پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

شمارهٔ ۱ – شکوه از حسود : ز شعر قدر و بها یافتند اگر شعرا

شمارهٔ ۲ – لابه حکیم : فریاد از این جهان و از این دنیا

شمارهٔ ۳ – فخریه : دگر باره خیاط باد صبا

شمارهٔ ۴ – گلستان : نوبهار آمد و شدگیتی دیگرگونا

شمارهٔ ۵ – طوفان : سحابی ‌قیرگون برشد ز دریا

شمارهٔ ۶ – غوکنامه : بس کن از این مکابره ای غوک ژاژخا

شمارهٔ ۷ – پاسخ به شعاع‌الملک : تا تاختند بی‌هنران در مصاف‌ها

شمارهٔ ۸ – نفس انسان : ز دانایی بنالد مرد دانا

شمارهٔ ۹ – جواب بهار به ادیب الممالک فراهانی : ایزدت خر خلق کرد ای کودن شاعرنما

شمارهٔ ۱۰ – منقبت : دی دیدم آن نگار سهی قد را

شمارهٔ ۱۱ – نمایندگی ترشیز : دل زجا برد سحرمرغ سحرخیزمرا

شمارهٔ ۱۲ – شکوه و تفاخر : کند از جا عاقبت سیلاب چشم تر مرا

شمارهٔ ۱۳ – دل بزه کار : از من گرفت گیتی یارم را

شمارهٔ ۱۴ – به یاد وطن (لزنیه) : مه کرد مسخر دره و کوه لزن‌ را

شمارهٔ ۱۵ – فتح ورشو : قیصر گرفت خطهٔ ورشو را

شمارهٔ ۱۶ – در تهنیت عید قربان و مدح والی خراسان : عید قربان آمد ای جان جهان قربان تو را

شمارهٔ ۱۷ – غدیریه : ای که در هر نیکوئی آراسته یزدان تو را

شمارهٔ ۱۸ – تاجگذاری : به سر بنهاد احمدشاه دیهیم کیانی را

شمارهٔ ۱۹ – در وصف تگرگ : ز میغ اندر جهد هزمان درخشا

شمارهٔ ۲۰ – سرود خارکن : خوشا بهارا خوشامیا خوشا چمنا

شمارهٔ ۲۱ – مراسم صبحانه (یک خانواده زردشتی قدیم) : صبح دوم شد سپیده تابانا

شمارهٔ ۲۲ – در منقبت امام هشتم‌(‌ع‌) : بگرفت شب ز چهرهٔ انجم نقاب‌ها

شمارهٔ ۲۳ – باز هم به همان مناسبت (مد شدن موی کوتاه برای زنان) : سراسر تار گیسوی سیه چیدند خانم‌ها

شمارهٔ ۲۴ – گواه سخنوری : آمد، چو دو نیمه برفت از شب

شمارهٔ ۲۵ – ورزش روح : دو چیز افزونی دهد، بر مردم افزون‌طلب

شمارهٔ ۲۶ – غضب شاه : مانده‌ام در شکنج رنج و تعب

شمارهٔ ۲۷ – در مدح حضرت ختمی مرتبت : ای آفتاب گردون تاری شو و متاب

شمارهٔ ۲۸ – تابستان : ای آفتاب مشکو زی باغ کن شتاب

شمارهٔ ۲۹ – گله از وزیر فرهنگ : وزیر فرهنگ ای جسم فضل و جان ادب

شمارهٔ ۳۰ – سرنیزه : قاعدهٔ ملک ز سر نیزه است

شمارهٔ ۳۱ – غزل در مخالفت جمهوری ساخته شده از مسمط موشح در موافقت جمهوری : جمهوری سردار سپه مایهٔ ننگ است

