پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

شمارهٔ ۱ : صد دریا نوش کرده اندر عجبیم

شمارهٔ ۲ : این سودایی که میدواند ما را

شمارهٔ ۳ : زین بحر که در سینهٔ ما پیدا گشت

شمارهٔ ۴ : دل گفت که ما چو قطرهای مسکینیم

شمارهٔ ۵ : تا چشم دلم به نور حق بینا گشت

شمارهٔ ۶ : هر دم که دلم به فکر در کار آید

شمارهٔ ۷ : در قعرِ دلِ خود سفرم میباید

شمارهٔ ۸ : عمری به امید در طلب بنشستیم

شمارهٔ ۹ : آن قطره که آب جمله از دریا خورد

شمارهٔ ۱۰ : هر گه که دلم ز پرده پیدا آید

شمارهٔ ۱۱ : در عالمِ پُر علم سفر خواهم کرد

شمارهٔ ۱۲ : از بس که دلم در بُنِ این قلزم گشت

شمارهٔ ۱۳ : بستیم میان و خون دل بگشادیم

شمارهٔ ۱۴ : زان روز که ما به زندگانی مُردیم

شمارهٔ ۱۵ : روزی که به دریای فنا در تازم

شمارهٔ ۱۶ : صعب است به ذرّهای نگاهی کردن

شمارهٔ ۱۷ : تا عقل من از عقیله آزادی یافت

شمارهٔ ۱۸ : در عشق دل من چو پریشانی گشت

شمارهٔ ۱۹ : عمری به طلب در همه راهی گشتیم

شمارهٔ ۲۰ : روزی دو سه خانه در عدم باید داشت

شمارهٔ ۲۱ : ما روی ز هر دو کون برتافتهایم

شمارهٔ ۲۲ : زان روز که آفتاب حضرت دیدیم

شمارهٔ ۲۳ : از فوق، ورای آسمان بودم من

شمارهٔ ۲۴ : چون من نه منم چه جان و تن باشم و بس

شمارهٔ ۲۵ : عمرم دایم ز روز و شب بیرون است

شمارهٔ ۲۶ : با هستی و نیستیم بیگانگیست

شمارهٔ ۲۷ : المنة للّه که نیم هر نفسی

شمارهٔ ۲۸ : تا شاگردم به قطع استادترم

شمارهٔ ۲۹ : چیزی است عجب در دل و جانم که مپرس

شمارهٔ ۳۰ : ما جوهر پاک خویش بشناختهایم

شمارهٔ ۳۱ : امروز چو من شفیته و مجنون کیست

شمارهٔ ۳۲ : مرغ دل من ز بس که پرواز آورد

شمارهٔ ۳۳ : ما را نه به شهر و نه به منزل کاری است

شمارهٔ ۳۴ : مستم ز می عشق و خراب افتاده

شمارهٔ ۳۵ : زین راز که در سینهٔ ما میگردد

شمارهٔ ۳۶ : چون مرغِ دلم زین قفسِ تنگ برفت

شمارهٔ ۳۷ : هر روز ز چرخ بیش میخواهم گشت

شمارهٔ ۳۸ : زین پیش دم از سر جنون میزدهام

شمارهٔ ۳۹ : من بیخبر از جان و تنم، اینت عجب!

