فقرۀ ۶۵ : خویشتن مستای تا فرارون کنش باشی‌.

فقرۀ ۴۷ : بر هیچ کس فریفتاری (‌فریبندگی‌) مکن‌، که تو نیز بسیار دردمند نشوی.

فقرۀ ۴۸‌ : پیشوا مرد، گرامی و مه (‌بزرگ) دار و سخنش بپذیر.

فقرۀ ۴۹ : جز از خویشاوندان و دوستان هیچ وام مگیر.

فقرۀ ۵۰ : شرم‌گین زن اگر با تو دوست بود ا‌وی را به زنی‌، بر زیرک‌مرد دانا ده‌، چه زیرک و دانامرد همانا چنانچون زمین نیکوست که تخم بر وی پراکنده و گونه گونه خوربار از وی برآید.

فقرۀ ۳۶ : ‌پیشگاه مرد دانا را گرامی دار و از وی سخن پرس و سخنش بشنو

فقرۀ ۳۸ : کسی که او را شرم نیست ازش خواسته مگیر.

فقرۀ ۲۲ : از بدگوهر مرد، و بد تخمه مرد افام مستان و مده‌، چه وخش گران باید دادن و همه گاه به درخانهٔ تو بایستد و همیشه پیامبر به درگاه تو برپای دارد و ترا زیان گران از وی باشد.