رباعی شمارهٔ ۵۵ : دل در غم تو بسی پریشانی کرد
رباعی شمارهٔ ۵۶ : بازم غم عشق یار در کار آورد
رباعی شمارهٔ ۵۷ : دل در طلبت هر دو جهان میبازد
رباعی شمارهٔ ۵۸ : آنجا که تویی عقل کجا در تو رسد؟
رباعی شمارهٔ ۵۹ : مسکین دل من! که بیسرانجام بماند
رباعی شمارهٔ ۶۰ : از روز وجودم شفقی بیش نماند
رباعی شمارهٔ ۶۱ : یک عالم از آب و گل بپرداختهاند
رباعی شمارهٔ ۶۲ : در سابقه چون قرار عالم دادند
رباعی شمارهٔ ۶۳ : زان پیش که این چرخ معلا کردند
رباعی شمارهٔ ۶۴ : بی روی تو عاشقت رخ گل چه کند؟