ای چرخ! : دردا که ندیدیم وصال رخ دلدار
پس از فتح تهران به دست ملیون در اول مشروطیت : ای شهسواران وطن یزدان به ما یار آمده
در حجاز (غزل ضربی) : ای دلبر من، تاج سر من
مرع سحر (در دستگاه ماهور) : بند اول
غزل (در بیات ترک، اشاره به حملۀ قشون روس تزاری به پایتخت) : رقیب میرسد ازگرد راه چاره کنید
در ابوعطا : نسیم سحر بر چمن گذر کن
تصنیف (اشاره به حملۀ قشون روس تزاری به پایتخت) : گر رقیب آید بر دلبر من
باد خزان (در افشاری) : باد خزان وزان شد
در مرگ پروانه (خواننده) : پروانه ای موجود ظریف
غزل ضربی (در دستگاه همایون) : باش تا پنجهٔ ناهید زند زخمه به چنگ
در دستگاه ماهور : ۱
ای ایرانی (در دستگاه دشتی) : آخر ای ایرانی!
غزل ضربی (در ماهور) : ز من نگارم خبر ندارد
بیات اصفهان : این تصنیف را بهار در منفای خود در سال ۱۳۱۲ ساخته و به به اهالی اصفهان اهدا کرده است.
سرود ملی در ماهور (۱۲۶۹ خ) : ایران ـ هنگام کار است