شمارهٔ ۳۲ – سرچشمهٔ فین : سرچشمهٔ «‌فین‌» بین که در آن آب روانست

شمارهٔ ۳۳ – در منقبت مولای متقیان : دل من خواهی ای ترک و ندانی که خطاست

شمارهٔ ۳۴ – در وصف آیت‌الله صدر : رسول گفت گرت دیدن خدای هواست

شمارهٔ ۳۵ – آواز خدا : هر حلقه که در آن زلف دوتاست

شمارهٔ ۳۶ – تهران آفتی است : ای عجب این خلق را هر دم دگرسان حالتی است

شمارهٔ ۳۷ – فردوسی : سخن‌ بزرگ ‌شود، چون‌ درست باشد و راست

شمارهٔ ۳۸ – ره راست : تا شدم خویگر به رفتن راست

شمارهٔ ۳۹ – دست شکسته : بشکست گرم دست چه‌ غم‌؟ کار درست‌ است

شمارهٔ ۴۰ – پاکستان : شد سیه مست بلاهشیار، تاکستان کجاست‌؟

شمارهٔ ۴۱ – دیروز و امروز : امروز روز عزت دیهیم و افسر است

شمارهٔ ۴۲ – حب الوطن : هر کرا مهر وطن در دل نباشد کافر است

شمارهٔ ۴۳ – غم : گویی علامت بشر اندر جهان‌، غم است

شمارهٔ ۴۴ – مرغ خموش : یک مرغ سر به زیر پر اندر کشیده است

شمارهٔ ۴۵ – که ورزندگی مایهٔ زندگی‌ است : تن زنده والا به ورزندگی است

شمارهٔ ۴۶ – منقبت سیدالشداء (‌ع‌) : «‌دل آن ترک نه اندر خور سبمبن‌بر اوست

شمارهٔ ۴۷ – یکی هست و دو تا نیست : گویند حکیمان که پس ازمرگ، بقا نیست

شمارهٔ ۴۸ – پرد‌هٔ سینما : غم‌ مخور ای ‌دل که جهان را قرار نیست

شمارهٔ ۴۹ – جمال طبیعت : جهان جز که نقش جهاندار نیست

شمارهٔ ۵۰ – یا مرگ یا تجدد : هرکو در اضطراب وطن نیست

شمارهٔ ۵۱ – هشدر به اروپا : در مسیل مسکنت خفتیم و چندی برگذشت

شمارهٔ ۵۲ – ضیمران : ضیمرانی در بن بید معلق جاگرفت

شمارهٔ ۵۳ – انگشتری : تا لب جانان ز تنگی شکل انگشتر گرفت

شمارهٔ ۵۴ – نوش جانت : ای محمدخان به دژبانی فتادی‌، نوش جانت

شمارهٔ ۵۵ – پیام شاعر : طبع بلند مرا کیست که فرمان برد

شمارهٔ ۵۶ – جهل عوام : این عامیان که در نظر ما مصورند

شمارهٔ ۵۷ – نفثة المصدور : فریاد ازین بئس‌المقر وین برزن پر دیو و دد

شمارهٔ ۵۸ – در صفت شب و منقبت علی (‌ع) : شب برکشید رایت اسود

شمارهٔ ۵۹ – نوید پیک : اگرکه پشت من از بار حادثات خمید

شمارهٔ ۶۰ – عدل و داد : باد خراسان همیشه خرم و آباد

شمارهٔ ۶۱ – به شکرانه توشیح قانون اساسی : بگذشت اردی‌بهشت و آمد خرداد

شمارهٔ ۶۲ – تغزل : دلم از عشق آن بت نوشاد

شمارهٔ ۶۳ – مجسمهٔ فردوسی : مهرگان آمد به آیین فریدون و قباد

شمارهٔ ۶۴ – ابر و باد : بود مر ابر را اندر کمین باد

شمارهٔ ۶۵ – محشر خر : محشر خرگشت طهران‌، محشر خر زنده‌باد

شمارهٔ ۶۶ – دختر گدا : گویند سیم و زر به گدایان خدا نداد

شمارهٔ ۶۷ – عرض لشکر : امیر مشرق امروز عرض لشکرکرد

شمارهٔ ۶۸ – عاقل : عاقل آن نیست که فضلی وکمالی دارد

شمارهٔ ۶۹ – بهار اگر بگذارد! : صبر کنم انتظار اگر بگذارد

شمارهٔ ۷۰ – صفحه‌ای از تاریخ : ظلمی که انگلیس در این خاک و آب کرد

شمارهٔ ۷۱ – چه باید کرد؟ : ترک ملک عجم ببایدکرد

شمارهٔ ۷۲ – جواب قصیدهٔ ادیب‌الممالک (در حادثه شکستن دست بهار)هم : شکست دستی کز خامه بی‌نگار آورد

