شمارهٔ ۱ : بر دل من گشت عشق نیکوان فرمانروا
شمارهٔ ۲ : همی نالم به دردا، همی گریم به زارا
شمارهٔ ۳ : گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را
شمارهٔ ۴ : دوست میدارم من این نوروز فرخفال را
شمارهٔ ۵ : خامشی جُستم که حاسد مرده پندارد مرا
شمارهٔ ۶ : سیل خونآلود اشکم بیخبرگیرد تو را
شمارهٔ ۷ : یا که به راه آرم این صید دل رمیده را
شمارهٔ ۸ : خوشا بهارا خوشا میا خوشا چمنا
شمارهٔ ۹ : جز روی تو کافروخته گردد ز می ناب
شمارهٔ ۱۰ : چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب
شمارهٔ ۱۱ : بکرد ای جوهر سیال در مغز بهار امشب
شمارهٔ ۱۲ : رقم قتل ما به دست حبیب
شمارهٔ ۱۳ : غم طوقی از آهن شد و برگردنم آویخت
شمارهٔ ۱۴ : بسوختیم زبیداد چرخ و خواهد سوخت
شمارهٔ ۱۵ : همین نه ازستم چرخ شهرآمل سوخت
شمارهٔ ۱۶ : حشمت محتشمان مایهٔ مرگ فقراست
شمارهٔ ۱۷ : عشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست
شمارهٔ ۱۸ : شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست
شمارهٔ ۱۹ : تا به گل هر لحظه بلبل را فغانی دیگراست
شمارهٔ ۲۰ : وحشت راه دراز از نظر کوته ماست
شمارهٔ ۲۱ : شب فراق تو گویی شبان پیوسته است
شمارهٔ ۲۲ : نم باران ز بستان گرد رفته است
شمارهٔ ۲۳ : تو اگر خامی و ما سوخته، توفیر بسی است
شمارهٔ ۲۴ : شیرینلبی که آفت جانها نگاه اوست
شمارهٔ ۲۵ : غممخور جانا در اینعالم که عالم هیچ نیست
شمارهٔ ۲۶ : قدرت شاهان ز تسلیم فقیران بیش نیست
شمارهٔ ۲۷ : به کشوری که در آن ذرهای معارف نیست
شمارهٔ ۲۸ : اصلاح آشیانه به دست من و تو نیست
شمارهٔ ۲۹ : شاهدی کز پی او دیدهٔ گریانی نیست
شمارهٔ ۳۰ : در پایش اوفتادم و اصلا ثمر نداشت
شمارهٔ ۳۱ : در مسیل مسکنت خفتیم و چندی برگذشت
شمارهٔ ۳۲ : گفتمشهنگاموصل است ای بتفرخار، گفت:
شمارهٔ ۳۳ : از دوست بریدیم به صد رنج و ندامت
شمارهٔ ۳۴ : شمعیم و دلی مشعلهافروز و دگر هیچ
شمارهٔ ۳۵ : خیزید و به پای خم مستانه سر اندازید
شمارهٔ ۳۶ : باد بر آن دو سر طرهٔ شبرنگ افتاد
شمارهٔ ۳۷ : تا به کنج لبت آن خال سیهرنگ افتاد
شمارهٔ ۳۸ : گر نیمشبی مست در آغوش من افتد
شمارهٔ ۳۹ : نکاهدم بار، فزایدم درد
شمارهٔ ۴۰ : ملک جهان چون سویس باغ ندارد
شمارهٔ ۴۱ : رخ تو دخلی به مه ندارد
شمارهٔ ۴۲ : دل از تطاول زلف نگار جان نبرد
شمارهٔ ۴۳ : ای دل به صبر کوش که هر چیز بگذرد
شمارهٔ ۴۴ : آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد
شمارهٔ ۴۵ : لب لعل تو می فروشی کرد
شمارهٔ ۴۶ : درغمش هرشب به گردون پیک آهم میرسد
شمارهٔ ۴۷ : مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد
شمارهٔ ۴۸ : اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد
شمارهٔ ۴۹ : سر آزادهٔ ما منت افسر نکشد
شمارهٔ ۵۰ : کر چون تو نقشی ایصنم نقاش چین در چین کشد
شمارهٔ ۵۱ : بازآمد آن ترک ختا کز بیقراران کین کشد
شمارهٔ ۵۲ : گل مقصود نچید آن که چو من خوار نشد
شمارهٔ ۵۳ : نسیم صبحدم ازکوهپایه باز آمد
شمارهٔ ۵۴ : راستی روی نکویش به گلستان ماند
شمارهٔ ۵۵ : آن خط سبز بین که چه زببا نوشتهاند
شمارهٔ ۵۶ : دعوی چه کنی داعیهداران همه رفتند
شمارهٔ ۵۷ : دلفریبان که به روسیه ی جان جا دارند
شمارهٔ ۵۸ : خوبروبان یار را در عین یاری می کشند
شمارهٔ ۵۹ : پیوند ببندند بتان لیک نپایند
شمارهٔ ۶۰ : میان ابرو و چشم توگیر و داری بود
شمارهٔ ۶۱ : اسیر خود شدن تا کی ز خود وارستنی باید
شمارهٔ ۶۲ : کنون که کار دل از زلف یار نگشاید
شمارهٔ ۶۳ : آن چه شعله است کزان راهگذار میآید
شمارهٔ ۶۴ : از ما به جز از وفا نیاید
شمارهٔ ۶۵ : من نگویم که مرا از قفس آزادکنید
شمارهٔ ۶۶ : بهار مژدهٔ نو داد فکر باده کنید
شمارهٔ ۶۷ : حیلهها سازد درکار من آن ترک پسر
شمارهٔ ۶۸ : نیست کسی را نظر به حال کس امروز
شمارهٔ ۶۹ : نرگس غمزهزنش بر سر ناز است هنوز
شمارهٔ ۷۰ : ای مصور نقش آن سرّ نهانش را بکش
شمارهٔ ۷۱ : درگوش دارم این سخن از پیر میفروش
شمارهٔ ۷۲ : کسی که افسر همت نهاد بر سر خویش
شمارهٔ ۷۳ : مکن تو با دل من بیش از این به جورسلوک
شمارهٔ ۷۴ : اگرچه بسته قضا دست نوبهار امسال
شمارهٔ ۷۵ : دل سوی مهر می کشد و مهر سوی دل
شمارهٔ ۷۶ : باز پیمان بست دل با دلبری پیمان گسل
شمارهٔ ۷۷ : منم که خط غلامی دهم به نیم سلام
شمارهٔ ۷۸ : از داغ غمت جانا میسوزم و میسازم
شمارهٔ ۷۹ : بود آیا که دگرباره به شیراز رسم
شمارهٔ ۸۰ : ز نار هجر میسوزم ز درد عشق مینالم
شمارهٔ ۸۱ : ز نادرستی اهل زمان شکسته شدیم
شمارهٔ ۸۲ : وقت آنست که بر سبزه مقامی بکنیم
شمارهٔ ۸۳ : منم که عشق بتانم نموده پیر و کهن
شمارهٔ ۸۴ : ای دوست بیا لختی ترک می و ساغرکن
شمارهٔ ۸۵ : ای نرگست به خلق در فتنه بازکن
شمارهٔ ۸۶ : تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن
شمارهٔ ۸۷ : غمزهات خونریزتر یا دیدهٔ خونبار من
شمارهٔ ۸۸ : لاله خونین کفن از خاک سر آورده برون
شمارهٔ ۸۹ : در ده شراب کهنه که آمد بهار نو
شمارهٔ ۹۰ : جان قرین رخ جانان شود انشاءالله
شمارهٔ ۹۱ : علیالصباح که بر طرهات زنی شانه
شمارهٔ ۹۲ : در طواف شمع میگفت این سخن پروانهای
شمارهٔ ۹۳ : شبی گذشت به آسودگی و آزادی
شمارهٔ ۹۴ : بر سبزه نشست بلبل و قمری
شمارهٔ ۹۵ : مرا بود به دیدار تو زین پیش وصالی
شمارهٔ ۹۶ : آخر زغم عشقت ای طفل دبستانی
شمارهٔ ۹۷ : نهاده کشور دل باز رو به ویرانی
شمارهٔ ۹۸ : نصیحتی است اگر بشنوی زیان نکنی
شمارهٔ ۹۹ : ای کمانابرو به عاشق کن ترحم گاه گاهی
شمارهٔ ۱۰۰ : صبا ز طرهٔ جانان من چه میخواهی
شمارهٔ ۱۰۱ : ای تازه بهار نغز و زببایی