شمارهٔ ۱ : ما برفتیم، تو دانی و دل غمخور ما
شمارهٔ ۲ : صبح دولت میدمد کو جام همچون آفتاب
شمارهٔ ۳ : اگر به لطف بخوانی مَزید الطاف است
شمارهٔ ۴ : غمش تا در دلم مَأوا گرفته است
شمارهٔ ۵ : هوس باد بهارم به سوی صحرا برد
شمارهٔ ۶ : صراحی دگر بارم از دست برد
شمارهٔ ۷ : من و صلاح و سلامت کس این گمان نبرد
شمارهٔ ۸ : کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد
شمارهٔ ۹ : در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد
شمارهٔ ۱۰ : صورت خوبت نگارا خوش به آیین بستهاند
شمارهٔ ۱۱ : مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
شمارهٔ ۱۲ : دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر
شمارهٔ ۱۳ : صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
شمارهٔ ۱۴ : جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس
شمارهٔ ۱۵ : به جد و جهد چو کاری نمی رود از پیش
شمارهٔ ۱۶ : رهروان را عشق بس باشد دلیل
شمارهٔ ۱۷ : روز عید است و من امروز در آن تدبیرم
شمارهٔ ۱۸ : ای در چمن خوبی رویت چو گل خودرو
شمارهٔ ۱۹ : ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده
شمارهٔ ۲۰ : من دوش پنهان میشدم تا قصر جانان سنگنک
شمارهٔ ۲۱ : مطرب خوش نوا بگو تازه به تازه نو به نو
شمارهٔ ۲۲ : گر زلف پریشانت در دست صبا افتد
شمارهٔ ۲۳ : ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح