پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

بخش ۱ – آغاز : ای خاک تو تاج سربلندان

بخش ۲ – دست فکرت در سلسله ممکنات زدن و به ذروه توحید واجب برآمدن : هر جا به اثر نظر گمارند

بخش ۳ – نخل خامه رطب بار پیراستن و نخلستان نعت خواجه ابرار به آن آراستن علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات : ای صدرنشین تخت کونین

بخش ۴ – پایه معراج سخن را از قمه عرش گذرانیدن و به اول درجه از درجات معارج قدر او صلی الله علیه و سلم رسانیدن : ای اشهب شبرو تو از نور

بخش ۵ – در معنی عشق صادقان و صدق عاشقان : چون صبح ازل ز عشق دم زد

بخش ۶ – در سبب نظم این کتاب و باعث ترتیب این خطاب : از هر چه سخنوران بدانند

بخش ۷ – در ذکر بعضی رفتگان از دایره مال و سال و دعای بعضی مرکزنشینان نقطه حال : ای ساقی جان فداک روحی

بخش ۸ – آغاز سلسله جنبانی داستان عشق لیلی و مجنون که آن سر دفتر پردگیان حجله جمال و عفت بود و این سر حلقه زنجیریان عشق و محبت : تاریخ نویس عشقبازان

بخش ۹ – داستان مایل شدن مجنون به یکی از خوبان قبایل و محبوبان شیرین شمایل و از غیرت التفات وی با دیگری دل از وی برداشتن و هر دو را به هم بگذاشتن : آن را که به عشق گل سرشتند

بخش ۱۰ – گرم شدن مجنون از سماع آوازه لیلی و آهنگ مقام او کردن و چون شکاریان سرگشته به پای خود روی به دام آوردن : برگشت چو قیس غم رسیده

بخش ۱۱ – افسانه شب گذرانیدن مجنون و لیلی از جمال هم دور و از وصال یکدیگر مهجور : شب کز سر چرخ لاجوردی

بخش ۱۲ – رفتن مجنون روز دیگر به قبیله لیلی و ملاقات کردن باوی و به جهت ازدحام اغیار مجال سخن نایافتن : چون عیسی صبح دم برآورد

بخش ۱۳ – گذاشتن مجنون ناقه بچه دار را که در وقت استغراق وی در محبت لیلی به سوی بچه خود باز می گشت و از لیلی دور می انداخت : عشق اول او سرود و شادیست

بخش ۱۴ – در محک امتحان زدن لیلی نقد محبت مجنون را و تمام عیار بیرون آمدن آن : عنوانکش این صحیفه درد

بخش ۱۵ – عهد وفا بستن لیلی با مجنون و تاء/کید کردن آن به سوگندان گوناگون : سر فتنه نیکوان آفاق

بخش ۱۶ – استفسار کردن اهل قبیله مجنون از حال وی و اطلاع یافتن بر محبت وی با لیلی : بیاع متاع هوشیاری

بخش ۱۷ – خبر یافتن پدر مجنون از عشقبازی وی با لیلی و نصیحت کردن در آن باب : مسکین پدرش خبر چو زان یافت

بخش ۱۸ – دلالت کردن بزرگان بنی عامر پدر مجنون را به آنکه یکی از معشوقان قبیله عرب را به نکاح مجنون درآرد تا آتش سودای او فرو نشیند : چون قیس دریده جیب و دامان

بخش ۱۹ – غمازی کردن غمازان پیش لیلی که مجنون عهد دیگر کرده است و دختر عم را به عقد نکاح درآورده است : کی پرده عاشقی شود ساز

بخش ۲۰ – رفتن مجنون پیش لیلی و به بانگ زاغ فال نیکو گرفتن و نذر کردن که اگر دیدار لیلی میسر گردد یک حج پیاده بگزارد : چون باز سفیده دم درین باغ

بخش ۲۱ – رفتن مجنون به حج بعد از اجازت خواستن از لیلی : شرط است وفا به عهد کردن

بخش ۲۲ – واقف شدن قبیله لیلی از عشق مجنون با وی و منع کردن وی از ملاقات با لیلی : خوش نغمه مغنی حجازی

بخش ۲۳ – خبر یافتن پدر لیلی از ملاقات کردن وی با مجنون و سیاست کردن وی بر آن : مجنون چو به حکم آن دل افروز

بخش ۲۴ – رفتن مجنون به خانه بیوه زنی که در همسایگی لیلی می بود و منع کردن پدر لیلی آن بیوه زن را از آنکه مجنون را در خانه خود گذارد : همسایه لیلی آن جمیله

بخش ۲۵ – خشم گرفتن پدر لیلی از مجنون به جهت آمدن وی به خانه همسایه لیلی و به دادخواهی به درگاه خلیفه رفتن و سوگند خود را که پیش ازین مذکور شد راست کردن : چون مانع دل رمیده مجنون

بخش ۲۶ – پیغام فرستادن مجنون پیش پدر تا لیلی را برای وی خواستگاری کند و بردن پدر وی اعیان قبیله را به جهت کفایت این مقصود : مشاطه این عروس طناز

بخش ۲۷ – ابا نمودن پدر لیلی از پیوند دادن وی با مجنون : آن دور ز راه و رسم مردم

بخش ۲۸ – دیده نوفل مجنون را در بادیه و بر وی ترحم کردن و وی را وعده دادن که لیلی را برای وی خواستگاری کند و ابا کردن پدر لیلی : سوداگر چین این صحیفه

بخش ۲۹ – در صحرا و دشت گردیدن مجنون و خطاب کردن وی با گردباد : ریحان شکن حریم این باغ