شمارهٔ ۷۳ – : ز رنج دستم گر آسمان نزار آورد

شمارهٔ ۷۴ – زن شعر خداست : خانم آن نیست که جانانه و دلبر باشد

شمارهٔ ۷۵ – یک صفحه از تاریخ : جرم خورشید چوازحوت به برج بره شد

شمارهٔ ۷۶ – وداع : به روی روز چو از خون اثر پدید آمد

شمارهٔ ۷۷ – بهار در اسفند : امسال شگفتی به کار آمد

شمارهٔ ۷۸ – ای هوار محمد! : دارد سرهنگ شهریار محمد

شمارهٔ ۷۹ – دماوندیۀ دوم : ای دیو سپید پای در بند

شمارهٔ ۸۰ – لغز : چیست‌ آن گوهر که درد خسته درمان می کند؟

شمارهٔ ۸۱ – نکوهش چرخ (راستگوی شادزی) : ویحک ای افراشته چرخ بلند

شمارهٔ ۸۲ – آمال شاعر : فروردین آمد، سپس بهمن و اسفند

شمارهٔ ۸۳ – خیال خام : کسان که شور به ترک سلاح عام کنند

شمارهٔ ۸۴ – در وصف نوروز : بهار آمد و رفت ماه سپند

شمارهٔ ۸۵ – هند و ایران : هند و ایران برادران همند

شمارهٔ ۸۶ – شهربند مهر و وفا : در شهربند مهر و وفا دلبری نماند

شمارهٔ ۸۷ – مسجد سلیمان : حق‌پرستان سلف‌، کاری نمایان کرده‌اند

شمارهٔ ۸۸ – یک شب شوم‌! : شب چو دیوان به حصار فلکی راه زدند

شمارهٔ ۸۹ – صیقل‌ عشق : گلعذاران جهان بسیارند

شمارهٔ ۹۰ – کیک نامه : چون اختران پلاس سیه بر سر آورند

شمارهٔ ۹۱ – گناه آدم و حوا : صبح چون شاه فلک بر تختگه مأوی کند

شمارهٔ ۹۲ – غدیر خم : گر نظر در آینه یکره بر آن منظر کند

شمارهٔ ۹۳ – هفت شین : شد وقت آنکه مرغ سحر نغمه سر کند

شمارهٔ ۹۴ – در محرم : در محرم اهل ری خود را دگرگون می‌کنند

شمارهٔ ۹۵ – بهاریه : رسید موکب ‌نوروز و چشم‌فتنه غنود

شمارهٔ ۹۶ – سپید رود : هنگام فرودین که رساند ز ما درود

شمارهٔ ۹۷ – مرگ پدر : به کام من بر یک چند گشت گیهان بود

شمارهٔ ۹۸ – حبسیه : پانزده روز است تا جایم در این زندان بود

شمارهٔ ۹۹ – سرگذشت شاعر : یاد باد آن عهد کم بندی به پای اندر نبود

شمارهٔ ۱۰۰ – نسب‌نامهٔ بهار : قطعه‌ای قلم پرتو بیضایی بود

شمارهٔ ۱۰۱ – تغزل : داده‌ام دل تا مرا یک بوسه آن دلبر دهد

شمارهٔ ۱۰۲ – پیام ایران : به هوش باشکه ایران تو را پیام دهد

شمارهٔ ۱۰۳ – در رثاء پدر : شمسهٔ ملک سخن را تا افول آمد پدید

شمارهٔ ۱۰۴ – در ذم می : خرد را عجب آید از این نبید

شمارهٔ ۱۰۵ – پند پدر : نوروز و اورمزد و مه فرودین رسید

شمارهٔ ۱۰۶ – شب و شراب : شب خرگه سیه زد و در وی بیارمید