شمارهٔ ۴۰ : چون سنگ وجود لعل شد کانم را

شمارهٔ ۴۱ : چون وصل، غمم بر غمِ هجران بفزود

شمارهٔ ۴۲ : تا چند ز اندیشه به جان خواهم گشت

شمارهٔ ۴۳ : هرگاه که در پردهٔ راز آیم من

شمارهٔ ۴۴ : چندان که ز عالم پس و پیشش دیدم

شمارهٔ ۴۵ : خواهی که ببینی تو به پیدایی راز

شمارهٔ ۴۶ : اینجا شکرم مگس فرو میگیرد

شمارهٔ ۴۷ : هر روز حجاب بیقراران بیش است

شمارهٔ ۴۸ : دایم ز طلب کردن خود در عجبم

شمارهٔ ۴۹ : زان روز که دل پردهٔ این راز شناخت

شمارهٔ ۵۰ : در عشق مرا عقل شد و رای نماند

شمارهٔ ۵۱ : چون بحر وجود روی بنمود مرا

شمارهٔ ۵۲ : هر جان که چو جان من گرفتار آید

شمارهٔ ۵۳ : در قلزمِ توحید دو عالم کم گیر

شمارهٔ ۵۴ : ماییم بدین پردهٔ بیرونی در

شمارهٔ ۵۵ : در وادی عشق بیقراری است مرا

شمارهٔ ۵۶ : آنجا که منم هیچکس آنجا نرسد

شمارهٔ ۵۷ : صد مرحله زان سوی خرد خواهم شد

شمارهٔ ۵۸ : کس را دیدی ز خود نفور افتاده

شمارهٔ ۵۹ : عمری دل من غرقهٔ خون آمده بود

شمارهٔ ۶۰ : زآنروز که دل نه شادی و نه غم دید

شمارهٔ ۶۱ : نه سوختگی شناسم و نه خامی

شمارهٔ ۶۲ : آرام ز جانِ حاضرم میبینم

شمارهٔ ۶۳ : چون بادیهٔ عشق، مرا پیش آمد

شمارهٔ ۶۴ : آن دم که چو بحر کل شود ذات مرا

شمارهٔ ۶۵ : یک قطرهٔ بحرم من و یک قطره نیم

شمارهٔ ۶۶ : زان گشت دلم خراب از هر ذرّه

شمارهٔ ۶۷ : هر یک ز دگر یک نگران میبینم

شمارهٔ ۶۸ : در عشق نه پیدا و نه پنهانم من

شمارهٔ ۶۹ : در عشق وجود و عدمم یک سان است

شمارهٔ ۷۰ : در عالم عشق محو و ناچیز شدیم

شمارهٔ ۷۱ : ای بس که چه دشوار و چه آسان مُردیم

شمارهٔ ۷۲ : در واقعهای سخت عجب افتادم

شمارهٔ ۷۳ : آن وقت که گفتمی که ناشاد منم

شمارهٔ ۷۴ : تن، سایهٔ جان رنج پروردهٔ ماست

شمارهٔ ۷۵ : آن مرغ عجب در آشیان کی گنجد

شمارهٔ ۷۶ : آن راز که پیوسته از آن میپرسم

شمارهٔ ۷۷ : دل سوختهٔ جمال او میبینم

شمارهٔ ۷۸ : ما مذهبِ عشقِ روی آن مه داریم

شمارهٔ ۷۹ : پیوسته حریفِ جان فزایم باید

شمارهٔ ۸۰ : بر خاک بسی نشستم از غمناکی

شمارهٔ ۸۱ : میآیم و بس چون خجلی میآیم

شمارهٔ ۸۲ : چون چهرهٔ خورشید وَشَش روشن تافت

شمارهٔ ۸۳ : در محو دلم ز خویشتن مانَد باز

شمارهٔ ۸۴ : از عشق تو آمدم به جان چتوان کرد

شمارهٔ ۸۵ : گه عشق تو در میان جان دارم من

شمارهٔ ۸۶ : چون نیست زمانی سر خویشم بی تو

شمارهٔ ۸۷ : چون دوست به دست روح، پیغامم داد

شمارهٔ ۸۸ : پیوسته دلم شیفتهٔ آن راز است

شمارهٔ ۸۹ : نقدی که مراست قیمتش هست بسی

شمارهٔ ۹۰ : ای آن که درین حبس جهان ماندهای

شمارهٔ ۹۱ : گاهی بیخود، بی سر و بی پا برویم

شمارهٔ ۹۲ : هر سر زدهای ز سرِّ ما آگه نیست

شمارهٔ ۹۳ : چندین که روی و نیک یا بد بینی

شمارهٔ ۹۴ : مردان می معرفت به اقبال کشند

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.