شمارهٔ ۵۱ : گر مدحی از ابنای بشر می گوبم
شمارهٔ ۶۷ : ای مادر اگر دسترسی داشتمی
شمارهٔ ۵۲ – ریاعیات : تن چیست؟ مرکبی ز چندین معدن
شمارهٔ ۶۸ : ای روح روان که فارغ از این بدنی
شمارهٔ ۵۳ : رفتم بر توپ تا بکوبم دشمن
شمارهٔ ۶۹ : تا بشکافد به هم دل نالانی
شمارهٔ ۵۴ : عمری بسپردیم به کام دگران
شمارهٔ ۷۰ : از پیش و پس حیات بر خیره مپوی
شمارهٔ ۵۵ : چشم فلک است بر ستمگر نگران
شمارهٔ ۵۶ : یک روی چو آیینه مبادا انسان