شمارهٔ ۱۰۷ – راه عمل : نخلی که قد افراشت به پستی نگراید

شمارهٔ ۱۰۸ – پیشگویی : بهارا بهل تا گیاهی برآید

شمارهٔ ۱۰۹ – به چه کارید؟ : ای معشر خودخواه منافق به چه کارید؟

شمارهٔ ۱۱۰ – پاسخ فرخ : شکر خداکه دوره غربت بسر رسید

شمارهٔ ۱۱۱ – عدل مظفر : کشور ایران ز عدل شاه مظفر

شمارهٔ ۱۱۲ – بهاریه : بگریست ابر تیره به دشت اندر

شمارهٔ ۱۱۳ – روزه گشای : شاد شد دوش ز دیدار من آن ترک پسر

شمارهٔ ۱۱۴ – بهاریه : مرا داد گل پیشرس خبر

شمارهٔ ۱۱۵ – بوسهٔ عید : به هوس بردم سی روز مه روزه بسر

شمارهٔ ۱۱۶ – فتح الفتوح : مکن حدیث سکندر که اندرین کشور

شمارهٔ ۱۱۷ – در واقعهٔ بمباران آستانهٔ حضرت رضا (‌ع‌) : بوی خون ای باد ازطوس سوی یثرب بر

شمارهٔ ۱۱۸ – سفر نامه : به‌شهر ری شدم از دشت خاور

شمارهٔ ۱۱۹ – هیجا ن روح : ای خامه دوتا شو و به خط مگذر

شمارهٔ ۱۲۰ – خانواده : دادم دو پسر خدای و سه دختر

شمارهٔ ۱۲۱ – چیستان : چیست آن جنبدهٔ والاگهر

شمارهٔ ۱۲۲ – هدیه باکو : روزآدینه ببستیم زری رخت سفر

شمارهٔ ۱۲۳ – کناره گیری از وزارت و شکایت از دوست : حدیث عهد و وفا شد فسانه درکشور

شمارهٔ ۱۲۴ – در منقبت حضرت فاطمه‌زهرا علیهاسلام : ای زده زنار بر، ز مشک به رخسار

شمارهٔ ۱۲۵ – لغز : چیست آن سرو نارسیده به بار

شمارهٔ ۱۲۶ – تغزل و بهاریه : گشاده روی بهار، ای گشاده روی بهار

شمارهٔ ۱۲۷ – مرگ تزار : خمش مباش کنون کامد ای بهار، بهار

شمارهٔ ۱۲۸ – لاله زار : چون پای خرد خرد نهادی به لاله‌زار

شمارهٔ ۱۲۹ – در وصف آتلیه نقاشی اسعد : حبذا از این نگارستان پر نقش و نگار

شمارهٔ ۱۳۰ – بی‌خبر : ای‌خوش آن‌ساعت که‌آید پیک جانان بی‌خبر

شمارهٔ ۱۳۱ – پائیز و زمستان : روان شد لشگر آبان به طرف جوببار اندر

شمارهٔ ۱۳۲ – تجدید مطلع (در توصیف مازندران) : خوشست اکنون اگر جویی به آبسکون گذار اندر

شمارهٔ ۱۳۳ – تغزل : سنبل داری به گوشهٔ چمن اندر

شمارهٔ ۱۳۴ – در وصف انگور : انگور شد آبستن هان ای بچهٔ حور

شمارهٔ ۱۳۵ – مجلس چهاردهم : به بهارستان افتاد مرا دوش عبور

شمارهٔ ۱۳۶ – تغزل : بوستان بشکفت و بلبل برکشید از دل صفیر

شمارهٔ ۱۳۷ – تغزل و تشبیب : باد بیاورد بوی مشک به شبگیر

شمارهٔ ۱۳۸ – بهاریه و تشبیب : نگر به زلف و بنا گوش آن بت کشمیر

شمارهٔ ۱۳۹ – شکواییه : شریر، قاضی و رهزن‌، امین و دزد، عسس‌!

