت
شمارهٔ ۲۶ : اینها که زنظم و نثرِ خود میلافند
شمارهٔ ۲۷ : خورشید چو رخ نمود انجم برخاست
شمارهٔ ۲۸ : در وقت بیان،عقل سخن سنج مراست
شمارهٔ ۲۹ : تا کی سخن لطیف نیکو گویم
شمارهٔ ۳۰ : تا روی چو آفتاب دلدار بتافت
شمارهٔ ۳۱ : دل میبینم عاشق وآشفته ازو
شمارهٔ ۳۲ : یا رب ز خور و خفت چه میباید دید
شمارهٔ ۳۳ : تا بود مجال گفت، جان، دُرها سفت
شمارهٔ ۳۴ : در هر سخنی که سر بدان آوردم
شمارهٔ ۳۵ : بر دل ز هوا اگر چه بند است تُرا
شمارهٔ ۳۶ : بس دُرِّ یقین که میبسفتم با تو
شمارهٔ ۳۷ : جانم دُرِ این قلزم بیپایان سفت
شمارهٔ ۳۸ : آن را که ز سلطان یقین تمکین نیست
شمارهٔ ۳۹ : ای خلق فرو مانده کجایید همه
شمارهٔ ۴۰ : دیدی که چِهها با منِ شیدا کردی
شمارهٔ ۴۱ : هان ای دل بیدار بخفتی آخر
شمارهٔ ۴۲ : مرغی دیدم نشسته بر ویرانی
شمارهٔ ۴۳ : عالم که امان نداد کس را نفسی
شمارهٔ ۴۴ : زین کژ که به راستی نکو میگردد
شمارهٔ ۴۵ : ماییم به صد هزار غم رفته به خاک
شمارهٔ ۴۶ : با زهر اجل چو نیست تریاکم روی
شمارهٔ ۴۷ : عطار به درد از جهان بیرون شد
شمارهٔ ۴۸ : گاهی سخنم به صد جنون بنویسند