بخش ۳۰ – باز خریدن مجنون غزالی را از صیاد و آزاد کردن وی بر یاد لیلی کردن وی بر یاد لیلی : چون صبحدم از غزاله خور

بخش ۳۱ – ملاقات کردن مجنون با شبان لیلی و خبر یافتن که مردان قبیله لیلی به غارت بیرون رفته اند و پیش لیلی رفتن وی : خورشید به وقت بامدادان

بخش ۳۲ – حکایت کردن کثیر شاعر عاشق عزه از مجنون پیش خلیفه : روشن سخن عرب کثیر

بخش ۳۳ – رسیدن کثیر به روضه پر غزالان و خبر آوردن پیش مجنون و جواب آن شنیدن : چون رفت کثیر آن هنرور

بخش ۳۴ – شنیدن خلیفه آوازه مجنون را در عشقبازی و شعرپردازی و طلب داشتن وی : دهقان شکوفه بند این شاخ

بخش ۳۵ – صفت تابستان و خبر یافتن مجنون از رفتن لیلی به حج و همراه شدن با قافله وی : سیاح حدود این ولایت

بخش ۳۶ – رسیدن مجنون در قافله لیلی به کعبه و در مناسک حج با وی عشق باختن : لیلی چو به عزم خانه برخاست

بخش ۳۷ – دیدن جوانی از ثقیف لیلی را در راه کعبه و عاشق شدن بر وی و نکاح کردن وی : گوهر کش این علاقه در

بخش ۳۸ – شنیدن مجنون شوهر کردن لیلی را و اضطراب نمودن وی از آن : طبال سرای این عروسی

بخش ۳۹ – زیادت شدن اندوه مجنون از شوهر کردن لیلی و از انسیان بگسستن و با وحشیان پیوستن : آن عاشق از خرد رمیده

بخش ۴۰ – میهمان شدن مجنون شخصی را و هم آواز شدن با مرغی که از جفت خود جدا افتاده بود و ناله و فریاد می کرد : چون زرده بیضه های گردون

بخش ۴۱ – نامه نوشتن لیلی به مجنون و عذر خواستن که شوهر کردن نه اختیار وی بلکه تکلیف مادر و پدر بود : دردانه فروش درج این درج

بخش ۴۲ – رسانیدن قاصد نامه لیلی را به مجنون و خواندن وی آن نامه را : نی باد و ز باد گرم روتر

بخش ۴۳ – جواب نوشتن مجنون نامه لیلی را : مجنون چو به نامه در قلم زد

بخش ۴۴ – بیمار شدن شوهر لیلی و وفات یافتن وی با داغ محرومی از وصال لیلی : نیرنگ زن بیاض این راز

بخش ۴۵ – خبر وفات شوهر لیلی به مجنون رسیدن و گریستن وی از آن خبر و سبب پرسیدن قاصد از آن گریه : آن رفته ز قید عقل بیرون

بخش ۴۶ – رفتن مجنون به حوالی دیار لیلی و ملاقات و مقالات وی با سگی که در کوی وی دیده بود : گوهر کش سلک این حکایت

بخش ۴۷ – پوست پوشیدن مجنون و به میان گوسفندان لیلی درآمدن و به حوالی خیمه گاه وی رفتن : آن پوست و مغز قصه اش نغز

بخش ۴۸ – رفتن مجنون به طفیل گدایان به خیمه گاه لیلی و شکستن لیلی کاسه وی را و رقص کردن مجنون از ذوق آن : شیرین سخن شکر فسانه

بخش ۴۹ – ملاقات کردن مجنون با لیلی در یکی از راهها و در انتظار مراجعت او در مقام حیرت ایستادن و شیان کردن مرغ بر سر وی : رامشگر این ترانه خوش

بخش ۵۰ – خبر یافتن اعرابی از حال مجنون و به زیارت وی رفتن و چند روز با وی بودن و اشعار یاد گرفتن : محمل بند عروس این راز

بخش ۵۱ – مراجعت کردن اعرابی بار دیگر به زیارت مجنون و بعد از جست و جوی بسیار وی را یافتن که غزالی را در آغوش گرفته و هر دو جان داده : طغراکش این فراقنامه

بخش ۵۲ – در بیان حال مجنون که وی از صورت مجاز به معنی حقیقت رسیده بود و از جام صورت شراب معنی چشیده : مستیش ز باده بود نز جام

بخش ۵۳ – رفتن آن اعرابی به دیار لیلی و خبر وفات مجنون را به وی رساندن و اظهار کردن لیلی آن معنی را پیش از گفتن اعرابی : فهرست نویس این جریده

بخش ۵۴ – بیمار شدن لیلی از خبر وفات مجنون و نصیحت کردن دوستان مر او را و جواب دادن وی مر ایشان را : لیلی چو ز داغ مرگ مجنون

بخش ۵۵ – صفت خزان و فرو ریختن برگ جمال لیلی از شاخسار حیات و وصیت کردن که وی را در زیر پای مجنون به خاک کنند : چون از نفس خزان درختان

بخش ۵۶ – در بی وفایی عالم و سرعت زوال حیات فانی : گیتی که نشیمن زوال است

بخش ۵۷ – در نصیحت فرزند ارجمند رزقه الله تعالی سعادالدارین و اوصله من مضیق خیر العلم الی فسح مشاهد العین : از فضل و ادب دهد قبولت

بخش ۵۸ – در ختم کتاب و خاتمه خطاب : هر چند چو بحر تلخکامی

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.