شمارهٔ ۱۴۰ – خیانت : آن را که نگون است رایتش

شمارهٔ ۱۴۱ – تغزل : بربوده دلم چشم پر فنش

شمارهٔ ۱۴۲ – به یکی از دوستان : ای شوکت ای شکسته دل دوستان خویش

شمارهٔ ۱۴۳ – بیدار شو! : ای خفته درین خاکدان رباط

شمارهٔ ۱۴۴ – در منقبت حضرت امام جعفر صادق‌(‌ع‌) : باز به پا کرد نوبهار سرادق

شمارهٔ ۱۴۵ – ای ملک : ملک ایران سر بسر در انقلاب است ای ملک

شمارهٔ ۱۴۶ – رزم‌نامه : می فروهل زکف‌ای ترک و به یک‌سو نه چنگ

شمارهٔ ۱۴۷ – صفت هلال و اسب : چون غرهٔ افق ز شفق شد شقیق رنگ

شمارهٔ ۱۴۸ – بلای گل : افتاده‌ایم سخت به دام بلای گل

شمارهٔ ۱۴۹ – صدارت اتابک اعظم : آن اختری که کرد نهان چندگه جمال

شمارهٔ ۱۵۰ – تشبیب : ای بر گل سوری زده از مشک سیه خال

شمارهٔ ۱۵۱ – پیام به انگلستان : یک‌ره از ری سوی لندن گذر ای پیک شمال

شمارهٔ ۱۵۲ – پایتخت گل : در پایتخت ما بگشادند بخت گِل

شمارهٔ ۱۵۳ – دار مجازات : همی چه گویی چندین چراست قالاقیل

شمارهٔ ۱۵۴ – هرج و مرج : بزم طرب ساز وین فراز در غم

شمارهٔ ۱۵۵ – وثوق و لقمان : نهادم ز بهر عیادت قدم

شمارهٔ ۱۵۶ – خزانیه : پاییز به رغم نیّر اعظم

شمارهٔ ۱۵۷ – تغزل : جلوه گر شد شب دوشین چو مه عید صیام

شمارهٔ ۱۵۸ – تشبیب و بهاریه : رسید گاه بهار و گه سماع و مدام

شمارهٔ ۱۵۹ – گروه لئام : افتاده‌ایم سخت به دام

شمارهٔ ۱۶۰ – پیام به آشنا : پیامی ز مژگان تر می‌فرستم

شمارهٔ ۱۶۱ – رستم نامه : شنیده‌ام که یلی بود پهلوان رستم

شمارهٔ ۱۶۲ – من کیستم‌ : ز بس در زمانه خمش زیستم

شمارهٔ ۱۶۳ – تأسف برگذشته : ز دلبر بوسه‌ای تاوان گرفتم

شمارهٔ ۱۶۴ – گلۀ دوستانه : تَــمُرتاشا ز بی‌مهریت زارم

شمارهٔ ۱۶۵ – آرمان شاعر : برخیزم و زندگی ز سر گیرم

شمارهٔ ۱۶۶ – شکوه از بخت : غم زمانه به سختی گرفته دامانم

شمارهٔ ۱۶۷ – بث الشکوی : تا بر زبر ری است جولانم

شمارهٔ ۱۶۸ – گو نکنم : دل من‌، شرح غم یار مکن گو نکنم

شمارهٔ ۱۶۹ – فتنه‌های آشکار : فتنه‌ها آشکار می‌بینم

شمارهٔ ۱۷۰ – شب پائیز : روز بگذشت و شب تیره بگستردادیم

شمارهٔ ۱۷۱ – تغزل : زلفت از مشگ‌، خط آراید بر صفحهٔ سیم

شمارهٔ ۱۷۲ – مولودیه و منقبت : زهی به کعبه‌، شرافت‌فزای رکن و حطیم

شمارهٔ ۱۷۳ – سرود شاعر : ما فقیران که روز در تعبیم

شمارهٔ ۱۷۴ – مطایبه و انتقاد : یاد روزی کز برای دخل میدان ساختیم

