غزل شمارهٔ ۵۶ : جانا، حدیث شوقت در داستان نگنجد
غزل شمارهٔ ۴۱ : باز هجر یار دامانم گرفت
غزل شمارهٔ ۵۷ : امروز مرا در دل جز یار نمیگنجد
غزل شمارهٔ ۴۲ : مرا گر یار بنوازد، زهی دولت زهی دولت
غزل شمارهٔ ۵۸ : امروز مرا در دل جز یار نمیگنجد
غزل شمارهٔ ۴۳ : کی از تو جان غمگینی شود شاد؟
غزل شمارهٔ ۵۹ : در حلقهٔ فقیران قیصر چه کار دارد؟
غزل شمارهٔ ۴۴ : هر که را جام می به دست افتاد
غزل شمارهٔ ۶۰ : با پرتو جمالت برهان چه کار دارد؟
غزل شمارهٔ ۴۵ : باز دل از در تو دور افتاد