خطابهٔ چهارم : پهلویا! یاد ز میراث کن
داستان کاردار : کارداری براند گرم بهدشت
ای مگس! : ای مگس، ای دشمن نوع بشر
فرار آیرم از ایران : میر لشگر ز من مکدر گشت
داستان «خرفستر» : بشنوی ار گفتهٔ پیر مغان
در عقل و علم : خرد و داد و راستی کرم است
حکایت گراز : در خیابان باغ، فصل بهار
خطاب به دروغگویان مصلح نما : ای درآورده بازی اصلاح
در مذمت ظلم و ظالم : چون اساس زمانه گشت درست
حیونات منقرضه : حیوانات سهمگین بزرگ