شمارهٔ ۱۷۵ – ای حکیم : نوبهار و رسم او ناپایدار است ای حکیم

شمارهٔ ۱۷۶ – سرود مدرسه : ما همه کودکان ایرانیم

شمارهٔ ۱۷۷ – آیین نو : بیا تا جهان را بهم برزنیم

شمارهٔ ۱۷۸ – تغزل : جوشن پوشی ز مشک بر مه روشن

شمارهٔ ۱۷۹ – تغزل و منقبت : ای به‌روی و به‌موی‌، لاله و سوسن

شمارهٔ ۱۸۰ – تغزل : ای حلقهٔ زلف تو پر شکن

شمارهٔ ۱۸۱ – خورشید : الا یا قیرگون گوهر درون بسّدین خرمن

شمارهٔ ۱۸۲ – فوج آهن : چون بدرید صبح پیراهن

شمارهٔ ۱۸۳ – بوسه : تو هم امروز بده بوسه به من

شمارهٔ ۱۸۴ – از زندان شاه : یاد ندارد کس از ملوک و سلاطین

شمارهٔ ۱۸۵ – فتح دهلی : دو چیز است شایسته نزدیک من

شمارهٔ ۱۸۶ – بهار اصفهان : نوبهار است و بود پرگل و شاداب چمن

شمارهٔ ۱۸۷ – پاسخ به کاظم پزشکی : ای پزشکی خطت رسید به من

شمارهٔ ۱۸۸ – پیری : زد پنجه وپنج پنجه‌ام برتن

شمارهٔ ۱۸۹ – اندرز به حاکم قوچان : خرم و آباد باد مرز خبوشان

شمارهٔ ۱۹۰ – تغزل : گه فریضهٔ شام آن چراغ ترکستان

شمارهٔ ۱۹۱ – لوح عبرت : کبر و سرکشی تا چند ای سلالهٔ انسان

شمارهٔ ۱۹۲ – دین و دولت : مژده‌ که بگرفت جای از بر تخت کیان

شمارهٔ ۱۹۳ – جزر و مد سعادت : خواندیم در دفاتر و کردیم امتحان

شمارهٔ ۱۹۴ – سردسیر درکه : چون اوج گرفت مهر از سرطان

شمارهٔ ۱۹۵ – دندان طمع : دندان طمع کن که شود درد تو درمان

شمارهٔ ۱۹۶ – زیان تازیان : روزی رسد که آید پیکی ز هندوان

شمارهٔ ۱۹۷ – نالهٔ بهار در زندان : دردا که دور کرد مرا چرخ بی‌امان

شمارهٔ ۱۹۸ – پیام به یاران تهران : ای صبا رو به جانب تهران

شمارهٔ ۱۹۹ – به یکی از معاندین : ای کسروی ای سفیه نادان

شمارهٔ ۲۰۰ – یادگار بهار به پاکستان : همیشه لطف خدا باد یار پاکستان

شمارهٔ ۲۰۱ – علی جان : نامه‌ات آورد اسکدار علی جان

شمارهٔ ۲۰۲ – صفاهان : ای رخ میمونت آفتاب صفاهان

شمارهٔ ۲۰۳ – تجرید و منقبت : دل ز دل بردار اگر بایست دلبر داشتن

شمارهٔ ۲۰۴ – شه نادان : زبن شه نادان‌، امید ملکرانی داشتن

شمارهٔ ۲۰۵ – تغزل درمنقبت ولی عصر حجة بن الحسن (ع) : خیز وطعنه برمه و پروین زن

شمارهٔ ۲۰۶ – ای زن : جوان بخت و جهان‌آرایی ای زن

شمارهٔ ۲۰۷ – دریغ من‌! : آتش کید آسمان سوخت تنم‌، دریغ من

شمارهٔ ۲۰۸ – فقر و فنا : بر تختگاه تجرد سلطان نامورم من

