شمارهٔ ۳ : گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را

شمارهٔ ۴ : دوست می‌دارم من این نوروز فرخ‌فال را

شمارهٔ ۶ : سیل خون‌آلود اشکم بی‌خبرگیرد تو را

شمارهٔ ۲۵ : غم‌مخور جانا در این‌عالم که عالم هیچ نیست

شمارهٔ ۳۲ : گفتمش‌هنگام‌وصل است ای بت‌فرخار، گفت‌:

شمارهٔ ۵۰ : کر چون ‌تو نقشی ای‌صنم ‌نقاش چین در چین کشد