قصیدهٔ شمارهٔ ۱ – در مدح شیخ حمیدالدین احمد واعظ : ای صبا جلوه ده گلستان را
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ – در مدح شیخ بهاء الدین زکریا ملتانی : لاح صباح الوصال در شموس القراب
قصیدهٔ شمارهٔ ۳ – در مدح شیخ عزیزالدین محمد الحاجی : اگر وقت سحر بادی ز کوی یار در جنبد
قصیدهٔ شمارهٔ ۴ – فی مدح شیخ صدرالدین : دل تو را دوستتر ز جان دارد
قصیدهٔ شمارهٔ ۵ – ایضاله : طرب، ای دل، که نوبهار آمد
قصیدهٔ شمارهٔ ۶ – در نعت رسول اکرم (ص) : عاشقان چون بر در دل حلقهٔ سودا زنند
قصیدهٔ شمارهٔ ۷ – در مدح بهاء الدین زکریای ملتانی : روشنان آینهٔ دل چو مصفا بینند
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ – ایضاله : یا نسیم خوش بهار وزید
قصیدهٔ شمارهٔ ۹ – ایضاله : یا رب، این بوی خوش ز گلستان آید؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ – ایضاله : فرستاد دریای فضل و هنر
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ – ایضاله : طاب روح النسیم بالاسحار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ – در نعت رسول اکرم (ص) : راه باریک است و شب تاریک و مرکب لنگ و پیر
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ – ایضاله : حبذا صفهٔ سرای کمال
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ – وصف کعبهٔ معظم : حبذا صفهٔ بهشت مثال
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ – ایضاله : دوش مانا شنید فریادم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ – در نعت رسول اکرم (ص) : شهبازم و شکار جهان نیست در خورم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ – در مدح شیخ بهاء الدین زکریا ملتانی : می بیاور ساقیا، تا خویشتن را کم زنیم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ – ایضاله : هنوز باغ جهان را نبود نام و نشان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ – ایضاله : قبلهٔ روی صوفیان بارگه صفای او
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ – ایضاله : ای جلالت فرش عزت جاودان انداخته
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ – در توحید : ای جلالت فرش عزت جاودان انداخته
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ – ایضاله : منم ز عشق سر از عرش برتر آورده
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ – ایضاله : ای رخت مجمع جمال شده
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ – در مدح شیخ حمیدالدین : که برد از من بیدل بر جانان خبری؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ – ایضاله : دلا در بزم عشق یار، هان، تا جان برافشانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ – ایضاله : ای باد برو، اگر توانی