شمارهٔ ۲۰۹ – ای وطن من : ای خطهٔ ایران مهین‌، ای وطن من

شمارهٔ ۲۱۰ – آسمان پیما : چون به پشت آسمان‌پیما برآمد پای من

شمارهٔ ۲۱۱ – رود کارون : خوشا فصل بهار و رود کارون

شمارهٔ ۲۱۲ – بیزاری از حیات : مرا دلی است ز دست زمانه غرقه به خون

شمارهٔ ۲۱۳ – ماجرای واگون : هوشم ز سر پریده از ماجرای واگون

شمارهٔ ۲۱۴ – خدعهٔ حسود : حاسدم دست خدیعت برکشید از آستین

شمارهٔ ۲۱۵ – شیراز : شد پارس یکی حلقهٔ گزین

شمارهٔ ۲۱۶ – آفرین فردوسی : آنچه کورش کرد و دارا و آنچه زردشت مهین

شمارهٔ ۲۱۷ – درود به پوشکین : درود بر تو و فضل و کمالت ای پوشکین

شمارهٔ ۲۱۸ – تشبیب : در باغ تولیت دوش بودم روان بهر سو

شمارهٔ ۲۱۹ – جهنم : ترسم من از جهنم و آتش‌فشان او

شمارهٔ ۲۲۰ – در حال تب : مغز من اقلیم دانش‌، فکرتم بیدای او

شمارهٔ ۲۲۱ – فغان از این جهان : فغان از این جهان و ابتلای او

شمارهٔ ۲۲۲ – جغد جنگ : فغان ز جغد جنگ ومرغوای او

شمارهٔ ۲۲۳ – تنازع بقا : زندگی جنگست جانا بهرجنگ آماده شو

شمارهٔ ۲۲۴ – دماوندیه اول : ای کوه سپیدسر، درخشان شو

شمارهٔ ۲۲۵ – در مدح مظفرالدین شاه : ایا نسیم صبا ای برید کار آگاه

شمارهٔ ۲۲۶ – ماجرای زمستان : دوش چون برشد آن درفش سیاه

شمارهٔ ۲۲۷ – بقایی و شعله : گسترد بهار زمردین حلّه

شمارهٔ ۲۲۸ – تغزل : منصور باد لشکر آن چشم کینه‌خواه

شمارهٔ ۲۲۹ – اختر حقیقت : خورشید برکشید سر از بارهٔ بره

شمارهٔ ۲۳۰ – خزینۀ حمام : افتاد به حمام‌، رهم سوی خزینه

شمارهٔ ۲۳۱ – گرسنه : شاها تا کی بود بهار گرسنه

شمارهٔ ۲۳۲ – ای مشارالسلطنه : نعمت دنیا سرابست ای مشارالسلطنه

شمارهٔ ۲۳۳ – حریق آمل : خاک آمل شده در زیر پی آتش‌، طی

شمارهٔ ۲۳۴ – تهران قبل از کودتا : ای مردم دلخون وطن‌، دغدغه تا کی

شمارهٔ ۲۳۵ – بهشت و دوزخ : خوش گفت این حدیث که شرطست کآدمی

شمارهٔ ۲۳۶ – ذم ری : اجل پیام فرستاد سوی کشور ری

شمارهٔ ۲۳۷ – به یکی از وکلای مجلس : ای سید عراقی شغلی دگر نداری

شمارهٔ ۲۳۸ – سکوت شب : آشفت روز بر من، از این رنج جان گزای

شمارهٔ ۲۳۹ – چگونه‌ای؟! : هان ای فراخ عرصهٔ تهران چگونه‌ای

شمارهٔ ۲۴۰ – شجاعت ادبی : مردن اندر شجاعت ادبی

شمارهٔ ۲۴۱ – زبان حال موسولینی دیکتاتور ایتالیا، قبل از فتح حبشه : در طوف حبش دیدم دی موسولینی می‌‎گفت

شمارهٔ ۲۴۲ – صدر اصفهان : گر که صدر اندر اصفهان نبدی

شمارهٔ ۲۴۳ – قهر و آشتی : ای ماه دو هفته یاد ما کردی

شمارهٔ ۲۴۴ – پیام به وزیر خارجه انگلستان : سوی لندن گذر ای پاک نسیم سحری

شمارهٔ ۲۴۵ – تغزل : پیمان‌شکن نگار من آن ترک لشکری

شمارهٔ ۲۴۶ – تغزل : بتا اگرچه به صورت تو زادهٔ بشری

شمارهٔ ۲۴۷ – خزان : مگر می‌کند بوستان زرگری

شمارهٔ ۲۴۸ – گیهان اعظم : با مه نو زهره تابان شد ز چرخ چنبری

شمارهٔ ۲۴۹ – شاعری در زندان : آنچه در دورهٔ ناصری

شمارهٔ ۲۵۰ – شکایت : پشت مرا کرد ز غم چنبری

شمارهٔ ۲۵۱ – کل‌ الصیدفی جوف‌الفرا : چارتن در یک زمان جستند در دوران سری

شمارهٔ ۲۵۲ – تغزل : ز عشق خوبروبان حصاری

شمارهٔ ۲۵۳ – انقراض قاجاریه : بدرود گفت دولت قاجاری

شمارهٔ ۲۵۴ – نثار به پیشاهنگان : ای قد تو چون سرو جویباری

شمارهٔ ۲۵۵ – خبر نداری : ای ثابتی از من خبر نداری

شمارهٔ ۲۵۶ – چه داری؟ : ای خواجه به جز سیم و زر چه داری‌؟

شمارهٔ ۲۵۷ – عشق و فخر : تا به چند اندر پی عشق مجازی‌؟

شمارهٔ ۲۵۸ – در هجو سید احمد کسروی : کسروی تا راند درکشور سمند پارسی

شمارهٔ ۲۵۹ – به یکی از روزنامه‌نویسان هتاک : ابلها زان خط که هر روزش به دفتر می کشی

شمارهٔ ۲۶۰ – همسایهٔ مزاحم : ثانی شمر لعین حسین خزاعی

شمارهٔ ۲۶۱ – غائلهٔ گیلان : شد به اقبال شهنشه ختم کار جنگلی

شمارهٔ ۲۶۲ – به یاد صحبت اخوان و اطاق آفتاب روی تهران : روزگار آشفتگی دارد بسر، کو همدمی

شمارهٔ ۲۶۳ – خواطر و آراء : ز تقوی عمر ضایع شد، خوشا مستی و خودکامی

شمارهٔ ۲۶۴ – هوس شاعر : گر به کوه اندر پلنگی بودمی

شمارهٔ ۲۶۵ – دامنه البرز : باد صبح ازکوهسار آید همی

شمارهٔ ۲۶۶ – دل شکسته : بدرود گفت فر جوانی

شمارهٔ ۲۶۷ – خصم خرد : مخور تا توانی می اندر جوانی

شمارهٔ ۲۶۸ – شمار گیتی : جهانا چه مطبوع و خرم جهانی

شمارهٔ ۲۶۹ – گلچین جهانبانی : قبلهٔ ادب و عشقست گلچین جهانبانی

شمارهٔ ۲۷۰ – تاریخچه انقلاب مشروطه : دریغا که بگذشت عهد جوانی

شمارهٔ ۲۷۱ – تهرانی : دمادم در پی عیش و تناسانی است تهرانی

شمارهٔ ۲۷۲ – آزرم : ای برادر، تا توانی گیر با آزرم‌ خوی

شمارهٔ ۲۷۳ – به شکرانهٔ بازوی قوی : برخیز ساقیا بده آن جام خسروی

شمارهٔ ۲۷۴ – نفرین به انگلستان : انگلیسا در جهان بیچاره و رسوا شوی

شمارهٔ ۲۷۵ – به مناسبت پیوند مصر و ایران : ای لطف خوشت صیقل آئینهٔ شاهی

شمارهٔ ۲۷۶ – راز طبیعت : دوش در تیرس عزلت جان‌فرسایی

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.